ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - جهانى سازى و جهانى شدنى كه اسلام معرفى مى كند، چه امتيازاتى دارد؟
همان گونه كه اشاره شد، جهانى شدن و جهانى سازى و جهانى كردنى كه اسلام معرفى مىكند، با آنچه ديگران به تصوير كشيده و در صدد پياده كردن آن هستند فرق اساسى دارد. آنچه را كه اسلام تصوير مىكند، از امتيازات خاصّى برخوردار است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم؟
١. حكومت واحد جهانى اسلامى، تحت رهبرى افراد صالح و وارسته و شخصيتهاى برجسته دينى كه معصوم از خطا و تالى تلو معصومند، اداره مىشود و قانون خدا در آن جامعه، حاكم است؛ ولى حكومت واحد جهانى پيشنهادى غرب، تحت نظر و اشراف قدرتمندان و زورمندان و ستمگران است؛
٢. از ديد اسلام، محور تمام امور در جامعه، خدا و احكام اوست؛ ولى در جهانى شدن و جهانى سازى غرب، محور، قوانين موضوعه بشرى است؛
٣. حكومت جهانى امام مهدى (ع) بر محور توسعه اخلاقى، اجتماعى و امنيّتى استوار است؛ ٦ در حالى كه در حكومت جهانى غرب، معنويّت هيچ جايگاهى ندارد؛
٤. توسعه علمى از ويژگىهاى حكومت جهانى امام مهدى (عج) است؛ در حالى كه در عصر جهانى شدن غربى، دانش پيشرفته در انحصار كشورهاى خاصّى است كه اين كشورها از انتقال آن به كشورهاى ديگر جلوگيرى مىكنند؛
٥. حكومت جهانى حضرت مهدى (ع) حكومتى است مبتنى بر آموزههاى حياتى و دينى؛ در حالى كه جهانى شدن، پيامد و حاصل آگاهانه و ناآگاهانه پيشرفتهاى سياسى، اقتصادى و فنآورى در پيوستگى با نظام سرمايهدارى و سلطهطلبى است؛
٦. حكومت واحد جهانى مهدى (ع) ولايى است و مشروعيت خود را از خدا دارد كه از ناحيه مردم نيز مورد پذيرش است؛ در حالى كه جهانى شدن، مشروعيّت حكومت جهانى را از ناحيه مردم مىداند، آن هم با هزاران فريبكارى كه در گرفتن آراى مردم به كار مىگيرد؛
٧. حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (ع) بر مبناى حاكميّت عقل است، زيرا عقل انسانها در عصر ظهور به كمال مىرسد؛ در حالى كه حكومت بر اساس جهانى شدن غربى، بر مبناى هواهاى نفسانى و تمايلات حيوانى شكل مىگيرد؛
از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ أَكْمَلَ بِهَا أَخْلَاقَهُم؛[١]
هنگامى كه قائم ما قيام كند، دستش را بر سر مردم مىگذارد و عقول آنها را كامل و افكارشان را پرورش داده و تكميل مىكند.»
٨. در حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (ع)، به دليل توسعهاى كه در دانش و عقل بشر پيدا مىشود، تمامى ظرفيّتهاى اقتصادى طبيعت كشف مىشود و سرمايه به حدّ وفور در اختيار مردم قرار مىگيرد و سيستم توزيع نيز درست عمل مىكند ...[٢] در حالى كه در نظامهاى اقتصادى حاكم بر جهان، شكافهاى اقتصادى وحشتناكى وجود دارد؛
٩. طبق كلام اميرالمؤمنين (ع) در حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عج) مؤمنان به دور او اجتماع مىكنند و از افراد فاسق و فاجر و كافر در آن حكومت، اثرى نيست؛[٣] در حالى كه درجهانى سازى غربى، مؤمنان واقعى جايگاهى ندارند و اطراف حاكمان و قدرتمندان را افراد هواپرست و لاابالى گرفتهاند؛
١٠. در حكومت جهانى حضرت مهدى (ع) ستمگران و طاغوتيان و كارگزاران، بد كيفر مىشوند؛[٤] زيرا حكومت حضرت بر اساس عدل و قسط اداره مىشود؛ ولى در عصر جهانى سازى و جهانى شدن، درست قضيه به عكس است، به جنايتكاران لقب «مصلح» مىدهند و عدالت خواهان را «تروريست» مىنامند؛
١١. پديده جهانى، هر چند به سرعت در حال گسترش و پيشروى در عرصههاى مختلف جهانى است، ولى در عين حال، امرى مبهم، نارسا و پيچيده است. ژان مارى گينو در اين باره مىگويد:
وضعيت اجتماعات انسانى در تجربه جهانى شدن، با وضعيت شخص نابينايى قابل مقايسه است كه ناگهان بينايىاش را به دست مىآورد ... رويارويى بى واسطه فرد با جهانى شدن دنيا، سكرآور است ...[٥]
در حالى كه تصوير حكومت جهانى حضرت مهدى (ع) به روشنى در روايات و احاديث بيان شده و ويژگىها و ساختار كارآمد و جامع نگرى اين حكومت، با دقّت هر چه تمامتر، ترسيم و تبيين گشته است و هيچ گونه ابهام و كاستى در آن وجود ندارد؛