ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - غيبت امام زمان (عج)
از ديگر امور مورد تأكيد در امر مهدويت، مسئله غيبت امام زمان (ع) است. اين مسئله كه از دوران رسالت رسول اللّه (ص) براى مردم تبيين شده بود،[١] در اين دوران با شدّت بيشترى مطرح مىشود. امام صادق (ع) گاه با سوگند، بر حتميّت اين غيبت تأكيد مىكنند؛ چنان كه فرمودند:
«به خدا سوگند! مهدى شما از شما غايب مىشود تا آنكه فرد نادان از شما مىگويد: براى خدا در آل محمّد حاجتى نيست.»[٢]
ايشان افزون بر تأكيد بر اصل غيبت، به دوگونه بودن غيبت نيز اشاره كردند؛ چنان كه به عبيد بن زراره فرمودند:
«براى قائم دو غيبت است؛ در يكى از آنها، در موسم هاى حج حاضر بوده، مردم را مىبيند و آنها او را نمى بينند.»[٣]
ايشان در روايت ديگرى، خطاب به اسحاق بن عمّار، به بيان جزئيات اين دوگونه غيبت مىپردازند:
«براى قائم دو غيبت است. يكى از آن دو كوتاه و ديگرى طولانى است. در غيبت نخست، تنها خواصّ از شيعيانش، از مكان او آگاهى دارند و در غيبت ديگر، تنها خواصّ از دوستانش، از مكان او خبر دارند.»[٤]
امام صادق (ع) افزون بر تأكيد راجع به اصل غيبت، در برخى سخنانشان علت غيبت را نيز بيان كردند. در همين باره، وقتى كه زراره خواستار علّت غيبت شد، ايشان مسئله خوف از جان را مطرح فرمودند.[٥]
واكنش مردم نسبت به مسئله غيبت نيز يكى از مسائل مورد بحث در آن عصر بوده است. امام صادق (ع) خطاب به زراره فرمودند:
«او كسى است كه مردم در ولادت او شك مىكنند. برخى مىگويند كه او حمل است [هنوز متولد نشده]. برخى مىگويند او غايب است. برخى مىگويند: او متولّد نشده است و برخى مىگويند او دو سال پيش از وفات پدرش متولّد شده است ... پس در آن هنگام، باطل جويان شك مىكنند.»[٦]
از سخنان امام صادق (ع) استفاده مىشود كه شرايط به گونهاى در عصر غيبت رقم مىخورد كه فضاى شكّ و ترديد حاكم مىگردد؛ از اين روست كه باطلجويان در امامت ايشان دچار ترديد مىشوند؛ چنان كه ايشان از ايجاد شكّ و ترديد به سبب طولانى شدن غيبت در آن دوران و در پى آن، ارتداد اكثر آنها از دين، به برخى اصحاب خود خبر داده[٧] و در برخى ديگر از روايات خطاب به محمّد بن مسلم چنين دستور دادند: «اگر صاحب اين امر غايب شد، پس او را انكار نكنيد.»[٨]
با وجود اين، در روايات اين دوره- دست كم در چهار روايت- تأكيد مىشود كه اولياى الهى هرگز در غيبت امام خود ترديد نمى كنند؛ زيرا اگر آنها هم ترديد مىكردند، خداوند هرگز حجت خود را مخفى نمى كرد.[٩]
در اين باره، ايشان به هانى تمّار فرمودند:
«همانا براى صاحب اين امر غيبتى است. پس بنده خدا بايد تقوا پيشه كند و به دين خود متمسّك شود.»[١٠]
در حقيقت، اين شرايط به تصريح سخن امام صادق (ع) براى امتحان شيعيان است؛ چنان كه فرمودند: «خداوند تبارك و تعالى دوست دارد شيعه را امتحان كند.»[١١]
ايشان در بيان ديگرى فرمودند:
«اين امر [ظهور] براى شما فراهم نيايد، مگر پس از نوميدى. نه به خدا! براى شما فراهم نيايد تا از يكديگر [منافق و مؤمن] تمييز داده شويد. نه به خدا! فراهم نيايد تا آزمايش شويد. نه به خدا! فراهم نيايد تا هر كس بايد شقى شود، بشود و هر كس بايد سعيد بگردد، چنين شود.»[١٢]
امام صادق (ع) در بيان صريحترى فرمودند:
«پس همانا ايام غيبت او طولانى مىشود تا آنكه حق محض آشكار شود و به وسيله برگشتن شيعيانى كه طينت خبيثى دارند، ايمان از ناپاكىها تصفيه شود.»[١٣] بر اساس همين شرايط است كه دين دارى در اين دوران، بسيار دشوار مىنمايد:
«همانا براى صاحب اين امر غيبتى است. ديندار در عصر غيبت، مانند كسى است كه دست خود بر شاخه خاردار بكشد.»[١٤]
امام صادق (ع) در سخن ديگرى خطاب به مفضّل بن عمر فرمودند:
«به خدا سوگند! امام شما ساليانى غايب خواهد بود و شما امتحان خواهيد شد، تا آنكه گفته شود كه او مرده يا به هلاكت رسيده است. او به كدام وادى رفته است و چشمان مؤمنان براى او گريان است و چون امواج دريا زير و رو شوند و كسى نجات نيابد مگر آنكس كه خدا از او عهد ولايت گرفته و ايمان را در دلش نقش كرده و با روح خود او كمك كرده است.»[١٥]
بر اساس همين بيانات است كه ايشان خطاب به عمّار ساباطى تأكيد كردند: «عبادت در سرّ در دورانى كه امام غايب بوده و حكومت باطل مستقر است، برتر از عبادت در هنگام ظهور دولت حق و در كنار امام است.»[١٦]
از جمله مسائل بسيار مهم در دوران غيبت پيدايش مدعيان مهدويت در آن دوران است. اين حقيقت در برخى روايات امام صادق (ع) بازتاب يافته است؛ به ديگر سخن، فضا چنان غبارآلود مىشود كه افراد بسيارى ادعاى مهدويت مىكنند. مفضل بن عمر نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمودند: «دوازده پرچم مشتبه بالا رود كه يكى از ديگرى شناخته نشود و معلوم نباشد كدام از كيست.» من گريستم. فرمودند: «اى اباعبداللّه چه تو را گريانيد؟» گفتم: چرا نگريم با اينكه شما مىفرماييد دوازده پرچم مشتبه بالا مىرود كه معلوم نباشد كدام از كيست؟ ما چه كنيم؟ گويد: نگاهى به پرتو آفتاب افكند كه در گوشه ايوان تابيده بود و فرمودند: «اى اباعبداللّه، اين آفتاب را مىبينى؟» عرض كردم: آرى. فرمودند: «امر امامت ما از اين آفتاب روشن تر است.»[١٧]
در چنين شرايطى است كه امام صادق (ع) مردم را به پايدارى و حفظ اصول اصيل خود توصيه مىكنند؛ چنان كه فرمودند: «به همان امر نخست متمسك شده تا مطلب براى شما روشن شود.»[١٨]
در همين باره به عمربن عبدالعزيز نيز فرمودند:
«چون صبح و شامى بر تو بگذرد و امام را نبينى كه به او اقتدا كنى، هر كه را دوست مىداشتى دوست دار و هر كه را دشمن مىداشتى دشمن دار تا خدا او را آشكار كند.»[١٩]
در سخنان امام صادق (ع) به برخى حالات امام زمان (ع) در عصر غيبت نيز اشاره شده است؛ چنان كه خطاب به عبيد بن زراره فرمودند: