ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - بركت افزايان
بركتزايى پيدا كردهاند. كتب آسمانى كه به واسطه انبياى عظام الهى براى مردم ارائه شد، همه «مباركى» را در خود و با خود دارند و جزء جدا نشدنى آنها بهشمار مىروند.
خداوند متعال درباره «قرآن» فرموده است:
«وَهذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ؛[١]
اين قرآن، يادآورى كننده مبارك و پربركتى است كه ما آن را نازل كردهايم. آيا شما آن را منكر مىشويد؟»
خداوند در آيه ديگرى مىفرمايد:
«كِتابٌأَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ؛[٢]
«اين كتاب مباركى است كه به سوى تو فرستاديم تا در آيات آن تدبّر كنند و صاحبان خرد، متذكّر (حقايقش) شوند.»
واسطه فيض و بركت الهى
نزد مؤمنان ساكن فرهنگ سنّتى دينى، خداوند متعال منشأ و مشرب بركت است و اين خير و فزونى، از مجرى و مسير بركتيافتهها بر سايرين از موجودات فرو مىآيد تا از آن بهرهمند شوند؛ در حالىكه هيچيك از اماكن، ايّام يا اشياء بركت يافته، به نحو مستقل و بريده از آن منبع فيض، واجد تقدّس و بركت نيستند. نسبتى كه اين تقدّسيافتهها با آن مصدر فيض و تقدّس و بركت يافتهاند؛ لاجرم بركتزا نيز هستند؛ از اينرو از اين تقدّسيافتههاى بركتافزا، به مثابه «واسطه فيض و بركت» ياد مىشود.
لطيف آنكه نظر رحمت حضرت خداوندى، به ابر و باران، آنها را باعث بركتافزايى قرار مىدهد.
«وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ؛[٣]
و از آسمان آب پربركتى (مبارك گشتهاى) نازل كرديم، پس بدان [وسيله] باغها و دانههاى درو كردنى رويانيديم.»
لاجرم چنين باران مبارك گشتهاى، حامل رحمت، پاك و پاككننده نيز هست. اين از صفت مبارك يافتههاست كه در خود، همه پاكى و پاككنندگى را دارند و ناپاكى و رجس را مرتفع مىسازند. آيات متعدّدى متذكّر اين معانى است؛ از جمله:
«وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً؛[٤]
و اوست آنكه بادها را مژده دهندگانى پيشاپيش رحمت خويش فرستاد و ما از آسمان، آبى پاك و پاككننده فرود آورديم.»
«إِذْيُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ؛[٥]
و ياد آوريد هنگامى كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خداوند بود، شما را فراگرفت و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما دور سازد، دلهايتان محكم و پاهايتان را با آن استوار سازد.»
«تقرّب» باعث «تقدّس» و لاجرم مشمول «تبرّك» و باعث مباركى و بركتافزايى است. اين همه، از نظر لطف و عنايت حضرت خداوندى برمىخيزد.
هرگاه مخلوقى، اعمّ از انسان يا ساير موجودات، در اثر تقرّب و نسبتى كه با ذات اقدس الهى پيدا مىكند، «نظرى» بدو مىشود، چنان بركشيده مىشود كه مطهّر و متبرّك گشته و براى سايرين مبارك و بركتزا مىگردد. حضرت امام حسن عسكرى (ع) فرمودند:
«مؤمن براى مؤمن، بركت و براى كافر، اتمام حجّت است.»[٦]
به بيان اميرمؤمنان، على (ع):
«بر زبان مؤمن، نورى [الهى] است درخشان و بر زبان منافق، شيطان است كه سخن مىگويد.»[٧]
حسب سنّت ثابت الهى، هرگاه مردم روى به تقوا و ايمان بياورند، بركات الهى نيز بر آنها نازل مىشود؛ چنانكه فرموده است:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ؛[٨]
و اگر مردم شهرها، ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم، ولى تكذيب كردند، پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.»
اين بدين معنى است كه نعمت و بركت از ميان آنان برداشته شده است.
امّا واسطه فيضرسانى و بركتافزايى، در هر صورت مادّى و معنوى، شأن منتخب خداوند است و بهطور كلّى، اين امر مخصوص اوست.
بركتافزايان
با توضيح اينكه، هيچيك از بركتافزايان، از خود اراده مستقلّى ندارند و همه بركتافزايى و كاهش بركات به اذنالله اتّفاق مىافتد و جمله آنچه كه باعث فزونى بركات مىشوند، واجد شأن وسيله و واسطه بودند و تقرّب و عزّت و آبروى آنان، مويّد و پشتيبانىكننده مقام آنان نزد خداوند متعال است. عرض مىشود: از بيان روايات رسيده از حضرات معصومان (ع)، دريافت مىشود كه سلسلهاى از بركتافزايان قابل شناسايى هستند، اعّم از اشخاص، اشياء، ايّام، اوقات و سرانجام ادعيه و اذكار. جمله آنان نيز به نحوى، واجد مقام و شأن وسيلهاند و هريك حسب ظرفيت وجودى و استعداد و البتّه باذنالله در كار و بار خلق خداوند، مؤثّر مىافتند.
حضرت امام على (ع) پرده از بهترين وسايل برداشته و مىفرمايند:
«بهترين «وسيله» اى كه به وسيله و مدد آن، مىتوان به خدا نزديك شد، ايمان به خدا و پيامبر او (ص) و جهاد در راه خداست كه قلّه كوهسار اسلام است؛ همچنين جمله اخلاص (لا اله الّا الله) كه همان فطرت توحيد است و برپا داشتن نماز كه آئين اسلام است و زكات كه فريضه واجب است و روزه ماه رمضان كه سپرى است در برابر گناه و كيفرهاى الهى و حجّ و عمره كه فقر و پريشانى را دور مىكند و گناهان را مىشويد و صله رحم كه ثروت را زياد و عمر را طولانى مىكند و انفاقهاى پنهانى كه جبران گناهان مىنمايد و انفاق آشكار كه مرگهاى ناگوار و بد را دور مىسازد و كارهاى نيك (كه انسان را از سقوط نجات مىدهد).»[٩]