ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - آموزش هاى رسمى و غيررسمى
را فراهم كردهاند.
تطبيق اين مسئله با حقيقت متوسط سنّ ازدواج در ايران كه براى آقايان به بيش از ٢٧ سال رسيده است، خود گوياى وجود سياستگذارىهاى نادرست و خلاف خواست اسلام در جامعه امروز ايران است.
وجود نداشتن سياستهاى مثبت و مؤثّر
كاهش بارورى جامعه ايران، خطرى است كه مسئولان نيز همواره به آن اشاره داشتهاند. در همين راستا است كه سياستهاى مختلفى در مقاطع گوناگون، براى افزايش نرخ بارورى در ايران مورد بحث قرار گرفت، سياستهايى كه بخشى از آن، به صورت مقطعى نيز اجرا شد. از اين سياستگذارىها مىتوان به هديه يك ميليون تومانى رياست جمهورى به كودكان تازه متولّد شده، اشاره كرد؛ امّا ضعف عمده اين دست سياستگذارىها در درجه اوّل، مقطعى بودن آنها و نداشتن تضمين اجرايى است و در درجه بعد، جنس اين نوع سياستگذارىها است. اينها همه در حالى است كه هم اكنون نيز قوانينى در كشور وجود دارند كه نيازمند اصلاح و بازنگرى هستند قوانينى كه در عمل، فرزند چهارم داشتن را براى خانوادههاى ايرانى محدود مىكنند.
تغيير دادن رويكردها و قانونگذارىها به سمت كاهش سنّ ازدواج و افزايش نرخ بارورى بايد به شكلى باشد كه نتايج عملى آن در جامعه نمايان گردد و به واسطه حمايتهاى مقطعى يا حتّى چاپ بُن در سطح شهر، نمىتوان به نتيجه مورد قبول در اين راستا دست پيدا كرد.
آموزشهاى رسمى و غيررسمى
از طرف ديگر نيز جامعه ايران، به ويژه كانون خانواده ايرانى از سوى آنچه به عنوان خروجى آموزش رسمى كشور شناخته مىشود، مورد تهديد است؛ به گونهاىكه در مراكز آموزش رسمى، مانند دانشگاهها همواره تلاش بر آموختن راهكارهاى فنى و عملى محدود كردن نسل به وسيله وسايل كنترلى در مناسبات مقاربتى بوده و از سوى ديگر نيز علوم انسانى آموزش داده شده به تبع خاستگاه غربى كه دارد، دانشجو را مستقيم و غيرمستقيم به سمت تفكّرى سوق داده است كه در آن، جامعه آرمانى رقم نمىخورد؛ مگر آنكه در آن، جمعيت و انسانيّت كنترلشده باشد.
امّا محيط دانشگاهى تنها هجمهگاه آموزشى نيست كه نسل آينده را به گونهاى غيردينى و سكولار تربيت مىكند، بلكه محيط آموزشى سينما و تلويزيون نيز به تشديد اين وضعيت مىپردازند. به اين ترتيب اكنون و بعد از گذشت بيش از سه دهه از انقلاب اسلامى، شاهد آن هستيم كه محصولات بصرى توليد شده در اتمسفر جامعه ما، بيشتر از آنكه معرّف، آموزشدهنده و تبليغكننده سبك زندگى اسلامى و بومى ايران باشند، دغدغهمند هستند تا زندگى مدل غربى را به ايرانيان نشان داده و پر آبوتاب به تصوير كشند. وضعيت سينما و تلويزيون ما چه در آثار توليدى و چه در آثار فراوانى كه از مجارى رسمى، دوبله و پخش مىشود و چه در محصولاتى بصرى كه به صورت غيرقانونى در سطح شهر، علنى به فروش مىرسند يا در فضاى اينترنت به راحتى قابلدسترسى هستند، بهقدرى از افسارگسيختگى فاجعهبار رنج مىبرند كه پرداختن به آن، خود يك مثنوى هفتاد من است.