ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - ٢ عمل كردن به دانسته ها
اشاره:
فرصت عمر آنقدر محدود و لحظات زندگى آنقدر گرانبهاست كه نمىتوان همه چيز را خود تجربه و تنها به يافتههاى خود بسنده كرد. از اينرو، گريزى از درسآموزى از ديگران و بهرهگيرى از يافتهها و دانستههاى بزرگان نيست؛ به ويژه بزرگانى كه از خاندان عصمت و طهارتند و هر آنچه مىگويند، نه از سر هوى، بلكه وحى الهى است.
آنچه در پى مىآيد، درسى است از هزاران درسى كه اهلبيت عصمت و طهارت (ع) به ما آموختهاند.
[١.] اصلاح نظام ارتباطى
همه سخنان پيشوايان دين، راهگشا، پندآموز و روحافزا هستند و آدمى را در رسيدن به سر منزل مقصود يارى مىدهند؛ ولى برخى از اين سخنان، حوزه تأثيرگذارى گستردهترى دارند و چون چراغى فروزنده، همه گستره راهى را كه انسان در مسير كمال در پيش رو دارد، روشن مىسازند. در يكى از كلمات قصار امام على (ع) چنين آمده است:
«مَنْ أَصْلَحَ مَا بَينَهُ وَ بَينَ اللهِ أَصْلَحَ اللهُ مَا بَينَهُ وَ بَينَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللهُ لَهُ أَمْرَ دُنْياهُ وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كانَ عَلَيهِ مِنَ اللهِ حَافِظ؛[١]
هر كس رابطه ميان خود و خدا را نيكو سازد، خداوند رابطه او را با مردم نيكو سازد و هر كه كار آخرت را به صلاح آورد، خداوند كار او را اصلاح فرمايد و هر كس اندرزدهنده خود باشد، خدا بر او نگهبانى گمارد.»
حضرت امير (ع) در اين كلام كوتاه، ولى بسيار پرمعنا و ارزشمند، از يكسو رابطه انسان با خدا، خود و ديگران و از سوى ديگر، رابطه او را با دنيا و آخرت بيان مىكند و تصوير جامعى از نظام ارتباطات اسلامى ارائه مىدهد.
الف) رابطه انسان با خدا و ديگران
بر خلاف تصوّر بسيارى از ما كه رابطه با خدا را در عرض ديگر روابط اجتماعىمان و گاه حتّى در حاشيه آن، تحليل و ارزيابى مىكنيم، امام على (ع) رابطه با خدا را اساس ارتباطات اجتماعى و اصلاح اين رابطه را مقدّمه و زمينهساز اصلاح ديگر روابط مىداند.
اين ديدگاه، دو نتيجه اساسى در پى دارد؛ نخست اينكه، اگر در پى اصلاح رابطه خود با ديگران، اعمّ از پدر و مادر، همسر، فرزندان، خويشان و بستگان، دوستان، همسايگان، همكاران، همشهرىها و همميهنان خود هستيم، بايد رابطه خود را با خدا اصلاح كنيم. در اين صورت، خداوند، خود رابطه ما را با ديگران نيكو مىسازد.
دوم اينكه، اگر در رابطه اجتماعىمان، نقص و خللى احساس مىكنيم، بايد در درجه نخست، رابطه خود با خدا را وارسى و عيب و نقصهاى آن را برطرف كنيم.
هيچ انديشيدهايم كه چرا مردم، ناخودآگاه مردان خدا و انسانهاى شايسته را دوست مىدارند و به آنها احترام مىگذارند؟! اين نيست مگر به دليل مهرى كه خداوند در دل مردمان نسبت به اين بندگان ايجاد مىكند.
ب) رابطه انسان با دنيا و آخرت
برخى انسانها در مسير رسيدن به جاه، مال، مقام و موقعيت اجتماعى و همه آنچه كه از مظاهر فريبنده دنيا به شمار مىآيد، همه باورها و ارزشها را زير پا مىگذارند و آخرت خود را به قيمت دنيا بر باد مىدهند؛ غافل از اينكه اگر در پى اصلاح امر آخرت خود برآيند و در همه فعل و تركشان، حساب و كتاب روز جزا را در نظر داشته باشند، خداوند، امر دنياى آنها را هم به بهترين شكل اصلاح مىگرداند.
اين مطلبى است كه در دومين فراز سخن اميرمؤمنان، على (ع) به آن تصريح شده است.
قرآن كريم نيز در اينباره مىفرمايد:
«مَنْكانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛[٢]
و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او، راه بيرون شدنى قرار مىدهد و از جايى كه حسابش را نمىكند، به او روزى مىرساند و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است.»
ج) رابطه انسان با خود و خدا
سومين مطلبى كه در كلام اميرمؤمنان (ع) به آن پرداخته شده، موضوع رابطه انسان با خود از يكسو و رابطه او با خدا از سوى ديگر است. بر اساس اين كلام، انسان زمانى مىتواند به خوبى با خدا ارتباط برقرار كند و از حفظ و حراست الهى بهرهمند شود كه ابتدا با خود، رابطه خوبى برقرار كرده و نظارت مناسبى بر اعمال و رفتار خود داشته باشد.
اين همان حالتى است كه مولا على (ع) از آن، به عنوان داشتن اندرزگوى درونى تعبير كرده است؛ يعنى حالتى كه انسان، پيوسته، پندار، رفتار و گفتار خود را واكاوى كند و در صورت بروز هرگونه خطا، لغزش و اشتباه، چون اندرزگويى مشفق، نفس خود را نصيحت كند و از سرانجام ناگوار گناه و معصيت برحذر دارد. در اين صورت، خداوند با گماردن نگهبانى از فرشتگان، او را در افتادن در وادى هلاكت و گمراهى، در امان نگه مىدارد.
٢. عمل كردن به دانستهها
بسيارى از ما راه حصول علم و معرفت را منحصر در فراگيرى از استاد يا مطالعه كتاب مىدانيم و معتقديم تنها كسانى از فضل و كمال علمى برخوردارند كه استاد بيشترى را درك كرده و كتابهاى فزونترى خواندهاند؛ غافل از اينكه بر اساس آموزههاى دينى، راه دستيافتن به علم و معرفت، به راههاى متداول و مرسوم، منحصر نشده و فضل و كمال علمى تنها با نشستن پاى درس استاد و خواندن كتاب، حاصل نمىشود.
از تعاليم اهل بيت عصمت و طهارت (ع) چنين برمىآيد كه عمل كردن به دانستهها، يكى از راههاى مهمّ كسب معرفت و تقويت و نهادينهسازى آن است. در روايتى از امام باقر (ع) در اين زمينه، چنين مىخوانيم:
«مَنْ عَمِلَ بِمَا يعْلَمُ عَلَّمَهُ اللهُ مَا لَمْ يعْلَم؛[٣]
هر كس به آنچه مىداند عمل كند، خداوند آنچه را نمىداند، به او