ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - آقا ما را ببخش!
آقا ما را ببخش!
يك نكته از هزاران
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَاللهِ الَّتِى لَاتَخْفَى؛[١]
سلام بر تو اى حجّت خدا كه مخفى نيستى.»
گر در خانه كس است، يك حرف بس است!
واقعاً از هزاران نكته، همين يكى ما را بس است. آيا اين جمله زيارت، همه پندارها و توهّمات ما را بر هم نمى ريزد؟
آيا ما تاكنون فكر نمىكرديم او غايب است و ما حاضر؟
و آيا اين جمله نمىگويد: از خواب و پندار بيدار شويد! او حاضر است و شما غايبيد!
بگذريم از ژرفاى عرفانى جمله مزبور كه شايد ترجمانى از اين آيه باشد كه:
«فَأَيْنَماتُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ؛[٢]
به هر طرف كه رو كنى، وجه خدا آنجاست.»
و وجه خدا، حجّت اوست.
پس در عالم، جز او نمى بينى؛ زيرا جز او چيزى نيست.
آرى! از اين اوج بگذريم و به حضيض خود نظر افكنيم.
چرا همواره او را غايب دانسته و مىدانيم؟
و چرا هميشه خود را حاضر مىبينيم؛ در حالى كه خود را در محضر او نمىنگريم؟!
آه از اين همه بىخبرى!
و واى از اين كثرت غفلت!
\*\*\*
آقا! ما را ببخش!
و غفلت ما را!
و بىخبرىمان را!
و بىحضورىمان را!
خداوندا! يك بار هم كه شده ما را حاضر گردان تا به امام حاضر خود، به درستى سلام كنيم:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ الَّتِى لَا تَخْفَى.»
پىنوشتها:
[١]. ابنمشهدى، محمّدبن جعفر، «المزار الكبير»، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اوّل، ١٤١٩ ق.، ص ٥٨٧.
[٢]. سوره بقره، آيه ١١٥.