ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - سر در گريبان خويش
به دليل اينكه در آن زمان، اين وسيله به صورت مشترك توسط تمام اعضاى خانواده مورد استفاده قرار مىگرفت، به افراد اجازه استفاده شخصى و خصوصى از اين پديده تكنولوژيك را داده نمىشد. با گذشت زمان و افزايش استفاده از رايانه و همچنين وسايل ذخيره اطّلاعات، بسترى فراهم شد كه افراد و مخصوصاً جوانان بتوانند فضايى را به صورت شخصى و فقط براى خود تهيه كنند؛ فضايى خصوصى كه از ديد اعضاى خانواده و والدين به دور باشد. پر واضح است كه به دليل اينكه اين تكنولوژى در هنگام ورود به داخل، با فرهنگ سازى نحوه استفاده درست از آن همراه نشد، اثرات مخرّب خود را بر روى نسل جديد گذاشت و به آنها اجازه داد تا فضايى خصوصى و شخصى داشته باشند. اين امكان به همراه پديده اينترنت آثار تخريبى خود را بر روى جوانان دهه هشتاد گذاشت. صحبت از اينكه چه مقدار از مشكلات افراد بين بيستوپنج تا سىوپنج سال مربوط به شرايط پيرامونى آنها در زمان نوجوانى است، احتياج به مطالعات دقيق دارد؛ امّا در مجموع مىتوان تأييد كرد كه ارتباطى بين نوجوانان دهه هشتاد و تكنولوژىاى كه در اختيار آنها بود، وجود دارد. اين ارتباط و مشكلات براى نوجوانان دهه نودى بسيار حادّتر و خطرناكتر است. چون با وجود رايانههاى شخصى يا همان لپتاپها، به طور كلّى نظارت والدين نسبت به فرزندان از بين رفته است.
همين مشكل در مورد گوشى تلفن همراه نيز صادق است و كشور به سمتى رفته است كه افراد از دوران دبستان، گوشى تلفن همراه شخصى دارند و در سايه بىمسئوليتى مسئولان فرهنگى، معضلات بسيار در انتظار نسل دبستانى ما مىباشد.
يكى از معضلات جوامع مدرن، غرق شدن در فردگرايى است كه تبعات آن را مىتوان در بيمارىهاى روحى، مانند افسردگى مشاهده كرد. از سوى ديگر، فردگرايى سبب محو شدن ارزشهايى، مانند صلهرحم مىشود كه اين خود در طولانىمدّت مىتواند اثرات سوء فراوانى را براى يك جامعه اسلامى داشته باشد.
انتقاد ديگر بر فردگرايى، از ناحيه ضدّ انسانمحورى وارد شده است. فرد مورد احترام و فردى كه هدف همه ساز و كارهاى اجتماعى است، نه فرد مطلق انسان، بلكه فرد غربى است. كشته شدن و مورد ظلم واقع شدن افراد بى شمار در «ويتنام»، «بوسنيا»، «خاورميانه» و ... هيچ اهمّيتى ندارد؛ حال آنكه يك فرد آمريكايى، به لحاظ جان و مال و آبرو، فوق العادّه با ارزش و مهم است.
فردگرايى از ناحيه ديگرى نيز مورد انتقاد است. در فردگرايى، مرجعيتهاى خارجى، بىاعتبار نشان داده مىشوند و گمان مىرود كه آزادى فردى انسان به مفهوم كامل آن حاصل شده است. اين تصوير، انسان را به تن و جسم تقليل مىدهد و از ابعاد مابعد الطّبيعى و معنوى او غفلت مىورزد؛ امّا در بينش دينى، انسان، فردى منفرد و بريده از هرگونه بُعد معنوى نيست. او از سويى به عنوان مخلوق خداوند، تحت امر الهى است و از سوى ديگر، به عنوان موجود انسانى، تحت كشش دو نيروى عقل و غرايز قرار دارد. در اين تصوير، انسان در صورتى به آزادى واقعى دست مىيابد كه از اسارت نفس و شهوات آزاد گردد. همانسان كه از جبّاران و استعمارگران بيرونى بايد رها شود. بدينسان، فردگرايى با بسته دانستن زيست جهان درونى انسان و ناگشوده دانستن آن به مابعد الطّبيعه و تأثّر آن از جهان ماوراء، از نظر اسلام مردود است.