ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - كره زمين به مثابه مادر
افزايش سرسامآور جمعيت كره زمين يا آنطور كه متخصّصان به آن اشاره مىكنند، انفجار جمعيت، موضوعى است كه در دهههاى اخير ذهن بسيارى از متفكّران و صاحبنظران در حوزههاى بومشناسى، زمينشناسى، بهداشت، سلامت، حقوق بشر و دهها حوزه ديگر را به خود معطوف كرده است. يكى از حركتهاى مهم، نامگذارى يكى از روزهاى سال، به نام كره زمين بود كه اوّلين بار در روز ٢٢ آوريل سال ١٩٧٠ م. عملى شد. در اين روز، افزايش جمعيت به عنوان يكى از عوامل اصلى دخيل در بحرانها و ويرانىهاى زيستمحيطى بر روى كره زمين معرفى شد.
اين مقدمهاى بود كه مستند مادرى كه از ٧ ميليارد نفر مراقبت مىكند، با آن آغاز شد. اين مستند يك ساعته، موضوع افزايش جمعيت انسانها بر روى كره زمين را محور خود قرار داده و به بررسى اثرات سوء جهانى و فرهنگى آن مىپردازد. در كنار موضوعات متعدّدى كه مورد بحث قرار مىگيرند، دو موضوع را مىتوان به عنوان شالوده اصلى محتوايى اين مستند معرفى كرد: حقوق زنان و مصرفگرايى.
در بحث حقوق زنان، مستند به سراغ قاره آفريقا و كشور اتيوپى مىرود، كه البتّه، به گفته خود سازندگان، اين به آن معنا نيست كه اين مشكلات تنها در قاره آفريقا حاكم هستند. آنچه به تصوير كشيده مىشود، اين است كه در كشورهاى فقير و عقبمانده، از آنجايى كه بحث كنترل جمعيت و دانش تنظيم خانواده هنوز رايج نشده است، زنان صرفاً دستگاههاى جوجهكشى هستند. آنها در طول زندگى خود، چندين نوزاد و گاهى دهها نوزاد را به دنيا مىآورند كه علاوه بر پايمال شدن حقوق زنان، حقوق كودكان نيز ناديده گرفته مىشود چون در اين كشورها، زن و مرد به سختى مىتوانند رفاه خود را تأمين كند، چه برسد به رفاه ده فرزند ديگر!
اين بحث و بررسى آن توسط سازندگان مستند كه با همكارى يكى از فعّالان حقوق زنان و كودكان صورت مىپذيرد، بسيار بجا و صحيح است و مسلماً دانش و فرهنگ صحيح تنظيم خانواده بايد به اين كشورهاى عقبمانده صادر شود. امّا دومين بحثى كه در زمينه حقوق زنان و كودكان مطرح مىشود، نوك پيكان اعتراض را به سوى كشورى مىگيرد كه از نظر دانش هيچ كمبود يا عقبماندگى ندارد، بلكه فرهنگ آن چنين است: «ايالات متحده». در مستند عنوان مىشود كه اگر فضاى فرهنگى صحيحى در كشور آمريكا حاكم باشد، دختران جوان در همان سنين پايين قادر خواهند بود تا در خصوص آينده خود تصميمگيرى كنند. در حال حاضر، درصد بالايى از دختران آمريكايى درگير روابطى هستند كه انتهاى آن يا حاملگى اجبارى و سقط جنين يا اداره يك خانواده به تنهايى، يا تنها ماندن تا آخر عمر مىباشد كه اگر فضاى فرهنگى غنى باشد، دخترانى كه به فكر ازدواج و مادر شدن هستند، مىتوانند خانوادهاى كامل و سالم را تشكيل دهند و دخترانى كه به اين فكر نيستند و مادر شدن برايشان اهمّيتى ندارد، با روشهاى پزشكى از آن دورى كنند. اين در حالى است كه هيچيك از اين دو دسته به درستى قادر به تحقّق خواسته خود نيستند و نتيجه آن، پايمال شدن حقوق زنان و فرزندانى است كه زندگى خود را در سختى و تنهايى مىگذرانند.
