ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - سرمايه خانواده؛ سنگ بناى سرمايه اجتماعى
سرمايه خانواده؛ سنگبناى سرمايه اجتماعى
سميّه شكفته
سرمايه اجتماعى به مجموع منابعى گفته مىشود كه به ما كمك مىكند رابطه بهتر و مفيدترى با محيط اطراف داشته باشيم. توانايى ارتباط، بستگى به ميزان اعتماد ما به ديگران، تمايل به مشاركت و همكارى در فعّاليتهاى جمعى، همدلى با آنان و رعايت ارزشها و قوانين محيط اطراف دارد.
به عبارت ديگر، افرادى كه به ديگران اعتماد نمىكنند، تمايل به شركت در فعّاليتهاى گروهى ندارند يا به حقوق ديگران و قوانين جامعه احترام نمىگذارند، افراد انزواطلبى هستند كه سرمايه اجتماعى پائينى دارند. اين افراد گرايش به فعّاليتهاى فردى دارند و نمىتوانند به ديگران، به عنوان همكار اعتماد كرده و با همكارى با ديگران، كارهاى مفيدترى انجام بدهند.
بديهى است كه فردگرايى، يعنى به تنهايى عمل كردن، زمان و هزينه زيادى در بر دارد و اين نتيجه خوبى در پى نخواهد داشت. روشن است كه هر چه تعداد اين افراد در جامعه بيشتر باشد، رشد و توسعه در آن جامعه، كمتر اتّفاق مىافتد؛ زيرا در اين صورت، منافع فردى به منافع جمعى اولويت خواهد داشت؛ يعنى هر كسى به اين فكر مىكند كه چه كارى انجام دهد كه به نفع خودش باشد، هرچند به ضرر ديگران. در صورتى كه اگر اين فرد داراى سرمايه اجتماعى بالايى باشد، بيشتر به نفع كلّ جامعه فكر مىكند تا نفع فردى خود. مثلًا در ساعات اوج ترافيك براى كاهش آلودگى هوا، ترجيح مىدهد كه با وسايل نقليه عمومى رفت و آمد كند تا ترافيك و آلودگى كمتر شود؛ هرچند كه خودش به زحمت بيفتد.
پژوهشها نشان مىدهد كه افزايش سرمايه اجتماعى در افراد، تأثير زيادى در رشد جامعه دارد؛ مثلًا رضايت شغلى را تحت تأثير قرار مىدهد و از اين طريق، فعّاليتهاى سازمانهاى جامعه بهتر انجام مىشود. علاوه بر اين، بر كاهش ميزان انحرافات اجتماعى هم اثرگذار است، به علاوه هوش هيجانى و اجتماعى و هيجانى (به معناى توانايى واكنش سريع و بهجا) را بالا مىبرد. به طور كلّى، افرادى كه سرمايه اجتماعى بالايى دارند، قدرت تطابق بيشترى به محيط اطراف خواهد داشت و از اين رو، در شرايط متغيّر، وقت كمترى را صرف ديگران كرده و از همان ابتدا، به تغيير خود مىپردازند.
برخى از انديشمندان معتقدند كه زندگى خانوادگى، سنگبناى سرمايه اجتماعى است. بعضى «خانواده» را اساسىترين شكل سرمايه اجتماعى يا مهمترين منبع اين سرمايه با اهمّيت دانسته، گاهى نيز از خانواده، به عنوان مولّدترين محلّ توليد سرمايه اجتماعى نام بردهاند.
اين نشان مىدهد كه خانواده مىتواند بيشترين تأثير را بر تقويت اجتماعى فرزندان دانسته باشد. اين تقويت مىتواند از طريق گفتوگو و تعامل ميان والدين و فرزندان باشد؛ هرچه والدين رابطه و تعامل بيشترى با فرزندان داشته باشند، مىتوانند بيشتر اين سرمايه را تقويت كنند. سطح تحصيلات و به تبع آن، بهبود وضعيت اقتصادى كه در بالا بردن سرمايه اجتماعى والدين مؤثّر است، مى تواند آنها را به يك الگوى عملى براى فرزندان تبديل كند. از اينرو، هرچه والدين سرمايه اجتماعى بالاترى داشته باشند، فرزندان آنها هم اين سرمايه را به ارث مىبرند.
امّا نگرانىاى كه در بين دانشمندان در زمينه اجتماعى وجود دارد، محدود بودن اين سرمايه (اعتماد، همكارى و مشاركت و همدلى افراد) به اعضاى خانواده است. در اين حالت، فرد به راحتى حاضر به مشاركت با افراد خارج از چارچوب خانواده نخواهد بود. شايد بشود اين عدم توانايى را به ناتوانى در مشاركت و همدلى با افراد غير همتيپ فرد تعميم داد، (مثلًا طبقات بالا با افرادى از طبقات پايين نتوانند همكارى خوبى داشته باشند يا افراد بزرگسال با افراد كوچكتر، زنها با مردها، استاد و دانشجو و ....) اين معضلى است كه مىتواند در تقويت سرمايه اجتماعى اختلال ايجاد كند. بنابراين خانواده بايد در خلال ارتباط عميق و صميمى با اعضاى خانواده خود، اين توانايى ارتباط و همكارى و همدلى با افراد خارج از خانواده و غير همتيپ را به اعضاى خود آموزش دهند و اين از طريق مواجهه افراد از همان كودكى با افراد غير همتيپ فراهم مى شود.
بنابراين خوب است كه كودكان ما بدانند كه افراد ديگرى هم هستند كه مثل ما رفتار نمىكنند؛ مثل ما زندگى نمىكنند و مثل ما فكر نمىكنند؛ هر چه اين تفاوتها بيشتر مشاهده و درك شود، فرد مىتواند قابليت انطباق بيشترى با افراد غير همتيپ خود در بزرگسالى داشته باشد.