ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - مبارزه اسلامى مقدّس براى بازشناسى حقوق خداوند متعال به عنوان حقوق برتر
در سرزمين مقدّس «حجاز» مساعدت كردند و براى اطمينان از بقاى آن حكومت سكولار قبيلهاى، امنيّت آن را تأمين كردند.
خلافت اسلامى به دو دليل هرگز نمىتوانست به جايگاه قبلى خود برگردد. اوّل اينكه رژيم سعودى وهّابى كه حرمين مقدّس، حجاز و حج را در كنترل داشت، هرگز ادّعاى خلافت نمىكرد و ديگر اينكه تا زمانىكه آنها حرمين، حجاز و حج را در كنترل داشتند، كس ديگرى نمىتوانست ادّعاى خلافت كند.
دولت عربستان سعودى، به عنوان مستعمره دولت بريتانيا بر خرابههاى خلافت عثمانى، به وجود آمد. وقتى كه آمريكا [جايگاه آقايى و] حاكميّت دنيا را از چنگ انگلستان درآورد، عربستان سعودى مستعمره آمريكا شد. عربستان سعودى نيز مانند اسرائيل صهيونيست از ابتداى ايجادش، براى ادامه بقا به انگليس و بعد به آمريكا وابسته بود.
از زمانىكه عبدالعزيز بن سعود، در سال ١٩١٦ م. پيشنهاد دريافت ٥٠٠٠ پوند استرلينگ در ماه، به عنوان وجهالمعامله اتّحاد با انگلستان را پذيرفت، اتّحاد وهّابى، سعودى در حكومت سعودى با خلوص نيّت موقعيت اين مستعمره را حفظ كرده است. اين اتّحاد به انگلستان اجازه مىداد اهداف خود براى غصب نمودن و كنترل حجاز از حكومت اسلامى عثمانى را دنبال كند.
جنبش مذهبى وهّابيت، موقعيت اين مستعمره را با غرب يهودى و مسيحى وفق داد؛ به اين صورت كه هميشه اين نگرش بايد محفوظ باشد كه [عملكرد] جنبش مذهبى وهابيّت به مسيحيان و يهوديان نزديك تر بوده است تا به بقيّه جهان اسلام. وهّابيان، مسلمانان غيروهّابى را بىاعتقاد دانسته و آنها را به شرك متّهم مىكنند. حالا، حكومت وهّابى سعودى به مستعمره اسرائيل صهيونيست تبديل خواهد شد.
دلايلى وجود دارد كه توضيح مىدهد به چه علّتى اروپا خلافت عثمانى را هدف قرار داده و نابود كرده است. دليل نخست، گرهگشايى از موضوع رسيدن به هدف آزادسازى سرزمين مقدّس فلسطين و برگرداندن يهوديان صهيونيست [به آنجا] بود. دليل دوم، زمينهسازى براى پذيرش جهانى شرك در قالب اروپايى و جديد [يعنى] حكومت سكولار بود. زمانىكه امپراطورى عثمانى نابود شد، حكومت سكولار مدرن تركيه جايگزين آن شد و حكومت سكولار عربستان سعودى نيز در قلب عربى [جهان] اسلام به وجود آمد.
امروزه در سراسر جهان، مردم تحت فرمان تمدّن اروپايى هستند و به وسيله الگوى اروپايى حكومت سكولار در بر گرفته شدهاند. در نهايت، سيستم اروپايى دولتهاى سكولار، بنياد سياسى بينالمللى را ايجاد كردند كه در ابتدا به نام «جامعه ملل» و بعدها به نام «سازمان ملل متّحد» احيا شد.
نام سازمان ملل متّحد هم، در راستاى تجليل از نظم نوين جهانى ساخته و پرداخته اروپا و با هدف متّحد ساختن جهان تحت نفوذ و كنترل سياسى اروپا انتخاب شد؛ به گونهاى كه در نهايت، اروپا بتواند بر جهان حكومت كند.
سازمان ملل متحّد بر مبناى شرك تأسيس شد. منشور سازمان ملل متّحد اعلام كرد كه خداوند متعال اكبر نيست! بندهاى ٢٤ و ٢٥ منشور بيان مىدارد كه شوراى امنيّت داراى صلاحيت برتر، در همه موارد، مربوط به امنيّت و صلح بينالمللى است و صلاحيت شوراى امنيّت از صلاحيت خداوند متعال و پيامبر اكرم (ص) [نيز] بالاتر است. اين شرك است. اكنون، حكومت سكولار مدرن، به عنوان بالاترين مقام به حساب آمده كه اين شرك است!
شرك، گناه خيلى بزرگى است. اين گناه به فرموده خداى ابراهيم (ع) بخشيده نخواهد شد؛ «خداوند (هرگز) شرك را نمىبخشد! و پايينتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مىبخشد و آنكس كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است.»[١]
هركس مرتكب شرك شود و در اين حالت بميرد، هرگز وارد بهشت