ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - تعريف
تقابل حيات طيبه و سبك زندگى آمريكايى
تعريف
اگر بخواهيم از واژه سبك زندگى، فهمى مشترك پيدا كرده و جايگاه اين واژه را مشخّص كنيم، احتياج به يك تعريف كامل و جامع داريم كه علاوه بر بيان معناى سبك زندگى، اطّلاعات دقيقى از ريشه و درونمايه آن نيز در اختيار ما بگذارد. اين تعريف بايد به ما قدرت تشخيص و انتخاب بدهد.
سبك زندگى، يعنى طريقه زيستن. زيستن به معنى زندگى روزانه. سبك زندگى، يعنى قبول يك سرى قوانين براى زيستن. در هر آيين و دين و مسلكى كه باشيد، با هر نوع تفكّر دينى يا غيردينى، شما با مجموعهاى از بايدها و نبايدها سروكار داريد كه يا خود آنها را تبيين كردهايد يا با انتخاب آزادانه، از قوانين موجود پيروى مىكنيد. به محض قبول اين قوانين، شما براى اختيار خود، محدوديتى را ايجاد مىكنيد. در واقع، قوانين براى مشخّص كردن خطوط قرمز و شكل دادن به حوزه اختيارات و عملكردهاى شماست. شما طريقه زندگى كردن خود را مىتوانيد عوض كنيد؛ امّا نمىتوانيد بدون سبك زندگى، زندگى كنيد.
سادهترين دليل بر اين مدّعا را مىتوان از زبان فيلسوف غربى، جان لاك، بيان كرد كه مىگويد: انسان موجودى اجتماعى است و براى بقا، نيازمند ديگر افراد جامعه مىباشد تا به كمك آنها به زندگى خود ادامه دهد. يك لحظه خود را در دنيا تنها فرض كنيد. در جايى كه وظيفه تهيه تمام مايحتاج زندگى بر دوش خودتان است. وظيفه تأمين لباس، كفش، مسكن، غذا، امنيت و ... همه با شماست. حال خود را در جامعهاى فرض كنيد كه بعضى از وظايف خود را به گردن ديگران قرار دادهايد و در عوض، بخشى از نياز ديگران را شما تأمين مىكنيد. شما براى جابهجايى از افرادى استفاده مىكنيد كه شغل رانندگى را انتخاب كردند، در خيابانهايى تردّد مىكنيد كه كسى ديگر آن را با آسفالت پوشانده، به جاى مراجعه به مزرعه، براى تأمين غذا، كسى آنها را براى شما آورده و در جايى، به نام مغازه، كسى از صبح تا شب نشسته تا نياز شما را پاسخ دهد. همه اينها شما را مجبور مىكند كه از قوانينى پيروى كنيد؛ هم در بُعد اجتماعى، هم در بُعد فردى. به گفته فيلسوف ملحد، لاك، افراد جامعه، بخشى از آزادى خود را در اختيار جامعه و حكومت مىگذارند تا بتوانند از بقيه آزادى خود استفاده كنند. شما به هنگام قرمز بودن چراغ، صبر مىكنيد تا وقتى كه چراغ سبز شد با آزادى و خيال راحت از خيابان عبور كنيد.