ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ٥ برادران حضرت رسول (ص)
شهادت اينكه معبودى جز خدا نيست و حضرت محمّد (ص) بنده و رسول اوست؛ اقرار و اعتراف به دستورهاى الهى؛ اقرار به ولايت اهل بيت (ع)؛ برائت از دشمنان اهل بيت (ع)؛ تسليم در برابر اهل بيت (ع)؛ تقوا؛ كوشش در راه خدا و آرامش؛ انتظار حضرت قائم (عج).»
٣. در امر فرج شكيبا باشيد
امام اميرالمؤمنين على (ع) مىفرمايند:
«مُزَاوَلَةُ قَلْعِ الْجِبَالِ أَيْسَرُ مِنْ مُزَاوَلَةِ مُلْكٍ مُؤَجَّلٍ وَ اسْتَعِينُوا بِاللهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ لَا تُعَاجِلُوا الْأَمْرَ قَبْلَ بُلُوغِهِ فَتَنْدَمُوا وَ لَا يَطُولَنَّ عَلَيْكُمُ الْأَمَدُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُكُمْ؛[١]
تلاش براى از جاى بركندن كوهها آسانتر است از مبارزه با پادشاهىاى كه براى آن، مدّت خاصّى قرار داده شده است. از خداوند يارى بخواهيد و شكيبا باشيد. «همانا زمين از آن خداست و آن را به هر يك از بندگانش كه اراده كند، واگذار مىكند و سرانجام نيكو از آن پرواپيشگان است.» در انجام اين كار (فرج امام زمان (عج)) قبل از رسيدن زمان آن، شتاب نكنيد كه پشيمان خواهيد شد و پايان انتظار بر شما طولانى جلوه نكند كه سنگدل مىشويد.»
٤. در دوران غيبت، خدا نزديك تر است
از امام صادق (ع) نقل شده است:
«أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَرْضَى مَا يَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَعْلَمُوا مَكَانَهُ وَ هُمْ فِى ذَلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ لَا مِيثَاقُهُ فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً فَإِنَّ أَشَدَّ مَا يَكُونُ غَضَبُ اللهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِيَاءَهُ لَا يَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتَابُونَ مَا غَيَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَيْن ...؛[٢]
هنگامىكه حجّت خدا، در ميان مردم نباشد، مردم به خدا نزديكترند و خدا از مردم خشنودتر است؛ زيرا با اينكه حجّت خدا ظاهر نيست و جاى او را نمىدانند، باز باور دارند كه حجّت خدا هست و پيمان خدايى استوار است. در چنين روزگارى، هر صبح و هر شام منتظر فرج باشيد؛ چون به هنگامى كه حجّت غايب باشد، خشم خدا بر دشمنان خود بيشتر است و خدا مىدانست كه اوليا و مؤمنان، درباره حجّت او [گرچه غايب باشد و غيبت او طولانى گردد] شك نمىكنند. اگر مىدانست كه شك مىكنند، يك چشم به هم زدن، حجّت خود را غايب نمىداشت ...»
