ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - توبه درآخرين لحظات
غيرممكن است.
از آنجا كه در اثر غربزدگى و مذهب اصالت مادّه و اصالت تجربه در گفتوگو و شناسايى جهانى ماورائى و ساكنان جهان ماورائى (عوالم جنّى، ملكى، ارواح و ...) از در انكار برمىآييم و كوچكترين اقدامى نيز براى مطالعه و شناسايى اين عوالم معمول نمىداريم، اساساً اين مباحث كهنه و خرافى به نظرمان مىآيند؛ در حالى كه واقعى و جارىاند، چه بدانيم و چه ندانيم.
[١]. سوره ناس (١١٤)، آيات ١- ٤.
توبه درآخرين لحظات
معاوية بن وهب گفته است:
به سوى مكّه رهسپار بوديم كه پيرمردى متألّه و متعبّد ما را همراهى مىكرد؛ ليكن او از مذهب ما اطّلاعى نداشت و (به مذهب اهل جماعت) نماز را در سفر تمام مىخواند. برادرزادهاش كه شيعه بود، او را در اين سفر همراهى مىكرد. از قضا پيرمرد بيمار شد. برادرزادهاش را گفتم: اگر مذهب شيعه را بر عمويت عرضه بدارى، اميد است كه او (از عقاب الهى) رهايى يابد!
همراهان، همگى گفتند: اين پيرمرد را به حال خود واگذاريد؛ چه او بر همان حالى كه هست، نيكوست.
ليك، برادرزاده طاقت نياورد و او را گفت: اى عمو! همه مردم جز اندكى، پس از رسول خدا (ص) از دين خارج شدند. همچنان كه بايد از رسول (ص) اطاعت و پيروى مىكرديم، بايستى از علىّ بن ابى طالب (ع) نيز اطاعت و پيروى كنيم، او و اطاعت از او پس از رسول خدا (ص) حق است.
پيرمرد، نفسى كشيد و فرياد برآورد: من آنچه را تو گفتى باور كردم.
و سپس، جانش از بدن خارج شد.
پس از آن، خدمت ابوعبدالله، امام صادق (ع) مشرّف گشتيم. علىّ بن سرّى، ماجرا را براى حضرت نقل كرد. ابوعبدالله (ع) فرمودند: «آن مرد، اهل بهشت است.»
علىّ بن سرّى عرض كرد: او جز در همان وقت، بر چيزى از مذهب شيعه آگاهى نداشت!
امام فرمود: «پس جز اين، از او چه مىخواهيد؟! به خدا سوگند كه او به بهشت رفته است.»
در روايتى ديگر، زراره از حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) نقل كرده است: «چون نفس به اينجا رسد- و اشاره به گلوى مباركش فرمود- براى عالم توبه نيست؛ ليك جاهل را توبه باشد.»[١]
پىنوشتها:
[١]. توبه، صص ١٩١- ١٩٢.
منبع: داستانهاى عارفانه در آثار علّامه حسن زاده آملى، عبّاس عزيزى.