ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - امام، روح عالم و حافظ نظام عالم
عزيزالدّين نسفى، صاحب كتاب «الانسان الكامل»، در بحثى پيرامون مصداق ولايت و اينكه «ولى كيست؟» به مصداق ولايت توجّه كرده و از قول، محىالدين ابنعربى مىنويسد:
اسم ولى در دين محمّد پديد آمد. خداى تعالى دوازده كس را از امّت محمّد برگزيد و مقرّب حضرت خود گردانيد و به ولايت خود مخصوص كرد و ايشان را نايبان حضرت محمّد (ص) گردانيد كه «العلما ورثة الانبياء» در حقّ اين دوازده كس فرمودند:
«العلماء امّتى كانبياء بنىاسرائيل.»[١]
نزد شيخ، ولى در امّت محمّد (ص) همين دوازده كس بيش نيستند و ولى آخرين كه دوازدهم باشد، خاتم اوليا و مهدى صاحب الزّمان (ع) نام اوست.[٢]
چنانكه بيان شد بهرغم ديدگاه ماترياليستى و مادّهگرايانه، در بينش توحيدى، بنياد خلقت عالم بر خلقت روحى، معنوى و نورى استوار است. به همين دليل، پيش از آنكه عوالم مادّى و ملكى از حيثيتى ويژه برخوردار باشند، عالم معنا اصالت يافته و برترى جسته است. در بينش توحيدى، عالم ملكى و ناسوتى، حائز دانىترين و پستترين مرتبه و ذيل ساير عوالم قابل شناسايى است. به همين ترتيب، از خالق حكيمى كه به فرموده قرآن «اللَّهُنُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٣] است، سلسله آفريدهها از عالىترين رتبه نورى به دانىترين رتبه ملكى و ناسوتى نزول كرده و به اسفلترين مرتبه مىرسند.
در وجهى، اگر بنا باشد اشخاصى به عنوان اشرف و افضل، قرين با حضرت حق، سلطان همه عالم شوند، اين منتخبان برگزيده، صاحب عالىترين درجه قرابت با حضرت حقّند كه به دليل شرافت مرتبه، حائز مقام خلافت پروردگار شده و در سمت امامت و رهبرى، آفريدهها را به سوى حضرت حق رهنمون مىشوند. با وجود اين درجه از قرابت بايد پرسيد: چه كسانى جز آنها، صاحب عالىترين درجه معرفت درباره حضرت حقّند؟ و چه كسانى جز آنها مىتوانند در مقام رهبرى و امامت، آفريدهها را به سوى آفريدگارشان رهنمون شوند؟
آنها در كمال بشرى و در نهايت كمال روحى، مؤدّب شده توسط حضرت حق و انتخاب شده او هستند. آيات قرآنى به كرّات از برگزيدگى و انتخاب خاصّ اينان ياد مىكند و مىفرمايد:
«وَلَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ؛[٤]
و قطعاً آنان را عالمانه و دانسته بر عالميان برگزيديم.»
«قرآن» درباره انتخاب حضرت موسى (ع) فرموده است:
«وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى؛[٥]
و من تو را برگزيدهام. پس بدانچه وحى مىشود، گوش فرا ده.»
اين پذيرفته هر صاحب خردى است كه حضرت سلطان، برگزيدهترين و امينترين مأمور و نماينده خود را براى ابلاغ پيام و اجراى امر مهمّ خود برمىگزيند. در آيات ديگر از اين انتخاب، با عنوان اصطفى و اجتبى ياد شده است:
«إِنَّاللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛
به يقين خداوند، آدم و نوح و آلابراهيم و آلعمران را بر مردم جهان برترى داده است. فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست.»
در گفتوگويى كه بين امام رضا (ع) و مأمون پيش آمد، وى از آن حضرت سؤال كرد: آيا خداوند، عترت [پيامبر] را بر ساير مردم برترى داده است؟ امام (ع) فرمودند:
«به حقيقت خداوند برترى عترت را بر ساير مردم، در كتاب محكمش آشكار نموده است.»
مأمون عرض كرد: كجاست آن [بخش] از كتاب خدا؟ امام (ع) فرمودند:
در اين سخن خداى متعال كه فرمود: «إِنَّ اللهَ اصْطَفى ...» و وجود ايشان در زمره ذرّيه پاك، از اين سخن متعال فهميده مىشود: «ذُرِّيَّةًبَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند.[٦]
در حديثى امام صادق (ع) فرمودند:
«خداوند «ارواح» ما را از نور عظمت خويش آفريد. آنگاه آفرينش ما را به گونهاى، هستى بخشيد و از طينت زير عرش صورتگرى كرد؛ به طورىكه وجود ما خزانهاى براى تمام مخلوقات الهى (يعنى خزانه تمام علوم و اسرار عالم هستى) شد و آن نور را در آن (صورت مثالى) كه به اصطلاح، كالبدها بود، جايگزين ساخت و ما مخلوق و بشرى نورانى شديم؛ حال آنكه براى هيچيك از مخلوقات، آنچه را كه خداوند در ما نهاده بود، قرار نداد و ارواح شيعيان ما را از طينت ما آفريد و بدنشان را از گلى در خزانه پوشيده پايينتر از گل ما و خداوند هيچكس را جز انبيا از خلقت ايشان بهرهاى نداد و ...»[٧]
اين روايت، ضمن بيان سلسله و ترتيب خلقت نورى مخلوقات و افضليت و اشرفيت محمّد و آلمحمّد (ص) نسبت به سايرين، بيان مىكند كه اوصاف محمّد و آلمحمّد (ص) به دليل نشئت گرفتن مستقيم از نور عظمت پروردگار، آن صفات در وجودشان متمركز است و جمله افعالى كه از آنان صادر مىشود، ناشى از اوصاف آنهاست؛ در حالىكه سايرين، غير ايشان پس از انجام اعمال و اجراى اوامر و نواهى و متخلّق شدن به اخلاق الهى حائز آن صفات مىشوند؛ به عبارتى، تمامى اسماء و صفات حضرت حق در وجود نورى، غيبى و ملكوتى حضرات معصومان (ع) مندرج است.
امام رضا (ع) در بيان امر امامت، در فرازى از سخنان بلند خودشان در «مسجد جامع مرو» فرمودند:
«إِنَّ الْإِمَامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْأَنْبِيَاءِ و ...؛
هر آينه، امامت، منزلت انبيا و ارث اوصياست.»
«إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللهَ وَ خِلَافَةُ الرَّسُول (ص) ...؛[٨]
هر آينه، امامت، خلافت خداوند و خلافت رسول (ص) است و مقام اميرالمؤمنين (ع) و ميراث حسن و حسين (ع) است و ...»
در امتياز خلقت پيامبران و امامان نسبت به سايرين، روايتى است از حضرت امام سجّاد (ع) كه فرمودند:
«به حقيقت خداوند، قلبها و بدنهاى پيامبران را از سرشت علّيين آفريد.»[٩]
امام صادق (ع) نيز درباره سرشت اهل بيت (ع) و علوّ مقام و مرتبه روحى ايشان، مىفرمايند:
«إن الله خلقنا من أعلى عليين ...؛[١٠]
همانا خداوند ما اهل بيت را از علّيين[١١] آفريد و ارواح ما را از بالاتر (بالاى) آن خلق كرد. ارواح شيعيان ما را از علّيين و پيكر آنان را از پايين آن آفريد. پس قرابت و نزديكى ميان ما و شيعيان ما از اين جهت است و دلهاى ايشان مشتاق ماست.»