ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - نتيجه گيرى
ابوحمزه ثمالى گفت: روزى به حضور رسولالله (ص) رسيدم. آن حضرت فرمودند: «يا اباحمزه! همه مردم در قيامت وارد بهشت مىشوند؛ مگر آن كسانى كه خودشان ابا داشته باشند.»
گفتم: آيا كسى پيدا مىشود از رفتن به بهشت ابا كند؟
فرمودند: «بلى، هر كه شعار لااله الّاالله و محمّد رسولالله را از قلب و جان نگويد، بويى از بهشت نبرد.»
گفتم: يا رسولالله! مرجئه و قدريّه و حروريه و بنىاميّه از گويندگان لااله الاالله و محمّد رسولالله هستند.
فرمودند: «هيهات هيهات، چون قيامت فرا رسد، شهادتين از آنان سلب مىشود و بدانيد جز ما اهل بيت و شيعيانمان كسى به بهشت راه داده نمىشود. آيا آيه كريمه يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ ... را شنيدهاى؟ بدان آن كسانى كه لااله الّاالله و محمّد رسولالله را از سر صدق و با اخلاص بگويند كه آن قول صواب است، داخل بهشت مىشوند.»[١]
همچنين، صالحبن سهل از ابوجارود نقل كرد، ابوجعفر (ع) در تفسير آيه يادشده فرمودند:
«چون روز قيامت فرا رسد، شعار لااله الّاالله و محمّد رسول الله (ص) از قلبها، همه محو مىگردد؛ مگر كسانى كه اقرار به ولايت علىّبن ابىطالب (ع) داشته باشند و اين به سبب قول خداى سبحان است كه خداى رحمان به آن كسانى كه به ولايت على (ع) اقرار داشته باشند، اجازه دخول به بهشت مىدهد.»[٢]
١٠). ساقى كوثر
«إِنَّاأَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ؛[٣]
ما تو را (چشمه) كوثر داديم.»
هرچند شأن نزول «سوره كوثر» به وجود مقدّس حضرت صدّيقه كبرى، فاطمه زهرا (س) بازمىگردد، با اين حال، از آنجايى كه معانى بسيارى مىتوان از قرآن دريافت كرد، مىتوانيم لايههاى مختلفى از معانى و بطون قرآن را بپذيريم؛ در عين حال كه بين آنها تناقضى هم وجود نداشته باشد.
احاديث بسيارى از رسول اكرم (ص) داريم كه در آن، حضرت اميرالمؤمنين على (ع)، ساقى حوض كوثر معرفى شدهاند. مثلًا در جايى فرمودند: «... من پيش از شما (به حوض) مى رسم و تو يا على! ساقى هستى ...»[٤] و در جاى ديگرى فرمودند: «به آن خدايى كه مرا به راستى و درستى به رسالت برانگيخته و از تمام مردم مرا برگزيده اينان گرامىترين آفريدگانند در پيشگاه پروردگار در روى زمين. كسى دوست تر از اينان پيش من نيست. امّا علىّبن ابىطالب كه او برادر و جانشين من، بعد از من است و پرچمدار من است در دنيا و آخرت. او ساقى كوثر و صاحب شفاعت من است ...»[٥]
در تفسير «آيه اوّل سوره مباركه كوثر»، در «شواهد التّنزيل» آمده است:
انسبن مالك گفت: روزى به حضور رسول الله (ص) رسيدم، فرمودند:
«خداى سبحان كوثر را به من عنايت فرمود.»
سؤال كردم: يا رسول الله! كوثر چيست؟
فرمودند:
«كوثر نهرى در بهشت است كه عرض و طول آن، به اندازه فاصله بين مشرق تا مغرب است، هر كسى از آن بنوشد، هرگز تشنه نشود و هر كسى با آن آب وضو سازد، محدّث نگردد؛ ولى بدانيد هركسى قاتل اهل بيت من باشد يا ذمّه مرا ناديده بگيرد، هرگز از آن آب نمىنوشد.»[٦]
از آنجايى كه آب كوثر تنها و تنها متعلّق به دوستداران حضرت على (ع) است و شيعيان و دوستداران ايشان جز از دست مبارك ايشان، از حوض كوثر آب نمىنوشند، مىتوان اين آيه را به نوعى، در شأن حضرت على (ع) نيز دانست. چنانچه اشاره شد، در ساقى بودن حضرت امير (ص) به استناد روايات شكّى نيست.
نتيجه گيرى
چنانچه مشاهده شد، تنها با استناد به چند آيه از ١١٤ آيه قرآن، حقّانيت حضرت على (ع) معلوم شد. اين در حالى است كه روايات بسيار زيادى در تكمله اين بحث در كتب روايى شيعه و سنّى موجود است كه نشان مىدهد حضرت على (ع) از چه جايگاه و مرتبهاى برخوردارند و حتّى شيعيان، دوستداران، دوستان دوستان و دشمنان دشمنان ايشان چه مراتبى دارند. با اين حال، از آنجايى كه مبحث ما به قرآن محدود مىشود، از اشاره به آنها سر باز مىزنيم.
در انتهاى اين تحقيق، كلام را با حديثى از حضرت خاتم الانبيا (ص) زينت مىبخشيم كه فرمودند:
«اى على! خداوند درباره تو هفت امتياز به من عطا فرموده: تو نخستين كسى هستى كه همراه من از قبر بر مىخيزى، تو نخستين كسى هستى كه با من بر فراز صراط مىايستى، به آتش مىگويى: اين را بگير كه از آن توست، آن را فرو گذار كه از آن تو نيست. تو نخستين كسى هستى كه همراه من خلعت داده مىشوى و زنده مىگردى. تو نخستين كسى هستى كه همراه من درِ بهشت را مىكوبى. تو نخستين كسى هستى كه همراه من در طرف راست عرش قرار مىگيرى. تو نخستين كسى كه در اعلى عليين با من اقامت مىكنى. تو نخستين كسى هستى كه از آب مهر شده مىخورى، كه مهر آن مشك است و گروندگان بايد آن بگروند.»[٧]
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِين علىّبن ابىطالب (ع).
پىنوشتها:
[١]. سوره نساء، آيه ٦٩
[٢]. و فرشتگان سپاس و تسبيح پروردگارشان را مىكنند و براى كسانى كه ايمان آوردهاند آمرزش مىخواهند؛ سوره مؤمنون، آيه ٧.
[٣]. «روزى كه هيچ دوستى دوستش را از چيزى بىنياز نمىكند و كمك و يارى نمىشوند مگر آنكه با دلى درست بر پروردگار جهانيان وارد شود»؛ سوره شعرا، آيه ٨٩.
[٤]. اى بندگانى كه بر نفسهاى خود ظلم كردهايد از رحمت خدا نااميد نشويد خداوند گناهان همه را مىآمرزد او خداى آمرزنده بخشايشگر است؛ سوره زمر، آيه ٥٣.
[٥]. بر بندگان من تسلطى ندارى؛ سوره بنىاسرائيل، آيه ٦٥.
[٦]. آنها با پيغمبران و راستگويان و شهدا و نيكوكاران كه مورد مرحمت الهى قرار دارند همنشيند و آنان دوستان خوبى بر ايشان هستند؛ سوره نساء، آيه ٦٩.