ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - بالا رفتن سنّ ازدواج
دور شدن از اصالتهاى خانواده
خانواده اصالت خود را مديون نقشهايى است كه هر فرد، بنا به جايگاه خويش ايفا مىكند. اگر در كانون خانواده، هركس به اصالت نقشى كه به عهده اوست پايبند باشد، روند سعادت و تعالى خانواده و به تبع آن، جامعه سرعت بيشترى به خود مىگيرد. در خانوادهاى كه در آن اصالت نقشها رعايت شود، مادر در نقش كانون محبّت و ثبات درونى خانواده، به امور تربيتى و مراقبت و از كودكان مىپردازد، صيانتى كه در پرتوى آن نقش پدر، به عنوان مدير و تأمينكننده معاش خانواده نيز تثبيت مىشود. از سوى ديگر نيز فرزندان در يك خانواده، بنا بر جايگاه و اصالت نقشى كه دارند بايد نسبت به پدر مادر خود محبّت و نيكى داشته باشند. اهمّيت اين جايگاه در خانواده، به حدّى است كه خداوند در «آيات ٢٢ و ٢٣ سوره اسراء» به فرزندان آدم (ع)، اينچنين رهنمود مىدهد:
«پروردگارت فرمان داده، جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. هرگاه يكى از آن دو، يا هر دو آنها، نزد تو به سنّ پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار و بر آنها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همانگونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده.»
خانوادهاى كه تمام اعضاى آن، در برابر نقشهاى خود احساس مسئوليّت كنند و در حيطه وظايف خود عملكرد درستى داشته باشند، علاوه بر فرصت فرزندآورى، توانايى تربيت فرزندان شايسته را براى تحقّق جامعه هجرى دارند.
امّا محدوديتهاى فرزندآورى در كانون خانواده خلاصه نمىشود؛ بلكه در بطن جامعه نيز قوانين و رويكردهايى وجود دارد كه عملًا توانايى فرزندآورى را از خانوادهها گرفته است. بخشى از شاخصترين اين سياستگذارىهاى نادرست، به شرح زير است:
طولانى بودن دوره تحصيل
تحصيل كردن و كسب علم و تجربه از مهمترين مراحل رشد و تربيت كودكان است. هركس بنا بر آگاهى و علمى كه نسبت به پيرامون خود دارد، داراى جهانبينى مشخّصى مىشود. اگر بستر علمى و آگاهى فرد در جهت اراده الهى باشد، اين جهانبينى سبب رشد و سعادت نهايى فرد گشته، امّا اگر تحصيل علم در جهت غير از رضاى خدا باشد، در بسترى متزلزل خود را نمايان مىكند كه حتّى مىتواند باعث تباهى فرد نيز شود.
طولانى شدن دوره تحصيل مىتواند آسيبهاى مختلفى را به كانون خانواده و جامعه تحميل كند؛ از جمله اين آسيبها مىتوان افزايش سنّ ازدواج را نام برد كه با حصول اين معضل توان بارورى زوجين كاهش مىيابد. از آسيبهاى ديگرى كه افزايش طول مدّت تحصيل با خود به همراه مىآورد، آن است كه فرزندان در كانون خانواده مدّت بيشترى را به عنوان مستمرى بگير از والدين خود سپرى مىكنند و ديرتر به بازار كار و فعّاليت وارد مىشوند. علاوه بر اينها گران بودن هزينه تحصيل نيز باعث تحميل بار مالى مضاعفى به خانواده مىگردد. اينها همه در حالى است كه مدّت دوره آموزش و تربيت در اسلام، سه دوره هفت ساله بيان شده است؛ به گونهاىكه امام صادق (ع) در حديثى، اين دورهها را به شرح زير بيان مىكنند:
«كودك خود را رها كن تا هفت سال بازى كند، سپس او را به مدّت هفت سال تربيت كن و به مدّت هفت سال ديگر مشاور و ملازم خود قرار بده؛ اگر در اين امر موفّق گشتى چه بهتر و در غير اين صورت، هيچ خير و ثمرى در او نخواهد بود.»
بالا رفتن سنّ ازدواج
بالا رفتن سنّ ازدواج باعث آن مىگردد كه زوجين توانايى فرزند آورى بيشتر را نداشته باشند. اين توانايى در دو شقّ جسمى و روانى، خود را بروز مىدهد؛ زيرا توانايى جسمى زن براى فرزنددار شدن، محدود به بازه سنّى خاصّى است و از طرف ديگر، لازمه تربيت فرزند، سعه صدر و حوصله مقتضاى خود است كه با بالا رفتن سن، اين مهم نيز رو به كاهش مىگذارد. اينها همه در حالى است كه بالا رفتن سنّ ازدواج در جامعه، سبب پديد آمدن مسئله تجرّد مطلق نيز شده است.
وجود سياستهايى، مانند طولانى شدن دوره تحصيل، سربازى اجبارى، تجمّلگرايى، دور شدن از فرهنگ اصيل ايرانى، اسلامى و در نهايت غربى شدن، موانعى هستند كه گاه سياستگذارىهاى كلان سبب به وجود آمدن آنها و گاه نيز تغيير سبك زندگى پديدآورنده آنها شده است. ازدواج، مسئله مهمّى است كه اسلام نيز به آن توجّهى ويژه داشته؛ به گونهاى كه حضرت محمّد (ص) فرمودند:
«هيچ كانونى در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند از كانون ازدواج محبوبتر و عزيزتر باشد.» ٢
در حالىكه سياستگذارىهاى نادرست سبب به حاشيه رفتن ازدواج شده است، مىتوان خطر اصلى را در نتيجه اين سياستگذارىها مشاهده كرد؛ به گونهاىكه خانوادههاى ايرانى ديگر توان بچّهدار شدن و تربيت فرزندان صالح خويش را ندارند. از سوى ديگر، بررسى سيره معصومان عليهم السلام، خود گوياى اين امر است كه سن مناسب براى ازدواج قبل از بيستسالگى است و فرد با رسيدن به بلوغ جسمى و عقلى، ملزم به ازدواج است:
امام سجّاد (ع) در سال ٣٨ ه. ق. متولّد شد و مورّخان نوشتهاند: امام باقر (ع) در سال ٥٧ ه. ق. متولّد گرديد و در ماجراى كربلا (سال ٦١) چهار ساله بود. از اين مطلب مىفهميم كه امام سجّاد (ع) قريب ١٨ سالگى ازدواج كرده است.
امام كاظم (ع) در سال ١٢٨ ه. ق. متولّد شده و امام رضا (ع) در سال ١٤٨ ق ديده به جهان گشوده است. نتيجه مىگيريم كه امام كاظم (ع) پيش از ٢٠ سالگى ازدواج كرده است.
امام جواد (ع) در سال ١٩٥ ه. ق. و امام هادى (ع) در سال ٢١٢ ه. ق. ديده به جهان گشودهاند. نتيجه اينكه امام جواد (ع) در موقع ازدواج كمتر از ١٧ سال داشتهاند.
امام هادى (ع) در ٢١٢ ه. ق. و امام حسن عسكرى (ع) در سال ٢٣٢ ه. ق. ديده به جهان گشودهاند. بنابراين، امام هادى (ع) بايد پيش از ٢٠ سالگى ازدواج كرده باشد. امامان معصوم (ع) در مورد فرزندانشان هم اين شيوه را داشتهاند و نوعاً پيش از ٢٠ سالگى وسايل ازدواج آنان