ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - جهانى شدن
جهانى شدن
پرسش: جهانى شدن به چه معنايى است؟
پاسخ: به نظر مىرسد با همه تعاريفى كه از جهانى شدن ارائه شده، امّا تاكنون، هيچيك تعريف روشن و جامعى از آن نبودهاند؛ زيرا اوّلا،: اين پديده هنوز به حدّ تكامل نهايى خود نرسيده است؛ ثانياً، هر كسى در مقام تعريف، بُعدى از ابعاد آن را بازگو كرده است؛ در عين حال، به برخى از تعاريف اشاره مىكنيم:
١. برخى جهانى شدن را فرآيندى اجتماعى مىدانند كه در آن، قيد و بندهاى جغرافيايى كه بر روابط اجتماعى و فرهنگى سايه افكنده است، از بين مىرود؛[١]
٢. برخى ديگر جهانى شدن را به معناى تشديد روابط اجتماعى در سرتاسر جهان مىدانند كه مكانهاى دور از هم را چنان به هم مرتبط مىسازد كه اتّفاقات هر محل، زاده حوادثى است كه كيلومترها دورتر به وقوع مىپيوندد؛[٢]
٣. هاروى جهانى شدن را در بر دارنده دو مفهوم فشردگى زمان و مكان و كاهش فاصلهها تلّقى مىكند.[٣] و[٤]
پرسش: ريشههاى تاريخى «جهانى شدن» از چه زمانى است؟
پاسخ: ريشههاى تاريخى جهانى شدن را مىتوان به عمق تاريخ بشر مربوط دانست. طبق نظر جامعهشناسان و باستانشناسان، زندگى بشر از زندگىهاى محدود خانوادگى و انفرادى در جنگلها، غارها و پناهگاهها شروع شده و به تدريج، به جمعيتهاى عشيرهاى و قبيلهاى و اجتماعات محدود در كنار چشمهها و رودخانهها تبديل شده و بعداً تبديل به روستاها و واحدهاى كوچك شده اند. سپس شهرها تشكيل شده و از شهرها به تدريج، كشورها و دولتها پديد آمدهاند. بنابراين در مجموع، زندگى بشر به سوى جهانى شدن در حركت است؛ يعنى هر چه كه پيش مىرويم، تفرقهها كمتر و تجمّعها زيادتر مىشود؛ البتّه اين حركت در قرون اخير، سرعت بيشتر به خود گرفته است و با بهرهگيرى از وسايل جديد ارتباط جمعى، حركت به سوى جهانى شدن شتاب بيشترى خواهد گرفت.[٥]
پرسش: غربىها از «جهانى شدن»، چه اهدافى را دنبال مىكنند؟
پاسخ: به نظر مىرسد با سه وجه مهم و اساسى و گاهى متمايز از هم روبه رو هستيم كه به اشتباه يا تسامح، به هر سه عنوان، «جهانى شدن» اطلاق مىگردد:
١. فرآيند طبيعى و تدريجى جهانى شدن؛
٢. جهانىسازى غربى؛
٣. جهانىسازى آمريكايى.
«جهانى شدن» گرچه يك روند و حركت تدريجى، طبيعى و تكاملى را طى كرده و در عصر جديد، به مراحل بالايى از بالندگى و شكوفايى علمى، اقتصادى و تكنولوژى دست يافته است، ولى همين روند طبيعى در حركت رو به رشد و تكاملى خود، شاهد دستاندازى و دخل و تصرّف قدرتهاى اقتصادى و سياسى بزرگ بوده و در بعضى موارد، در خدمت منافع و آمال آنها قرار گرفته است كه از آن، به «جهانى كردن» تعبير مىشود؛ به عبارت روشنتر، قدرتهاى پيشرفته غربى و صاحبان شركتهاى بزرگ اقتصادى و تجارى و ... اين روند را در خدمت منافع خود گرفته و به نوعى، خود را بر اين فرآيند طبيعى تحميل كرده و حتّى در مسير حركت آن، انحراف ايجاد كردهاند.
پروژه «جهانىسازى» آمريكايى، دقيقاً همان آمريكايىسازى و تحت سلطه قرار دادن كلّ جهان از سوى آمريكا بوده و امرى كاملًا متمايز با روند «جهانى شدن» است. پس در حقيقت، بين «جهانى شدن طبيعى» و «جهانى شدن غربى» با «جهانىسازى آمريكايى»، فرق فاحشى است. «جهانى كردن اقتصاد»، به دنبال تحوّل عميق سرمايهدارى و حاكميت نظام سلطه و مبادله نامتوازن صورت مىپذيرد. اين پروژه، اوج پيروزى سرمايهدارى جهانى و حاكم شدن رقابت بىقيد و شرط در سراسر جهان است.
«جهانىسازى آمريكايى»، در زمينه نظامى، سياسى و حتّى اقتصادى پروژهاى است كه ناشى از سياستها و استراتژىهاى كلان «ايالات متّحده آمريكا» است؛ به عبارت ديگر، جهانىسازى، همان آمريكايىسازى است.[٦]
پىنوشتها:
[١]. سوره توبه، آيه ٣٨.
[٢]. راه مهدى (ع)، ص ٥٤.
[٣]. الغيبة، طوسى، ص ٤٧٢؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٢، ح ٥٨.
[٤]. «موعود شناسى»، ص ٣٣.
[٥]. همان، ص ٣٦.
[٦]. لذات فلسفه، بخش دعوت.
[٧]. «موعود شناسى»، ص ٣٧.
[٨]. كشورهاى در حال توسعه و سازمان جهانى تجارت.
[٩]. فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ٢٥، ص ١٢٣.
[١٠]. جامعهشناسى سياسى معاصر.
[١١]. «موعود شناسى»، ص ٤١.
[١٢]. همان، ص ٤٢.
[١٣]. همان.