ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - روزشمار ظهور تا قيامت
ظهور ا مام عصر (ع) واقعهاى شريف است كه از زمان حضرت آدم (ع) بسيارى چشم انتظار وقوع آن بودهاند و در رأس آنان مىتوان از انبيا و رسولان الهى و پيروان ايشان ياد كرد. در منابع مختلف و كتابهاى مقدّس اديان آسمانى و غيرآسمانى متعدّدى، مىتوان در اين باره مطالبى يافت. در اين ميان، مطالبى كه در منابع اسلامى آمده، به مراتب بيش از ديگر متون است. با اين حال، با مطالعه مطالب و رواياتى كه درباره ظهور در متون اسلامى آمده است، چند نكته مهم و اساسى جلب توجّه مىنمايد:
١). به رغم اهمّيت و جذّابيت ظهور و دوران پس از آن، جز تصويرى اجمالى و كلّى از آن دوره، ارائه نشده است. آثارى، مانند «عصر زندگى نوشته حجّت الاسلام محمّد حكيمى»، چشم اندازى به حكومت جهانى حضرت مهدى (ع) نوشته حجت الاسلام نجمالدّين طبسى و «دولت كريمه امام زمان (ع)» نوشته استاد مرتضى مجتهدى سيستانى آثار شاخصى هستند كه به تبيين اين دوره پرداختهاند. هرچند محقّقان و مؤلّفان اين آثار تلاش در خور تقديرى براى به تصوير كشيدن اين عصر داشتهاند، امّا هر خوانندهاى با مطالعه اين آثار ارزشمند، به خوبى و در نهايت وضوح، اجمالى بودن روايات توصيف كننده اين دوران را درمى يابد. اين اجمال را بايد ناشى از ضعف درك و ناتوانى ساكنان دورههاى پيش از ظهور، به خصوص مقطع صدور احاديث و مخاطبان اهل بيت (ع) در فهم و تصوّر اجزاى آن دوره بدانيم؛ براى نمونه و فهم بهتر، مىتوان حالتى را تصوّر كرد كه شما قصد داريد براى كسى كه پانصد سال قبل مىزيسته است، از اينترنت و موشك و تلفن همراه صحبت كنيد. در چنين شرايطى، شما هيچ چارهاى جز بيان اجمالى نداريد؛ زيرا اجزاى توصيف شما هرقدر بيشتر شود، بر سردرگمى او نيز افزوده مىگردد. حال شرايطى را تصوّر كنيد كه معصومان (ع) حدود دوازده قرن قبل بنا داشتهاند از دورهاى صحبت به ميان آورند كه عقول كامل مىشود، علوم رشدى در حدّ سيزده و نيم برابر داشته باشند، پايين ترين سطح سواد عمومى جامعه در حدّ اجتهاد و طبيعى است كه جز بيان اجمالى چارهاى نيست و ما هرگز نمىتوانيم تصوّر كنيم اگر كمسوادترين فرد يك جامعه مجتهد باشد، باسوادترين و عالمترين شخص چه علمى خواهد داشت. به اين موارد، بايد حضور ملائك و جنّيان را در مناسبات روزمرّه اجتماع افزود.
٢). منابع، گزارشها و رواياتى كه از حيث اعتبار و صحّت اسناد، متنوّعند. برخى از آنها را مىتوان مسلّم و صحيح دانست و در عين حال، درباره برخى نمىتوان به ضرس قاطع اظهار نظر نمود. گاه رواياتى ديده مىشوند كه از حيث سند يا محتوا به نظر ضعيف و داراى مشكل مىآيند، امّا با گذر ايّام صحّت آنها اثبات مىشود؛ لذا همه اين روايات را نمىتوان با يك چشم نگريست و در حال حاضر اظهارنظر قطعى نمود. نگاه ما در اين نوشتار نيز از حيث ترتيب مطالب، صحّت و اسناد و ... اظهار نظر قطعى نيست و صرفاً بر اساس آنچه به دست ما رسيده است، حوادث و جريانات پس از ظهور را دنبال نمودهايم.
٣). درباره برخى از اين گزارشها، اصل ماجرا و جوهره روايات را مىتوان متواتر و صحيح يافت، امّا درباره جزئيات آن نمىتوان با چنين جزمى سخن گفت؛ براى نمونه، هرچند به تصريح روايات، سفيانى شخصيّتى است كه در آستانه ظهور امام عصر (ع) شورش خواهد نمود، امّا در عين حال نمىتوان درباره تعداد افرادى كه به دست او در «نجف» و «بغداد» و ديگر شهرهاى عراق يا مدينه كشته خواهند شد، صحبت نمود؛ زيرا معلوم نيست تعداد بيان شده در روايات، بيان كننده كثرت بودهاند يا تعداد دقيق. يا در مواردى مانند طلوع خورشيد از مغرب، نمىتوان به قطع گفت، آيا منظور واقعاً تغيير در روال عادى طبيعت است يا بايد براى فهم اين عبارت، از ابزارى مانند تأويل (كه البتّه علم اصلى آن نزد اهل بيت (ع) است) تمسّك جست؟!