ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - تخصّص
تخصّص
تخصّصى كردن، نيروى محرك تمدّن است. (پرنس آلبرت ١٨٥١ م.)
در دوران شكوفايى اقتصاد مغرب زمين كه به انقلاب صنعتى معروف است، نوع خاصّى از سبك زندگى و نگرش به آن، به وجود آمد كه كلّ آداب و رسوم جوامع درگير را بر هم زد. مردمانى كه در زمان گذار از دوران كشاورزى به صنعتى بودند، بايد نوع زندگى خود را تغيير مىدادند. تمدّن جديد، احتياج به آدمهاى جديد داشت. افرادى كه در اين دوره از تاريخ زندگى مىكردند، خلق و خوى زندگى كشاورزى داشتند و اين نوع از زندگى، توان ايجاد تحوّل و ايجاد تمدّن جديد را نداشت. كشاورزى كه در امور زندگى خود، خودكفا بود و نيازى به بيرون از خود نداشت، فردى كه زمان را از روى ساعت دنبال نمىكرد، به معناى دقيقتر، احتياجى به دقيق بودن نداشت، حالا بايد با صداى سوت كارخانهها در سر كار حاضر مىشد و با صداى همان سوت، حقّ خروج از كارخانه را داشت. فرزند او نيز براى تربيت و آموزش زندگى در جامعه جديد، بايد با صداى زنگ مدرسه به سر كلاس مىرفت و با صداى همان زنگ، حقّ خروج از مدرسه را داشت؛ درست همانند قوانين يك كارخانه.
يكى از معضلات حكمرانان در اين دوران گذار كه تا به امروز نيز وجود دارد، بالا رفتن بازده كارى و افزايش توليد بود. آدام اسميت، يكى از اقتصاددانان تأثيرگذار در تاريخ بشر، اينگونه بيان مىكند كه:
چنين به نظر مىرسد كه بزرگترين پيشرفت در زمينه نيروى كار، از تقسيم كار [تخصّصى كردن] حاصل مىشود. ١
مثالى كه آدام اسميت بيان مىكند، اين است كه يك كارگر سنّتى، مىتواند در روز، يك مشت سنجاق درست كند؛ امّا اگر فرآيند توليد يك سنجاق توسط ده نفر صورت گيرد، در طول يك روز مىتوان بيش از چهل و هشت هزار سنجاق توليد كرد. براى تقريب به ذهن، مثال آدام اسميت، صحنهاى را به ياد آوريد كه چارلى چاپلين در فيلم سينمايى «عصر مدرن»، محصول سال ١٩٣٦ م. در آن دو آچار را در دست داشت و تنها كارى كه مىكرد، چرخاندن آنها به سمت چپ بود.
از اين رو، احتياج به تخصّصى كردن كارها براى ايجاد تمدّن غربى لازم بود؛ اينكه هر كس بخش كوچكى از كار را به صورت تخصّصى انجام دهد. اين شيوه باعث پيشرفت شگرفى در تمدّن غربى شد؛ امّا حالا بعد از گذشت چند قرن از اين نوع تفكّر كه به همراه خود، سبك زندگى خاصّى را نيز آورده، مىتوان در مورد آن صحبت و نقاط ضعف آن را بيان كرد؛ نقاط ضعفى كه خود تمدّن غرب به آن معترف است.
تخصّصى شدن در روزگار ما به اين معنى است كه اگر شما در نويسندگى مهارت داريد، ديگر نمىتوانيد يك خياط حرفهاى باشيد. اگر شما يك باغبان، آشپز، مهندس، معمار، سياستمدار و ... باشيد، ديگر وقت و فرصت براى انجام كار ديگرى نداريد. براى رسيدن به پيشرفت، بايد افراد جامعه، تكبعدى و به قول هربت ماركوزه، تكساحتى باشند. نوع سبك زندگى موجود، به شما اجازه نمىدهد كه به فكر هنر، حرفه دوم