ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - خوشا به حال حاضرها
به سوى برگرد
مرتضى مهدوى يگانه
با تو مىگويم اى دل
اى دل!
آنجا كه بايد در و دروازه خويش را ببندى تا بيگانه در تو وارد نشود و جا خوش نكند، آن را باز مىگذارى و آن هنگام كه بايد آن را فقط به روى صاحبخانه باز كنى، از اصل فراموشش كردهاى!
هر كس و ناكسى را به خود راه دادهاى تا جايى كه جايى براى دلدار باقى ننهادهاى.
صاحب و دلدار تو، اى دل! امام زمان توست؛
كه خود آئينهدار جمال الهى و ذكر و نام و ياد اوست؛
پس آنگاه كه به ياد امام خويش مىافتى، خدا را ياد كردهاى؛
زيرا در آئينه، جز جمال الهى پيدا نيست.
اى دل با تو مىگويم!
اگر مىبينى آنگاه كه به ياد مولا، صاحب و دلدار خويش، امام زمانت، هستى، آرامش و طمأنينه دارى، به همين روست كه او محلّ و مسكن ذكرالله است كه:
«السّلام على محالّ معرفة الله و مساكن ذكرالله؛[١]
سلام بر شما ائمّه كه جايگاه معرفت خدا و ذكر و ياد او هستيد!»
آرى. اينگونه است كه با ياد امام زمانت، آرامش و سكينت مىيابى و در پناه اين طمأنينه و آرامش است كه مىتوانى به راه خويش؛ يعنى رشد و شكوفايى ادامه دهى.
اى دل!
اين را تجربه كن!
هر روز در آغازين لحظات صبح، به مولا و دلدارت سلامى كن؛ ارادتى نشان ده و از حضرتش يارى بطلب كه در آن روز، بيشتر به يادش باشى؛
جنابش را بر خويش حاكم و ناظر بنگرى؛
ترنّم محبّت و عشقش را بيشتر زمزمه كنى؛
و بدين سان، خويشتن را حيات بخشى و زنده نمايى.
اى دل!
اگر نمىدانى، بدان!
اگر افسردهاى و پژمرده،
از آنجاست كه مولايت را فراموش كردهاى.
به سوى او برگرد، تا همه چيز به سوى تو بازگردد!
پىنوشت:
[١]. «مفاتيح الجنان»، زيارت جامعه اوّل.
\*\*\*
خوشا به حال حاضرها
يك نكته از هزاران
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ الَّتِى لَا تَخْفَى؛
سلام بر تو اى حجّت خدا كه غايب نگشتهاى!»
يادت هست كلاسهاى درس را كه معلّم مىآمد و به اصطلاح حاضر و غايب مىكرد؟ يكايك اسم دانشآموزان را مىخواند و هر كس به كلاس آمده بود، با شنيدن اسمش مىگفت: حاضر.
بعضىها دير به كلاس مىرسيدند و بالأخره اسمشان در ليست حاضرها ثبت مىشد، امّا برخى هم غايب بودند.
حالا اينها را براى چه گفتم؟ براى اينكه ببينيم سر كلاس امامت و ولايت، حاضر هستيم يا نه؟ معلّم و استاد كه حاضر است. اين را در زيارت امام زمانمان يادمان دادهاند كه بگوييم: «سلام بر تو اى حجّت الهى كه مخفى نيستى!» و اين معلّم و استاد سر كلاس حاضر است و غايب نيست؛ فقط منتظر دانشآموزان است كه در كلاس حاضر باشند و درس امامت و ولايت را خوب ياد بگيرند تا در نهايت، مثل شهيدان در ميدان ايثار و فداكارى و شهادت بتوانند حضور پيدا كنند و استقامت ورزند. سالهاست كه جمهورى اسلامى و نظام ولايى را با قيمت خون مطهّر شهيدان به ما ارزانى داشتند و ولى فقيه را مظهر امام معصوم (ع) قرار دادند تا بتوانيم در اين كلاس، به خوبى تمرين كنيم و براى زمان ظهور آماده گرديم.
امّا آيا ما آنقدر تمرين كردهايم كه اگر در سر كلاس اسممان را خواندند، با صداى بلند و با سرافرازى بگوييم: حاضر؟
خوشا به حال حاضرها!