ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - خانه هاى بركت زا
سادهلوحى مكرّر شنيده بود كه خداوند متعال، ضامن رزق و روزى بندگان است. در اين انديشه، گوشهنشين مسجد شد و به عبادت مشغول و بىهيچ تلاشى، اميد روزى و آب و نان در دل زنده داشت.
ظهر هنگام از خداوند طلب نان كرد؛ امّا هرچه انتظار كشيد، خبرى نيامد و قوتى نرسيد. شبهنگام نيز طالب نزول شام شد و چشم بر راه؛ امّا از شام نيز خبرى نشد.
ساعاتى از شب گذشته، درويشى وارد مسجد شد، در پاى ستونى نشست و شمعى افروخت و از كيسه غذايى بيرون آورد و مشغول خوردن شد. مرد سادهلوح كه از صبح تا به آن ساعت با شكمى گرسنه از خداوند طلب روزى كرده بود، چشمش به سفره درويش افتاد و بىاختيار سرفهاى كرد تا شايد درويش متوجّه حضور او شود و پاى سفره دعوتش كند.
درويش با شنيدن صداى سرفه مردى در تاريكى، ندا داد: هركه هستى، بفرما پيش.
مرد بينوا كه از گرسنگى تاب و توان از دست داده بود، پيش آمد و به خوردن مشغول شد. وقتى كه سير شد، شرح حال خود را با درويش درميان گذاشت. درويش خطاب به او گفت: اگر سرفه نكرده بودى، من از كجا درمىيافتم كه تو در مسجدى تا به تو تعارف كنم و به روزى خود برسى؟ خداوند روزىرسان است؛ ليكن سرفهاى هم بايد كرد.
اين حكايت را پشتيبان ضربالمثل معروف «از تو حركت، از خدا بركت» بيان كردهاند.
چندى پيش، همسفر با جوانى بودم كه از من درباره «بركت» و آنچه بين ما، به عنوان طلب بركت و افزايش بركت در مال و وقت و جان مطرح است، مىپرسيد. از نوع بيانش مىتوانستم دريابم كه موضوع و مفهوم بركت، چنانكه بين عموم مردم مسلمان و از جمله مشرق زمينيان مطرح است، با حساب و كتاب دو دوتا، چهارتاى مبتلايان به سكولاريسم عصر جديد، جور درنمىآيد.
دانش آموختههاى علم جديد، به دليل پيوستگى اين علوم به عقل رياضى و كمّى و نفى تأثير متقابل عالم مادّى شهودى و عوالم ماورايى غيبى، به سرعت و سادگى، قادر به پذيرش اين معانى و مفاهيم نيستند و اساساً آنان هر امرى خارج از تحليلهاى قواعد رياضى و استنباط عقل كمّى را مردود يا حدّاقل قابل ترديد مىشناسند.
مؤمنان به اديان توحيدى و جز آنها، عموم ساكنان جغرافياى فرهنگ سنّتى، قائل و باورمند به وجود قواى مؤثّر و حاضر در عرصه حياتند كه خارج از همه قواعد كمّى و داد و ستدهاى مادّى جارى، در وقت لزوم وارد عمل شده و موجب افزايش يا كاهش دارايىها و توانايىهاى معمولى آنان مىشود؛ در حالىكه اين قواى مؤثّره هيچگاه به چشم سر ديد نمىشوند و ملموس حواسّ ظاهرى نمىگشتند.
ساكنان حوزه فرهنگ سنّتى، اين عوامل و قوا را واقعى، موجود و مؤثّر در عموم معاملات و معادلات مىشناسند و بدان باور دارند. «امر بركت» يكى از آن مجموعه وسيع از قواى مؤثّر است كه خارج از همه قوانين فيزيكى، موجب نوعى افزايش كمّى و كيفى در دارايىها و توانايىهاى مادّى و معنوى مؤمنان مىگردد.
اهل لغت «بركت» را به معناى «فزونى»، افزايش و ثبوت معرّفى كردهاند. لذا مردم، از عامل و فاكتور بركت، دو درخواست دارند: يكى افزايش كمّى و كيفى نعمت موجود (اعمّ از مال، وقت يا هر نوع دارايى مادّى و معنوى) و ديگر ثبوت و ماندگارى آن نعمت براى هميشه؛ چرا كه به تجربه دريافتهاند كه هر لحظه ممكن است نعمت داده شده از دست برود؛ چنانكه نعمتهاى فراوانى، در اثر عوامل مختلف از دست رفته و مردم در حسرت از دست دادنش ماندهاند؛ بنابراين، آنان به اميد حفظ و تداوم نعمت يا افزايش نعم نازل شده، سعى در آويختن و چنگ زدن به دستاويز و دستگيرهاى دارند كه موجب اين حفظ نعمت يا افزايش آن مىگردد.
مبارك باد، جملهاى دعايى و در معنى خدا بركت و فزونى دهاد، آمده است.
حضرت خداوندى منشأ همه بركات و دارايىها و مالك مطلق العنان جمله توانايىهاست؛ چنانكه خود فرموده:
«هُوَاللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ، هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛[١]
اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست. داننده غيب و شهود. بخشنده و مهربان. سلطان مقتدر عالم، پاك از هر نقص و عيب، ايمنى بخش دلهاى هراسان، نگهبان جهان و جهانيان، غالب و قاهر بر همه مخلوقات، با جبروت و عظمت، بزرگوار و برتر. خداوند منزّه است از آنچه براى او شريك قرار مىدهند، اوست خداوند آفريننده و پديدآورنده جهان و جهانيان، نگارنده صورت مخلوقات. بهترين نامها و صفات از آن اوست. آنچه در آسمانها و زمين است، تسبيحگوى اويند و او عزيز و حكيم است.»
آنكه در حوزه فرهنگ دينى معتقد و مؤمن به چنين خالق و پروردگارى است، آن ذات متبارك را منشأ همه دارايىها و توانايى شناخته و او را برآوردهكننده همه نيازها و بركتدهنده به همه نعمتها مىشناسد؛ همو كه خارج از همه قواعد و تصوّرات معمول بشرى، قادر به داد و دهش است؛ بدون آنكه بشر در انديشه خود، تصوّرى و تصويرى از آن همه داشته باشد.
«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً؛
و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىآورد و او را از جايى كه گمان ندارد [خارج از محاسبات عقل كمّى] روزى مىدهد و هركس بر خداوند توكّل كند، كفايت امرش را مىكند، خداوند امر خود را به انجام مىرساند و براى هر چيز، اندازهاى قرار داده است.»
در مقابل اين بركتافزايى و تبرّكتجويى مؤمنانه كه حاصل اقبال به امر قدسى است، كاستى و بىبركتى نيز، حاصل ناگزير ادبار و پشت كردن به آن منشأ خير و بركات شناخته مىشود.