ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - واكنش ديگران
والدينى كه هر دوى آنها تحصيلات بالايى داشتند، بالاتر از آمادگى كودكانى بود كه والدينشان تحصيلات پايينى داشتند.
پيشرفت تحصيلى فرزندان
در يك پژوهش، بونكه و آندرسن، در سال ٢٠٠٤ م. به بررسى اين موضوع پرداختند كه آيا تشابه تحصيلاتى والدين بر ميزان زمانى كه والدين براى فرزندانشان اختصاص مىدهند، تأثير مىگذارد يا خير؟
مشخّص شد والدينى كه داراى تشابه تحصيلى هستند، وقت بيشترى را به فرزندانشان اختصاص مىدهند و اين ميزان، به خصوص در والدين داراى سطح تحصيلات بالا، بسيار بيشتر از گروههاى ديگر است. اختصاص دادن وقت كافى به فرزندان، سبب كاهش مشكلات آنها و پيشرفت تحصيلىشان مىشود.
موضوع يكى از پاياننامههاى دوره كارشناسى روانشناسى در «مشهد مقدّس»، تأثير اشتغال مادران بر پيشرفت تحصيلى فرزندانشان در مدارس امام رضا (ع) بود كه در آن، موضوع تحصيلات مادران نيز مورد بررسى قرار گرفت و اين نتيجه حاصل شد مادرانى كه سطح تحصيلات عاليه دارند، ولى خانهدار هستند، بيشترين تأثير مثبت بر پيشرفت تحصيلى فرزندان خود دارند.
وقتى كه زوجين سطح تحصيلاتشان يكسان يا نزديك به هم باشد، آنها ديدگاههاى نزديك به هم دارند و يكديگر را بهتر درك مىكنند و معمولًا رضايت آنها از زندگى زناشويى بيشتر مىشود. در اين مورد، معمولًا اگر مرد به دليل اينكه رياست و سرپرستى خانواده را بر عهده دارد، سطح تحصيلاتش نسبت به زن بالاتر باشد، مشكلات كمترى ايجاد خواهد شد.
بر اساس نتايج پژوهشها، معمولًا والدينى كه از شيوههاى فرزندپرورى مقتدرانه (محبّت و كنترل كافى والدين) استفاده مىكنند، والدينى هستند كه داراى سطح تحصيلات عالى هستند، معمولًا بيشتر با فرزندانشان ارتباط دارند، با آنها كتاب مىخوانند، صحبت مىكنند و ...؛ در حالىكه والدينى كه سطح تحصيلات پايينترى دارند، معمولًا دوست دارند كه فرزندانشان دستورات آنها را اطاعت كنند و ارتباط دوستانهاى با فرزندان ندارند. بنابراين روانشناسان توصيه مىكنند كه در زمينه ازدواج، بهتر است افراد از طبقاتى كه نزديك هم هستند (داراى تشابه تحصيلى) با يكديگر ازدواج كنند؛ زيرا اختلافات آنها در ارزشها و باورهايشان كمتر است.
در صورتى كه سطح تحصيلات مرد، پايينتر از زن باشد، مشكلاتى ممكن است بروز نمايد كه به تعدادى از آنها اشاره مىشود:
سوء تعبيرهاى دائمى
از آنجايى كه مرد رئيس خانواده است، بهتر است تحصيلات او برابر يا بالاتر از همسرش باشد تا بتواند نقش خود را به خوبى ايفا كند؛ به خصوص كه بالا بودن سطح تحصيلات زن از مرد در كشور ما، چندان مرسوم نيست و ممكن است مرد در مورد هر يك از رفتارهاى همسرش، دچار سوء تعبير شود و حس كند كه همسرش قصد دارد ضعفهاى او را به رخش بكشد. اين امر در دراز مدّت، اعتماد به نفس مرد را كاهش داده و او ديگر قادر نيست نقش خود را به عنوان رئيس خانواده، به خوبى ايفا كند. از طرف ديگر، ممكن است مرد خانواده براى پنهان كردن ضعف خود در اين مورد و ثابت كردن اين موضوع كه او رئيس خانواده است، حتّى حرفهاى منطقى همسرش را هم نپذيرد.
اشتراكات كم
نمىتوان انكار كرد كه تحصيلات، نوع نگرش افراد را نسبت به مسائل مهمّ زندگى تغيير مىدهد؛ مثلًا ممكن است مرد معتقد باشد انسان موفّق، كسى است كه پول زيادى داشته باشد؛ امّا زن به همين اندازه روى مطالعه تأكيد داشته باشد. به همين ترتيب، تفريحات و علايق اين دو فرد از هم متفاوت است.
واكنش ديگران
خيلى اوقات زنان براى رسيدن به اهداف تحصيلى، ازدواج خود را به تأخير مىاندازند؛ در حالىكه اقوام و آشنايان منتظر هستند تا ببينند بالأخره او، چه كسى را انتخاب مىكند. اينجاست كه يك چالش درونى براى خانمها اتّفاق مىافتد: اگر كسى از او بپرسد كه تحصيلات همسرش چقدر است، مىتواند بدون ناراحتى بگويد كه او ديپلمه است يا نه؟ در چنين شرايطى، قطعاً نمىتوانيد از همسرتان بخواهيد خودش را داراى تحصيلات دانشگاهى جا بزند و جلوى فاميل، حقيقت را نگويد، چون در اين صورت، شخصيت او را زير سؤال بردهايد.
علاوه بر اين، بررسىها نشان داده است كه ميزان بروز اختلافات در خانوادههايى كه سطح تحصيلات مرد از زن بالاتر است، كمتر از خانوادههايى است كه در آنها، زن از تحصيلات بالاترى برخوردار است.
در بعد تربيت فرزندان، اختلافاتى بين والدين با سطح تحصيلى متفاوت روى مىدهد؛ به عنوان مثال اگر مادر تحصيلكرده و پدر بىسواد يا كمسواد است، مشاهده مىشود كه پدر، فرزندان را توبيخ و گاه تنبيه مىكند. در مراودات و مهمانىها هميشه يكى از زوجين، مكدّر و ناراحت است؛ زيرا اگر معاشران از دوستان تحصيل كرده باشند، طرفى كه از معلومات كمترى برخوردار است، احساس رنجش خواهد كرد و چنانچه از خانوادههاى عادّى باشند، فرد تحصيل كرده دچار ملال خواهد شد. در اينگونه خانوادهها، كودكان دو قطبى بار مىآيند؛ زيرا از دو نوع مربّى برخوردار هستند.
مغايرت فرهنگ زوجين، هرگز پوشيده و پنهان نمىماند؛ بلكه در مواردى بين زن و شوهر، اصطكاك و تصادم به وجود مىآيد و كودكان از امنيت خاطر، در حدّ كمال برخوردار نخواهند شد.
ممكن است زن و مرد كه بايد يار و ياور همديگر باشند، در اينگونه خانوادهها، احساس تنهايى و غربت نمايند و پر واضح است كه احساس تنهايى موجب ملال و افسردگى خواهد بود.
منابع:
- «گلستان سعدى»، داستان طوطى و زاغ.
- كتاب «زن امروز، مرد ديروز»، مؤلّف: آقاى كيهان نيا.
- سايت تبيان.