ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - علويون رستگارانند
«اى على! من شهر دانشم و تو در آنى و هرگز در شهر وارد نشوند؛ جز از در آن. دروغ گفته است كسى كه گمان مىبرد مرا دوست دارد و تو را دشمن داشته باشد؛ زيرا من از توام و تو از من. گوشتت از گوشت من است و خونت از خون من است و روحت از روح من. پنهانت، پنهان من است و آشكارت، آشكار من. تو امام امّت من و خليفه من هستى بر آنها، بعد از من. سعادتمند است كسى كه تو را اطاعت كند و بدبخت است كسى كه نسبت به تو عصيان ورزد. سود برد كسى كه ولايت تو را دارد و زيانمند است كسى كه تو را دشمن دارد. فائز است كسى كه ملازم تو باشد و هلاك است كسى كه از تو جدا شود. مثل تو و مثل امامان از فرزندانت، مثل كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شود، نجات يابد و هر كس تخلّف كند، غرق مىشود و مثل شما مثل ستارگان است؛ هرگاه كه ستارهاى نهان شود، ستاره ديگرى برمىآيد تا روز قيامت.»[١]
در حديث ديگرى، حضرت رسول خدا (ص) از اهل بيت (ع) به عنوان امان اهل زمين و آسمان ياد كرده و فرمودند:
«ستارگان امان اهل آسمانند. پس هنگامى كه ستارگان مىروند، اهل آسمان در هم مىريزند و اهل بيت من، امان اهل زمينند؛ پس هنگامى كه آنان بروند، اهل زمين در هم فرو مىروند.»[٢]
چرايى و آثار اطاعت از امام
فرمان اطاعت از امام، صورت رحمت خداوند بر بندگان خود است؛ زيرا بنده چنانچه ره به كعبه مقصود نبرد و در ضلالت بماند، پيش از رسيدن به مقام ثمرگى و بلوغ، ناقص و نارسيده سقط شده و از شاخه هستى فرو مىافتد. اطاعت از آنكه اشرف و افضل از همه آفريدههاست و پرچم هدايت در طريق رشد را به دست دارد، حركت بر جادّه نور و تجربه سعادت و رستگارى الىالابد است.
حِميرى از حضرت صاحب الزّمان (ع) دعايى نقل كرده است كه در آن، حضرت ضمن معرّفى تك تك امامان، فرمودهاند:
«و رحمت و كلمه عليا براى خداست و در دستان اوست نيكى و حجّتهاى خداوند دارايى اويند (يا دستهاى اويند.) جنّ و انس را براى عبادتش آفريد و از بندگانش، بندگانى را برگزيده است. پس برخى از بندگان بدبختند و برخى سعيد. بدبخت است آنكه با آنان (حجّتهاى خداوند) مخالفت كند و نيكبخت آن است كه مطيع آنان باشد.»[٣]
علويون رستگارانند
آن روز كه خداوند متعال، در عالم ذرّ از پشت آدم (ع)، همه ذرّيهاش را حاضر كرد و در عالم نورى و به عبارتى روحى، به همگان خود را نماياند و از جملگى پيمان گرفت تا شهادت به ربوبيت خداوند متعال، نبوّت حضرت ختمى مرتبت (ص) و ولايت امام على (ع) دهند، ايمانآوردگان و تصديقكنندگان در ظاهر و باطن، اهل ولايت شدند و در زمره شهروندان و رعاياى حضرت اميرالمؤمنين (ع) وارد آمدند.
«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى؛[٤]
و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: «چرا. گواهى داديم.» تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.»
درباره پيمان فطرت آمده است كه اين پيمان، درباره سه اصل توحيد، نبوّت و ولايت اخذ شده بود.
از امام صادق (ع) درباره آيه «فِطْرَتَاللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها؛ خداوند مردم را بر اساس فطرت الهى سرشت»[٥] سؤال شد. فرمودند:
«آنان را بر اساس توحيد و اينكه محمّد رسول خداست و على اميرمؤمنان است، سرشت.»[٦]
اراده خداوند بر اين قرار گرفته بود كه مستضعفان، از خاندان رسول مكرّم (ص) زمين و امارت بر زمين را به ارث برند.
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛[٧]
و اراده كردهايم بر كسانى كه در زمين فرودست گشتند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.»
حضرت رسول (ص) در تأويل اين آيه مباركه فرمودند كه مستضعفان معرّفى شده در آيه، آل محمّد (ص) مىباشند.
«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اللهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ؛[٨]
آنان آلمحمّدند. خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى شود، برمىانگيزد و به آنها عزّت مىدهد و دشمنانشان را خوار مىكند.»
در اين آيه، حضرت رسول الله (ص) زمان تحقّق اين وعده را عصر ظهور امام مهدى (ع) اعلام فرمودهاند. شهروندان مُلك اميرالمؤمنين (ع)، به سبب پيوستن به جمع اهل ولايت، از هرگونه ترس و خوفى در امان مىمانند؛ چنانكه فرمودند:
از ابن عبّاس نقل شده است: در موسم حجّ بوديم و در ميان ما، نبى خدا (ص) و حضرت على (ع) حاضر بودند. در اين هنگام، نبى (ص) رو به سوى على (ع) كردند و فرمودند:
«گوارايت باشد و خوشا به حالت اى اباالحسن! همانا خداوند براى تو آيهاى محكم نازل فرموده است كه شبيه به ياد من و تو نيست و آن اختصاص به تو يافته است. او فرموده: «امروز دين خود را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه دين شما اسلام باشد.» در روز عرفات و روز جمعه، اين جبرئيل است كه به من خبر مىدهد از خداوند كه همانا او، براى تو و شيعيانت در روز قيامت، سوارانى برمىانگيزاند، وارد محشر مىكند در صورت نجبا كه سوار بر نورند. آنها در كنار قبر آنها مركبهاى خود را نگه مىدارند و ندا مىدهند: سوار شويد اى دوستان خدا!
پس در صفى سوار مىشوند و تو پيشواى آنان هستى به سوى بهشت. هنگامى كه از ميان محشر مىگذرند، بويى از آنها در صحرا مىپيچد [...] پس با صدايى از سوى آنها اعلام مىشود: «ما علويون هستيم.» پس به آنها گفته مىشود: اگر شما علويون هستيد، پس شما در امانيد و ترس و خوفى امروز بر شما نيست و غمگين نمىشويد.»[٩]
شايد آن روز كه حضرت اميرالمؤمنين على (ع) پايتخت دولت و خلافت اسلامى را از «مدينه» به «كوفه» منتقل فرمود، در علم امامت خويش مىدانست كه پايههاى اوّليه دولت جهانى علويون را استوار مىسازد.
تجمّع ارواح مؤمنان در «وادىالسّلام» و مدفن حضرت اميرالمؤمنين (ع)