ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - دوزخ به جاى عدن
محيط زيستشان است، به سرعت مىميرند و نابود مىشوند.
در دل كتاب دن براون و به خصوص پايان آن، بوى ترس و نااميدى به مشام مىرسد؛ البتّه به نظر مىرسد كه او پايانى خوش براى كتاب خود برگزيده است؛ وگرنه از متن كتاب، راهحلهاى ديگرى، چون توقّف درمان بيماران توسط پزشكان هم به مخيّله نويسنده خطور مىكند (كما اينكه منظور سوبريست از حادثهاى فاجعهبار، طاعون قرون وسطايىاى است كه نيمى از اروپا را به كام مرگ كشاند.) امّا اين ترس از كجا ناشى مىشود؟ شايد اگر بدانيد كه جمعيت كنونى زمين به ٣/ ٧ ميليارد نفر رسيده است و ساليانه بالغ بر ٨٠ ميليون بر آن افزوده مىشود و اينكه تحليلگران، حدّاكثر جمعيت مجاز بر روى زمين را بين ٤ تا ٥ ميليارد در نظر گرفتهاند، شما هم ترسى را در درون خود احساس كنيد؛ امّا بياييد يك بررسى كوتاه انجام دهيم.
مقايسه شرايط جلبكهاى سطحى با شرايط نسل بشر، به اين معناست كه انسان نيز بر روى كره زمين، دچار كمبود منابع مىشود؛ البتّه نه به خاطر مسدود كردن عبور نور خورشيد، بلكه به سبب به اتمام رسيدن منابع. حدّاكثر جمعيت مجاز بر روى زمين را نيز بر مبناى ميزان منابع موجود براى سير كردن همه انسانها تعيين مىكنند؛ امّا بر هيچ مبنايى، راهحلّ نهايى مسلّماً عقيم كردن نيمى از مردمان كره زمين نيست. اگر با ديد غربى جلو برويم، راهحلّ نهايى، توليد كردن گوشت و ميوه در داخل آزمايشگاهها است (كارى كه هماكنون نيز به پيشرفتهاى چمشگيرى رسيده و گوشتهاى آزمايشگاهى، حتّى بيشتر از گوشتهاى طبيعى، از پروتئين غنى هستند). و اگر از ديدگاه دينى به قضيه بپردازيم، راهحلّ نهايى اصلاح الگوى مصرف است. در نظر داشته باشيد كه كشور ما، هماكنون نيز با بحران كمآبى مواجه است، ولى چرا مقام معظّم رهبرى از ايران ١٥٠ ميليونى سخن گفتند؟ راهحلّ ايشان براى رسيدن به اين قدرت جمعيتى بالا، نه آوردن آب از مريخ است، نه گشاد كردن رگهاى انسان؛ راهحل، اصلاح الگوى مصرف آب است و اينكه همين منابع كنونى نيز مىتواند براى ١٥٠ ميليون نفر كافى باشد.
آخرين اثر دن براون، همچون رمان كد داوينچى منتقدان بسيارى داشت؛ ولى به جاى كليسا، اين بار زيستشناسان بودند كه اين كتاب را مورد مرحمت خود قرار دادند! از نامرسوم بودن شاخهاى از علم، تحت عنوان مهندسى ژنتيك گرفته تا كاربردهاى غلط از اصلاحات علمى و راهكارهاى علمى آمده در كتاب (كاملترين نقد را مىتوانيد در وبلاگ شخصى خانم ريكى لوئيس(Ricki Lewis) ، زيستشناس مطرح مطالعه كنيد)؛ ولى در كنار اين نقوص و قصور علمى، دوزخ را مىتوان يك ماجراجويى خلّاقانه دانست كه توسط نويسندهاى بالغ كه تبديل به كودكى زيستشناس شده، و با مطالعه و علم اندك خود، و از روى هيجان و ترس، آيندهاى را به تصوير مىكشد كه بر خلاف آثار پيشين او، قرابت چندانى با دنياى امروز ما ندارد. در واقع، آخرين اثر دن براون، رنگ و بويى از دن براون ندارد و از دنياى امروز ما فاصله گرفته است، حال چه معيار آزمايشگاههاى غربى باشد، چه كتاب مقدّس مسلمانان و سبك زندگى غايى آن. آخرين جمله را از زبان خانم ريكى لوئيس مىآورم: آخرين چيزى كه دنياى كنونى ترسان از علم ما نياز دارد، يك جنايتكار ژنتيكى خواهد بود.