ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ٩ دعوت جهانى
را براى مردم مكّه قرائت مىكند كه در اين نامه، خبرى از توهين و بىاحترامى و تهديد نيست و ضمن آن، حضرت از مردم مكّه طلب يارى و نصرت مىكنند. بقاياى نظام منحوس حاكم در حجاز، جرمى شنيع مرتكب شده و وى را در حالى كه بين ركن و مقام ايستاده است، شهيد مىكنند كه اين جرم عاقبت آنها را مشخّص و معلوم مىسازد كه حضرت ١٥ روز بعد كه بناست ظهور شريفشان رخ بدهد، بايد با آنها چگونه رفتار بكنند. چنين فاجعه دردناكى در مدينه، بر سر پسر عموى نفس زكيّه- كه نام خودش محمّد و نام خواهر (دوقلويش) فاطمه است- مىآيد و هر دو را بر سر در «مسجدالنّبى (ص)» اعدام مىكنند.
ابوبصير هم از امام باقر (ع) ضمن حديثى بلند روايت كرده است: «حضرت مهدى (ع) به ياران خويش مىفرمايند: اى قوم! (همراهان) اهالى مكّه مرا نمىخواهند؛ ولى براى آنكه حجّت بر آنها تمام شود و خود هم به وظيفهام عمل كرده باشم (يكى از شما را) به سوى آنها مىفرستم. سپس يكى از يارانشان را خوانده و به او مىفرمايند: به سوى اهل مكّه برو و بگو: اى اهالى مكّه! من فرستاده فلانى (حضرت مهدى (ع)) هستم و او براى شما چنين پيغام فرستاده كه ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتيم. ما نوادگان حضرت محمّد (ص) و سلاله پيامبران هستيم. به ما ظلم شده و به ما آزار رسانده و ما را سركوب كردهاند. حقّمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پيامبر (ص) گرفتهاند. از شما طلب يارى مىكنيم. پس ياريمان كنيد. وقتى اين جوانمرد اين پيام را رساند، به سوى او مىآيند و مابين ركن و مقام، او را كه نفس زكيّه است، مىكشند.»
٥). ظهور اكبر: عاشورا
ظهور امام عصر (ع) به تصريح آنچه در روايات آمده است، مصادف با روز عاشورا و بنابر مشهور جمعه يا به تعبير برخى روايات، شنبه خواهد بود. ياران امام عصر (ع) دستهاى شبانه و دستهاى بامدادان با سوار شدن بر ابرها، يا طىّالارض خود را به امام (ع) مىرسانند.
٦). عاشورا تا ربيعالاوّل سال اوّل ظهور
در اين مقطع، در ميان ياران امام، به طور شاخص مىتوان يمانى و خراسانى را مشاهده نمود كه از دو منطقه خاورميانه با سپاهيان خويش به يارى امام مىشتابند. بنابر روايات، يمانى از حقّانيتى بيش از خراسانى برخوردار است وخراسانى و فرمانده سپاه خويش، شعيببن صالح براى اتمام حجّت بر ديگر سپاهيان و همراهان از امام (ع) تقاضاى معجزه و كرامت مىكند. امام هم جلوهاى از اعجاز خويش را به ايرانيان مىنمايند و پس از آن، ايشان با حضرتش بيعت مىكنند. سفيانى كه علاوه بر «شام»، «عراق» و «شبه جزيره عربستان» به بخشهايى از ايران نيز لشكر كشى كرده است، اوّلين شكست خود را از خراسانى و در منطقه استخر (حوالى شيراز) از خراسانى تجربه مىكند و اندكى پس از ظهور، (تنها پنج روز) بخش قابل توجّهى از سپاه خود را در بيابانى ميان مكّه و مدينه از دست مىدهد. اين سپاه براى مبارزه با امام و ممانعت از اقدامات پس از ظهور، از مدينه به مكّه گسيل داشته شده بودند. جبرئيل (ع) مأمور نابود كردن و در زمين فروفرستادن اين لشكر است. از اين سپاه، تنها دو يا سه نفر ملقّب به بشير و نذير زنده مىمانند كه شرح ماجرا را به اطّلاع امام زمان (ع) و سفيانى مىرسانند.
