ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - قدرت
نموّ طمع در خوردن را مىتوان در عادت غذايى به صورت دقيقترى مورد بررسى قرار داد. از حدود ١ تُن غذايى كه هر آمريكايى به طور متوسط در سال مصرف مىكند، ١٥ كيلوى آن به سيبزمينى سرخكرده، ١٠ كيلوى آن به پيتزا، ١٢ كيلوى آن به بستنى، ١٢ كيلوى ديگر به شكرهاى مصنوعى و در نهايت، ٧٧٠. ٣ كيلوكالرى در روز غذاى مصرفى هر آمريكايى است كه اين كشور را از اين حيث، در صدر كشورهاى دنيا قرار مىدهد.
شهوت
شايد حرص و طمع در لذّت، در اين گناه كبيره بيشتر جلوه كند. صنعت شوم هرزهنگارى در ايالات متّحده بالغ بر ١٤ ميليارد دلار در سال براى گردانندگان آن درآمدزايى دارد؛ امّا اين صنعت كثيف، جنبه خوب بيمارى شهوترانى است. به طور متوسط، در هر سال، ٠٠٠. ١٠٠ پرونده تجاوز به عنف در آمريكا به جريان مىافتد. اين آمار عجيبى است: در كشورى كه صنعت هرزهنگارى آن به اين عظمت است، چرا بايد آمار تجاوز به اين ميزان بالا باشد؟ شايد اصلًا هرزهنگارى به اين خاطر آزاد شده است تا اين آمار پايين بيايد؟ ولى نكته اينجاست كه، آن گناهى كه گناه كبيره شمرده شده است، آن گناهى كه يكى از ٧ گناه مرگبار مسيحى است، اشباعپذير نيست. آمارگيرىها نشان مىدهد كه نمايش خشونت در آثار بيرون آمده از صنعت هرزهنگارى، با استقبال بالاى مشتريان اين صنعت مواجه شده است. در نتيجه، چه دليلى دارد كه اين خشونت به خيابانها و خانههاى آمريكايى ورود نكند؟
قدرت
براى بررسى اين عامل، بايد به نابرابرى درآمدى در آمريكا نگاهى بيندازيم. ايالات متّحده از لحاظ برابرى درآمدى، در رتبه ١٦٦ جهان قرار دارد. در سال ٢٠١٠ م.، ٦٥% ثروت در كشور آمريكا به ١% ثروتمند آن رسيد، به عبارتى ديگر، ٩٩% آمريكايىها تنها ٣٥% كلّ ثروت كشور را در اختيار داشتند. در سال ١٩٧٦ م.، اين آمار به ٢٠/ ٨٠ نيز رسيده بود. اين عددها بسيار عجيب هستند. ٢٠% شهروند ثروتمند آمريكا، ٨٥% ثروت اين كشور را در اختيار دارند. در ٨٠ سال گذشته، سهم ١% ثروتمند آمريكايى از كلّ ثروت كشور، هيچگاه پايينتر از ٦٠% نيامده است. همه اين اعداد گواه اين مدّعاست كه يك درصد از آمريكايىها، به اندازه دو برابر ٩٩% ديگر، حرص و طمع خود را براى پول و قدرت ارضا مىكنند. به راستى كه اين كشور، مدينه فاضله طمّاعان است.
آمارهاى آمده در بالا را نبايد شوخى گرفت. صدا و سيماى «جمهورى اسلامى ايران» و به خصوص بخش تبليغات آن، در سالهاى اخير، به شدّت ميل و حرص ايرانىها براى به اصطلاح مدرن زندگى كردن را بالا برده است؛ ولى بايد به ياد داشت كه جامعه آمريكا، نمونه يك جامعه مدرن ايدهآل است. ايدهآلى كه بسيار با آنچه ما به عنوان جامعه غايى مدّ نظر داريم، فاصله دارد.