موضوع دوم، مصرفگرايى؛ «آمريكا» سومين كشور پرجمعيت دنيا است؛ ولى رشد جمعيتى آن به يك درصد نمىرسد؛ هرچند كه اين ميزان هم در بين كشورهاى صنعتى، بالاترين از نوع خود است. جالبترين آمارى كه در خلال مستند، به آن اشاره مىشود، اين است كه اگر تمام مردم كره زمين، سبك زندگى آمريكايى را دنبال كنند، به شش كره زمين براى تأمين مايحتاج آنها نياز بود و از سوى ديگر، اگر تمام مردم كره زمين سبك زندگى طبقه متوسط «هند» را دنبال كنند، كره زمين خودمان براى هشت ميليارد نفر نيز كافى خواهد بود كه البتّه اين سبك زندگى ممكن است المانهاى اوّليه رفاهى را هم در خود نداشته باشد؛ از جمله انرژى هميشگى براى سرما و گرما و موادّ غذايى هميشگى در دسترس براى مصرف. امّا نكته اينجاست كه اين مردم نيستند كه اين سبك زندگى را در كشور آمريكا دنبال مىكنند، بلكه سيستم اقتصادى اين كشور است كه براى بقا، به مصرفكننده بيشتر و بيشترى نياز دارد. در خلال مستند اشاره مىشود كه آنهايى طرفدار افزايش جمعيت در آمريكا هستند كه از آن نفعى مىبرند، كه منظور از نفع، سود مالى است و روى صحبت نيز با توليدكنندگان و گردانندگان اصلى اقتصاد در اين كشور است. نكته جالب ديگر اينكه، افزايش جمعيت، هزينههاى عمومى (اعمّ از احداث مدارس بيشتر، مسكن بيشتر، تصفيهخانه بيشتر و ...) را نيز بالا مىبرد و اين هزينه اضافهشده از افزايش ماليات تأمين مىشود.
مسلّماً اگر قرار باشد كره زمين به همراه گونههاى جانورى حاضر بر روى آن سالم بمانند، جمعيت انسانها نبايد از حدّى تجاوز كند و اگر تجاوز كرد، پيشرفت تكنولوژى يا تغيير سبك زندگى بايد اين تجاوز را دوباره متعادل كند. اين به آن معناست كه سه راهحل در پيش روى انسان است:
\* تغيير سبك زندگى و تشويق مردم به فرزندآورى كمتر، يا رو آوردن به فرزندخواندگى براى كنترل جمعيت (كه مسلّماً درگيرىهاى سياسى متعدّدى را در جهان در پى خواهد داشت)؛
\* تغيير سبك زندگى و تشويق مردم به كاستن رفاه و نيازهاى خود (كه راه حلّى موقّتى خواهد بود)؛
\* پيشرفت تكنولوژى در راستايى كه مشكلات ناشى از افزايش جمعيت بر روى كره زمين را به هر نحوى مرتفع كند.
مسلّماً هيچ يك از اين روشها به تنهايى قادر به حلّ اين مشكل نيست و همكارى تمام انسانها مورد نياز است، چون افزايش بيش از حدّ جمعيت انسان مسلّماً به نابودى او مىانجامد و در پيشبرد هريك از راههاى عنوان شده در بالا، توجّه به نكاتى ضرورى مىباشد:
در زمينه كنترل جمعيت، ملاك بايد حقوق بشر باشد، يعنى كشورى كه نمىتواند رفاه مردم خود را تأمين كند، نبايد جمعيت خود را افزايش دهد. پس بايد امكانات رفاهى را گسترش دهد، يا از راههاى كنترل جمعيت استفاده كند.
كشورى كه بيش از نياز خود، از منابع طبيعى استفاده مىكند و پسماند زيادى توليد مىكند، بايد اضافه مصرف خود را كنترل كند، يا از طريق فرهنگسازى يا از طريق وضع قوانين.
و بالأخره اينكه، به كارگيرى تكنولوژى براى رفع مشكلات ناشى از افزايش جمعيت نبايد موجب تخطى دانشمندان از اصول اخلاقى علمى باشد كه تمام كشورها، به واسطه حفظ حقوق بشر، به آنها پايبند هستند.
اميد است كه در سايه توكّل به خدا و نماينده بر حقّ او بر روى اين كره خاكى، انسان از اين آزمون با نمره قبولى بيرون بيايد، إن شاء الله.