ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - درباره آينده و آخرالزّمان
شِرَارَهُمْ فَيَسُومُونَهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ [نِسَاءَهُمْ] فَيَدْعُوا خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُم؛[١]
از رسول خدا (ص) روايت شده است زمانى بر مردم بيايد كه چهرههايشان، چهره آدميان، ولى دلهايشان دلهاى شيطان باشد؛ بهسان گرگان درّنده خونريز باشند؛ پيوسته به كارهاى ناپسند خويش ادامه دهند؛ اگر با آنها همسويى كنى، تو را متّهم سازند و اگر خبرى برايشان بازگويى، تو را دروغگو شناسند؛ چون از آنها غايب باشى، غيبتت كنند؛ سنّت در نزد آنها، بدعت و بدعت از نظر آنها، سنّت باشد؛ شخصيتهاى وزين به نزد آنها حيلهگر باشند و اشخاص حيلهگر در نظر آنان، باشخصيت خوانده شوند؛ مؤمن در جمع آنان، حقير و بىمقدار و فاسق پيش آنها، محترم باشد؛ كودكانشان پليد و زنانشان بىباك باشند و پيرانشان امر به معروف و نهى از منكر نكنند؛ پناه بردن به آنها مايه ننگ و عار و اعتماد به آنان، خوارى و ذلّت و درخواست چيزى از آنها نمودن، جامه درويشى به تن كردن است. در آن هنگام، خداوند آنان را از باران بههنگام محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد؛ بدانشان را بر آنان مسلّط كند كه آنان را به انواع عذاب معذّب دارند؛ فرزندانشان را از دم تيغ بگذرانند و زنانشان را زنده بدارند؛ نيكانشان دعا كنند؛ ولى به اجابت نرسد.»
قال رسولالله (ص): «يَأْتِى عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَاؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِيرُهُمْ دِينُهُمْ وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ وَ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِيمَانِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا دَرْسُهُ مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورَةٌ مِنَ الْبَنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَنِ الْهُدَى عُلَمَاؤُهُمْ أَشَرُّ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ حِينَئِذٍ زَمَانٌ ابْتَلَاهُمُ اللهُ بِأَرْبَعِ خِصَالٍ جَوْرٍ مِنَ السُّلْطَانِ وَ قَحْطٍ مِنَ الزَّمَانِ وَ ظُلْمٍ مِنَ الْوُلَاةِ وَ الْحُكَّامِ