٥. برادران حضرت رسول (ص)
از امام باقر (ع) نقل شده است:
قالَ رَسولُ اللّهِ (ص) ذاتَ يَومٍ وَ عِنْدَهُ جَماعَةٌ مِنْ أَصحابِه: «أللَّهمَّ لَقِّنى إخوانى «مَرَّتَينِ فَقالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أصْحابِه: أما نَحْنُ إخوانكَ يا رَسولَ اللّه؟ فَقالَ: لا، إنَّكُمْ أصحابى وَ إخوانى قَوْمٌ فى آخِرالزَّمانِ آمَنوا وَ لَمْ يَروْنى، لَقَدْ عَرَّفنيهُمْ الله بِأسمائِهِمْ وَ أسْماءِ آبائِهِم. مِنْ قَبْلِ أنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أصْلابِ آبائِهِمْ وَ أرْحامِ امَّهاتِهمْ. لأحَدُهُمْ أشَدُّ بَقيّةً عَلى دينِه مِنْ خَرْطِ القِتادِ[٣] فِى اللَّيلةِ الظّلماءِ. أوْ كَالقابضِ عَلى جَمْر الغَضاءِ[٤] أُولئكَ مَصابيحُ الدُّجى، يُنْجِيِهم اللّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْراءِ مَظْلِمَةٍ؛[٥]
ابوبصير از ابوجعفر [امام محمّد باقر (ع)] نقل مىكند كه فرمودند: «روزى پيامبر خدا (ص) در حالى كه عدّهاى از يارانش نزد او بودند، فرمودند: «خداوندا! برادران مرا به من بنما!» ايشان اين سخن را دو مرتبه تكرار كردند. در اين هنگام، گروهى از ياران كه گرد آن حضرت بودند، گفتند: اى پيامبر خدا! آيا ما برادران شما نيستيم؟
فرمودند: «نه. شما ياران من هستيد. برادران من قومى هستند [كه] در آخرالزّمان [خواهند آمد]. آنها به من ايمان مىآورند؛ در حالى كه مرا نديدهاند. خداوند آنها را با نامهاى پدرانشان به من شناسانده است، پيش از آنكه از پشتهاى پدران و رحمهاى مادرانشان خارج شوند. هر يك از آنها بر دين خود پايدار مىماند؛ در حالى كه اين عمل از دست كشيدن بر خارهاى گون در شب تاريك و در دست گرفتن آتش برافروخته از درخت گز، دشوارتر است.
آنان چون چراغى فروزان در دل تاريك شب مىدرخشند. خداوند آنها را از همه فتنههاى تيره و تار در امان نگه مىدارد.»
پىنوشتها:
[١]. سوره هود، آيه ٤٣.
[٢]. سوره، يونس، آيه ٢٠.
[٣]. ابن بابويه، محمّد بن على، «كمال الدين و تمام النعمة»، تهران، اسلاميه، ج ٢، ص: ٦٤٥.
[٤]. ابن أبى زينب، محمّد بن ابراهيم، «الغيبة للنعمانى»، تهران، نشر صدوق، چاپ اوّل، ١٣٩٧ ق.، ص ٢٠٠.
[٥]. ابن بابويه، محمّد بن على، «الخصال»، قم، جامعه مدرسين، چاپ اوّل، ١٣٦٢، ج ٢، ص ٦٢٢.
[٦]. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافى»، تهران، اسلاميه، چاپ چهارم، ١٤٠٧ ق.، ج ١، ص ٣٣٣.
[٧]. خرط القتاد كنايه از سختى و دشوارى كارى است. خرط به معناى دست كشيدن از بالاى شاخه تا پايين آن و «قتاد» به معناى گياه گَوَن است كه داراى خارهاى بسيار است. چون دست كشيدن بر شاخههاى اين گياه و درآوردن خارهاى آن بسيار سخت و طاقتفرساست، عرب هر كار سختى را به اين عمل تشبيه كرده و اين جمله به صورت يك ضربالمثل درآمده كه مىگويند: «دون هذا الأمر خرط القتاد»؛ دست كشيدن بر شاخههاى گَوَن از اين كار آسانتر است. (ر. ك: دهخدا، على اكبر، لغتنامه، ماده خرط؛ جر، خليل، فرهنگ لاروس (عربى- فارسى)، ماده خرط و قتاد)
[٨]. جمر الغضاء نيز كنايه از مشكل بودن كارى است. «جمر» به معناى اخگر و شعلههاى آتش و «غضا» به معناى درخت شورهگز است. چوب اين درخت بسيار سخت و آتش آن بسيار سوزان است و از اين رو عرب، كارهاى بسيار سخت و دشوار را به در دست گرفتن آتش برافروخته از چوب گز، تشبيه مىكند. ر. ك: همان، ماده غضا.
[٩]. مجلسى، محمّد باقر، «بحارالانوار»، ج ٥٢، صص ١٢٤- ١٢٣، ح ٨.