ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ١٨) مقدّمات قيامت
اجمالى درباره اين موضوع اكتفا شده است. منابع مسيحيان نيز به وفور درباره دجّال و اقدامات او سخن گفتهاند تا جايى كه در حال حاضر، آنان به دنبال يافتن مصداق يا مصداقهاى آن هستند. در منابع مسيحيان، مسيح نبى (ع) را قاتل دجّال معرفى كردهاند و در منابع اسلامى نيز گاه ايشان و گاه حضرت مهدى (ع) را كشنده دجّال بيان نمودهاند. دجّال، شخصيت، جريان يا ابزارى است كه عدّهاى را در در دوره آخرالزّمان به خويشتن فريفته مىسازد و زمينه كفر و ناسپاسى جمعيت بسيارى را فراهم مىآورد. به استناد رواياتى كه به دست ما رسيده است، اين ماجرا در دوره امام عصر (ع) خاتمه مىيابد و در «دمشق»، «باب لد» كشته مىشود.
١٣). نبرد با يأجوج و مأجوج
يأجوج و مأجوج دو شخصيت يا امّتى بودهاند كه ذوالقرنين در قرآن كريم از آنان، با عنوان مفسد فى الارض ياد كرده است. ماجراى اين دو در دوره بعد از ظهور و پس از جريان دجّال، تكرار مىشود كه از حيث گستره و طرفهاى درگير و ديگر ويژگىها كاملًا متفاوت با آن خواهد بود. بررسى ماجراى يأجوج و ماجوج مجال مفصّلى مىطلبد و علاقهمندان مىتوانند براى كسب اطّلاعات بيشتر، كتاب «دجّال» نوشته از انتشارات «موعود عصر (عج)» را مطالعه نمايند. در اينجا، به همين مقدار اكتفا مىشود كه فتنه اين دو نيز به دست امام عصر (ع) برچيده مىشود.
١٤). نبرد با ابليس و مرگ او
ابليس پس از آنكه در ماجراى خلقت حضرت آدم (ع) بر او سجده نكرد و از درگاه الهى رانده شد، درصدد انتقام از اين مخلوق تازه خداوند بر آمد. او با توجّه به معرفتى كه به خداوند داشت، به عزّت او قسم خورد كه به جز مخلَصان، ديگر انسانها را گمراه كند و براى همين امر، از خداوند تا روز قيامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخّصى (يوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد. در روايات متعدّدى كه ذيل اين آيه آمده است، آن موعد مشخّص را ظهور امام عصر (ع) بيان نمودهاند. پس از ظهور امام عصر (ع)، طىّ نبردى، ابليس به همراه اعوان و انصار جنّى و انسىاش در برابر امام و يارانشان صفآرايى مىكنند. نتيجه اين نبرد نيز شكست شيطان و ياران اوست و در پايان اين جنگ، ابليس در «مسجد كوفه» به دست امام زمان (ع) كشته مىشود. از همين روست كه نوع مشكلات و آزارهايى كه دوستداران و پيروان و مبلّغان امام عصر (ع) در دوره غيبت از شياطين جنّ و انس مىبينند، به مراتب بيش از ديگران است. از اين مقطع به بعد، ميزان سنجش افراد بر اساس نحوه برخورد با نفس امّارهاشان است؛ زيرا ديگر وسوسه كنندهاى از بيرون وجود ندارد و افراد تنها از درون، وسوسه را تجربه مىكنند.
١٥). حكومت جهانى
با حذف موانع بيرونى دريافت و فهم حقيقت، زمينه هدايت بشريت فراهم مىشود. دوره استقرار حكومت امام زمان (ع) ويژگىهايى منحصر به فرد دارد كه علاقهمندان مىتوانند به منابعى كه در اين باره وجود دارد، مراجعه نمايند. در اين دوره حدّاقل ٣٠٩ ساله، انسانها از سويى با تمام مشكلات و بحرانهايى كه در دورههاى مختلف و به خصوص آخرالزّمان و آستانه ظهور با آن مواجه بودهاند، وداع مىكنند و از سويى تمام آمال و آرزوهايى را كه بشر همواره در دل مىپرورانده به دست مىآورند. اين حلّ مشكلات و تحقّق آرزوها در تمام عرصههاى علمى، فرهنگى، امنيّتى، طبيعى و ... به منصه ظهور مىرسد.
١٦). وفات مسيح
حضرت مسيح (ع) كه در دوره اوّل زندگى خويش بى همسر و خانمان مىزيست، پس از بازگشت در دوره ظهور امام عصر (ع) ازدواج مىكند و در دوره استقرار و پس از سالها وزارت امام عصر (ع)، دار دنيا را وداع مىگويد و مراسم تدفين او را امام عصر (ع) انجام مىدهند. ايشان در طول دوره دوم حيات خويش، نقشى به سزا در ترويج اسلام و رهبرى امام زمان (ع) در ميان اهل كتاب و به خصوص مسيحيان ايفا مىكنند.
١٧). رجعت
دوره رجعت كه در منابع، گاه از آن به عنوان ضروريات مكتب تشيّع ياد مىشود، دورهاى است كه اطّلاعاتى بسيار اجمالى درباره آن به دست ما رسيده است. با استفاده از مبانى و مستندات قرآنى و روايى متعدّدى مىتوان به اجمال، دوره رجعت را اثبات نمود؛ امّا درباره جزئيات اين دوره طولانى مدّت كه در روايات گفته شده هركس نوه هزارم خويش را مىبيند و سيّدالشهدا (ع) چنان عمر مىكنند كه ابروهاى ايشان روى چشمهايشان مىافتد، نمىتوان با قطعيّت صحبت نمود. امام حسين (ع) اوّلين رجعت كننده است كه به تدفين امام عصر (ع) مىپردازند. پس از ايشان حضرت امير (ع) و رسول اكرم (ص) نيز به دنيا باز مىگردند. بنابر روايات متعدّد منظور از خروج «دابّة الارض» كه مربوط به اين دوره دانسته شده، همان رجعت اميرالمؤمنين (ع) است و ديگر گزارشها چندان قابل اعتنا و لحاظ كردن نيستند.
در اين دوره، نبرد نمادين بزرگى ميان بهترينها و بدترينهاى تاريخ بشريت رخ مىدهد و در آن، جبهه حق فائق مىشود.
١٨). مقدّمات قيامت
همانطور كه خلقت در شش مرحله و به تعبير قرآن كريم شش روز اتّفاق افتاد، پايان خلقت خاكى نيز طىّ چند مرحله خواهد بود. پس از وفات آخرين حجّت الهى، بنابر برخى روايات، چهل روز جهان در نوعى ابهام و سردرگمى طىّ طريق خواهد نمود. در پى اوّلين دميدن اسرافيل در صور خويش، ابتدا همه انسانها مىميرند و ديگر موجودات نيز جان خويش را از دست مىدهند. جان همه را عزرائيل و جان او را اسرافيل مىگيرد و او نيز با اراده الهى مىميرد و طىّ مدّتى خداوند تنها حىّ عالم خواهد بود. پس از آن، خداوند تعالى اسرافيل را زنده نموده و او مجدّداً در صور خويش مىدمد و همه خلايق از اوّل تا آخر زنده شده و صحنه قيامت برپا مىشود. پرداختن به موضوع قيامت، به خصوص با رويكرد مهدوى، مجالى بسيار مفصّل مىطلبد.