ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - تخصّص
يا فعّاليتى به شكل تفريح باشيد و اگر قصد امتحان آن را داريد، جامعه شما را له مىكند. البتّه براى افرادى كه به دور از مشكلات معيشتى هستند، روزنه كوچكى وجود دارد. شما در زندگى اجتماعى براى بقاى خود احتياج داريد كه مشكلات اقتصادى را از طريق كار كردن پاسخ دهيد. انسان در جامعه مدرن به سمت يادگيرى حرفهاى تخصّصى سوق داده مىشود و پس از يادگيرى آن، براى تأمين نياز مالى خود مجبور به كار كردن است و از اينرو، در طول ٢٤ ساعت شبانهروز، ديگر وقتى براى سرگرمى، حرفه و هنر ندارد. تنها راه پيشرو در جامعه مدرن براى بقا، حركت به سمت هرچه بيشتر تخصّصى شدن و به تبع آن هرچه بيشتر تكبُعدى شدن است و اين كار سبب سركوب شدن و عدم شكوفايى استعدادهاى آدمى مىشود.
دلايل بسيار زيادى براى تأييد اين مدّعا از كتابها و نوشتههاى بزرگان مغرب زمين تا آثار سينمايى متعدّد وجود دارد. خود غرب و قشر متفكّر آن، به وجود چنين مشكلى در جامعه خود آگاه شدهاند و در تكاپوى پيدا كردن راه حلّى براى اين نقطه ضعف بسيار اساسى در سبك زندگى غربى مىگردند. آنان، خود به اين نكته اعتراف مىكنند كه اين تكبعدى شدن انسان مدرن، دليلى است كه در كنار وجود آسايش در زندگى كه به مدد رشد تكنولوژى و واگذارى كار به ماشين، به جاى انسان حاصل شده، نتوانستهاند آرامش را نيز به زندگى انسان غربى وارد كنند. وجود استرس در شالوده سبك زندگى غربى، آمار بالاى مراجعه به روانپزشك (به طور ميانگين در آمريكا از هر چهار نفر يك نفر به طور مداوم به روانپزشك مراجعه مىكند)، آمار بالاى خودكشى، زندانى و از همه مهمتر، از هم پاشيدن خانواده و نرخ پايين زاد و ولد در جامعه غربى، مهر تأييدى است بر اين مدّعا.
خود غرب نيز به دنبال درمان اين مشكل است و سعى بر آن دارد كه از طرق مختلف، به آموزش مردم خود بپردازد تا آنها را از كوچك شدن در صحّه وجود خود، نجات دهد و در آثار سينمايى خود به دنبال ايجاد الگوهايى براى تغيير نوع زندگى مردم مىباشد. در اين دست آثار سينمايى، قصد بر اين است كه مخاطب خود را كه غالباً درگير معضلات زندگى بوده و براى زنده ماندن تلاش مىكند، به اين فكر وادارد كه اگر براى شما فرصتى پيش آيد تا به دور از معضلات و بايدها، كه جامعه به مردم تحميل مىكند و مردم نيز مجبور به اطاعت از آن هستند، دست به خلّاقيت زده و آزادانه به دنبال تجربه آرزوهاى خود برويد، چه مىكنيد؟ يا به بيان ديگر، چرا براى خود چنين موقعيتى را فراهم نمىكنيد؟ امّا اينكه تا چه ميزان موفّق به انجام اين كار بوده است، جاى سؤال دارد.
سخن آخر اينكه تمام مشكلاتى كه غرب عالم در طول سه قرن به تدريج با آن مواجه شده است، در طول سه دهه دامنگير كشور ما نيز شده است و جاى اين سؤال را باقى مىگذارد كه مسئولان و متولّيان فرهنگى در طى اين سى سال، چه اقداماتى براى جلوگيرى از اين تهاجم سبك زندگى غربى انجام دادهاند؟ آمار بالاى سه طلاق از هر پنج ازدواج، ركورد زدن كاهش نرخ بارورى در طول تاريخ بشر، بالا رفتن مشكلات روحى و روانى و افزايش مراجعه به روانپزشكان، دامن زدن به مدركگرايى و وجود سربازى كه به طور مشترك باعث هدر رفت ده سال از عمر جوان بيست ساله مىشود (هشت سال تحصيلات دانشگاهى و دو سال سربازى) و به تبع آن، بالا رفتن سنّ ازدواج، غرق شدن جوان مجرّد در انواع گناهان كبيره و صغيره، تأمين نشدن معاش جوان متأهّل، بيرون كشيدن دختران جوان از خانه به بهانه تحصيل، آن هم در رشتههاى غير مرتبط، همچون مهندسى و غيره، همگى نشان مىدهند كه كشور و مسئولان، سى سال در خواب به سر مىبردهاند؛ در حالى كه اين ويروس به طور مسرى در حال پخش شدن از كلان شهرها تا دورافتادهترين مناطق كشور بوده است.