ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - مبارزه اسلامى مقدّس براى بازشناسى حقوق خداوند متعال به عنوان حقوق برتر
نخواهد شد.
«... هركس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران يار و ياورى ندارند.»[١]
حكومت مدرن سكولار، قرض دادن پول با بهره (ربا) را قانونى كرد. حكومتهاى سكولار مدرن كه تعدادشان رو به افزايش است، قمار (و بختآزمايى)، سقط جنين، همجنسبازى مردان و زنان، زناى محصنه، مصرف و فروش مسكرات (مثل الكل) و گوشت خوك و استفاده از پول كاغذى را كه ارزشش دائماً در حال كاهش بود، قانونى كردهاند.
اروپاى جديد بىخدا، با توسّل به غرايز پست، مثل حرص و شهوت، حمله مداومى را عليه بشر كارگردانىكرد و انقلابى جنسى وعده داد كه سكس (اعمّ از طبيعى و غيرطبيعى)، مثل نور آفتاب فورى و بىدرنگ، در همه جا آزاد و در دسترس باشد. ازدواج، به شكل فزايندهاى، [كارى] زائد تلقّى مىشد و مردم مىتوانستند بدون اينكه ازدواج كنند، با هم زندگى كنند و زندگى خوب و محترمى هم [برايشان] انتظار داشت.
از همجنسبازى زنان و مردان، به عنوان جايگزين ميل [اصيل] جنسى دفاع شد وچنان مورد پذيرش عامّه مردم قرار گرفتكه يك كشيش يا خاخام همجنسگرا (زن يا مرد) مىتوانست از پستو خارج شده و به عنوان كشيش يا خاخام اروپا و آمريكاى بىخدا، محترمانه و آبرومندانه به اعمالش ادامه دهد.
«هنگامىكه در برابر فرمانى كه به آنها داده شده بود، سركشى نمودند، به آنها گفتيم به شكل ميمونها درآييد و طرد شويد.»[٢]
[آندسته از] يهوديان، مسيحيان، مسلمانان و ... كه با وجود دريافت فرمان الهى از «تورات»، «زبور»، «انجيل» و «قرآن»، حكومتهاى سكولار را بنا نمودند، به ارتكاب گناهان كفر، ظلم و فسق محكومند.
حكومت سكولار مدرن زمانى ظهور يافت كه تمدّن مسيحى اروپايى به طور مرموز و شومى، از درون مورد حمله قرارگرفت و با تغييرى انقلابى، تمدّنى ظاهراً براساس ايمان در مسيحيت و يهوديت ايجاد شد كه به تمدّنى اساساً بى خدا، بسيار فريبنده، قدرتمندِ مقاومت ناپذير و شديداً فاسد، مبدّل شد. اين يكى از منحصر به فردترين و مهمترين رويدادهايى بود كه تاكنون در تاريخ اروپا رخ داده است.
بىخدايىِ تمدّن مدرن اروپايى، به دليل پذيرش «ماترياليسم» [يا مادّىگرايى] به عنوان اوج منطقى معرفتشناسى جديد و اصرار بر اينكه دانش مثل يك «تكچشم»، تنها از يك منبع كه همان مشاهده و آزمايش خارجى است، نشئت گرفته است، كاملًا واضح بود.
اروپاى بىخداى جديد، با استفاده از «قدرت»، بقيه جهان را به تسخير درآورده و استعمار كرده است. سپس با استفاده از «زرق و برق»، بشريّت را از راه به در كرد تا از شيوه منحطّ اروپاى بىخدا، زندگى جديد، بر مبناى فرهنگ مصرفگرايى را تقليد كند. انقلاب بىخداى اروپا، نقاط عطف سياسى خود را در سال ١٧٧٦ م. در آمريكا، سال ١٨٠٠- ١٧٨٧ م. در فرانسه و در سال ١٩١٧ م. در انقلاب بلشويكها شاهد بوده است.
نقطه عطف اقتصادى [اروپاى بىخدا]، ظهور سيستم اقتصاد بهرهاىِ مبتنى بر ربا بود و به صورت كامل در انقلاب پروتستان حاصل شد و نقطه عطف فرهنگىاش، جنبش فمينيسم و مبارزههاى آن براى آزادى زنان بود، البتّه هيچيك از اين انقلابها، بدون انقلاب علمى و تكنولوژيك ممكن نبود.
انقلاب بىخداى اروپا، به دليل همراهى با انقلاب علمى و تكنولوژيكى، پديدهاى اسرارآميز بود و با استفاده از اين قدرت، اروپاى بىخدا را توانمند نموده و از چنان زرق و برقى برخورداركرده بود كه مقاومت در برابرش ناممكن بود.
تمدّن مدرن غربى، دولت مدرن سكولار را ايجاد و بيان مىكرد كه حاكميت، وابسته به دولت است و دولت بالاترين اختيار را داشته و قانونش بر همه قانونها برترى دارد. اكنون، كلّ جهان، حكومتسكولار و سازمان ملل متّحد سكولار را به عنوان رهبرى سيستم، پذيرفته