ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - الگوى سوم خانواده هاى نيمه رحمانى- نيمه شيطانى
الگوى اوّل: خانوادههاى شيطانى
در خانوادههاى شيطانى، همسران هر دو خبيث و شيطانى و در شمار عباد الشّيطان هستند. صفر تا صد اين خانواده را شياطين الهام مىكنند تا روش و منششان به چه صورت باشد. خوراك، پوشاك، راه رفتن و نشست و برخاستشان، برخاسته از الهام شيطانى است. به الگوى خانوادههاى شيطانى در سوره «مسد» اشاره شده است.
شوهر (ابولهب)، در اين خانواده، هميشه آتشبيار معركه (ناراً ذاتَ لَهَبٍ)[١] است. اين آتش از ديدگاه عرفانى همان رذايل نفسانى و گناهان و فتنهانگيزىهاى شيطانى است. زن (امّجميل) نيز در چنين خانوادهاى، آتشبيار معركه و هيزمكش آتش (حَمَّالَةَ الْحَطَبِ)[٢] است و مرد را همواره به انجام گناهان و فتنهانگيزى تشويق مىكند و همكار و هميار هميشگى او در مسير بردگى، هواى نفس و شيطان مىگردد.
بر اين اساس، الگوى خانوادههاى سرتاسر شيطانى را خانوادههاى ابولهبى- امّجميلى مىخوانيم.
خداوند رحمان در شأن خانوادههاى شيطانى و ابولهبى مىفرمايد:
«تَبَّتْيَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ»[٣]
مرده باد خانوادههاى ابولهبى!
الگوى دوم: خانوادههاى نيمه شيطانى- نيمهرحمانى
در اين خانواده، شوهر خبيث و شيطانى و همسر نجيب و رحمانى است. شوهر در اين خانواده، برده شيطان و در شمار عبادالشّيطان است؛ امّا همسر بنده خداوند رحمان و در شمار عبادالرّحمان است. الگوى اين خانواده در قرآن، خانواده فرعونى- آسيهاى است. يك طرف اين خانواده در حال به استضعاف كشيدن اهل خانواده و در اوج تكبّر و استكبارورزى نسبت به ديگران است و در نقطه مقابل، بانوى رحمانى خانه قرار دارد كه با نفسانيت و خودبينى و خودبرتربينى شوهر همخوانى ندارد و فقط با خداوند معامله مىكند. چه بسا بانو در چنين خانوادهاى رسالت نجات خويش و فرزندان خانواده را چونان آسيه به دوش مىكشد. در اين خانواده، شوهر اهل هلاكت و همسر او، اهل نجات خواهد بود.
بر اساس اينكه روايات امثال حضرت آسيه را در شمار رجعتكنندگان ومهدىياوران آوردهاند، مىتوان گفت در چنين خانوادهاى نيز مىتوان بسترى براى پرورش مهدىياوران ايجاد كرد.
الگوى سوم: خانوادههاى نيمهرحمانى- نيمهشيطانى
در اين خانواده، شوهر نجيب و رحمانى و همسر خبيث و شيطانى