پس از اين دو شكست، سپاه سفيانى به طور مداوم از سپاهيان امام (ع) كه هر لحظه بر تعدادشان افزوده مىشود، شكست مىخورد تا اينكه در حوالى «درياچه طبريّه» امام زمان (ع) و سفيانى در مقابل هم قرار مىگيرند. به رغم تمام جنايات و فجايعى كه در اين مدّت به بار آورده بود، امام زمان (ع) كه مظهر رحمت الهى و بسان رسول اكرم (ص) ملقّب به عنوان ممتاز «رحمة للعالمين» است، سفيانى را به خيمه خويش فراخوانده و با چنان ملايمت و مهربانى با او ملاقات و صحبت مىكنند كه او از كرده خويش پشيمان شده و تصميم به تسليم شدن مىگيرد. او با يك دنيا ندامت به خيمه و خرگاه خويش باز مىگردد؛ امّا فرماندهان سپاهش او را دوباره وادار به نبرد با سپاهيان امام (ع) مىكنند و او را به بدفرجامى بازمىگردانند.
٧). بازگشت مسيح (ع) و پايان بخشيدن به جريان سفيانى
در اين مقطع و پيش از بسته شدن پرونده سفيانى، حضرت مسيح (ع) به زمين باز مىگردد. بازگشت او مقارن با يكى از وعده هاى نماز است. او در حالىكه همچنان آب وضويش خشك نشده، به عنوان وزير حضرت مهدى (ع)، در ميان سپاهيان امام (ع) قرار گرفته و در نماز به ايشان اقتدا مىنمايد. سفيانى در نبرد با امام (ع) شكست مىخورد و پرونده او براى هميشه بسته مىشود. لازم به ذكر است غربيان و يهوديان در اين نبرد، به يارى سفيانى مىشتابند كه هيچ ثمرى براى او نخواهد داشت.
٨. جنگ با يهود و سلطه بر خاورميانه
بنابر روايات متعدّدى كه ذيل آيات آغازين «سوره بنىاسرائيل» بيان شده است، دومين شكست جدى يهوديان در طول تاريخ، به دست ياوران امام عصر (ع) خواهد بود. اين مطلب را در منابع اهل تسنّن نيز مىتوان يافت؛ براى نمونه: «قيامت برپا نشود تا اينكه بين مسلمانان و يهوديان، جنگى رخ دهد كه مسلمانان همه آنان را به هلاكت رسانند؛ به گونهاى كه اگر شخصى يهودى در پشت درخت يا صخرهاى پنهان شود، آن درخت و صخره به صدا در آمده و مىگويد: اى مسلمان! يك يهودى در پناه من مخفى شده است، او را هلاك كن ....»
همان طور كه مشاهده مىشود اين جنگ متفاوت با جنگهاى معمولى خواهد بود به نحوى كه نباتات و جمادات نيز به يارى ياران امام زمان (ع) خواهند آمد تا به ظلمها و جنايات پايانناپذير يهود خاتمه بخشند. با تسلّط بر فلسطين و مناطق اطراف آن در اين مقطع، امام زمان (ع) بر منطقه خاورميانه مسلّط مىشوند.
٩. دعوت جهانى
با استقرار حكومت مهدوى در منطقه خاورميانه، اقدامات تبليغى براى رساندن فرهنگ اصيل اسلامى به تمام مناطق جهان آغاز مىشود. حضرت مسيح (ع) مأمور رساندن اين پيام به گوش مسيحيان و پيروان خويش است. در پى اين اقدامات تبليغى، غربيان كه تاب حكومت عدل