ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهل و شش- يكصد و چهل و هفت
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
انسان و شيطان
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
آب و آيينه
٦ ص
(٦)
آهنگ طراوت
٦ ص
(٧)
فصل صنوبر
٧ ص
(٨)
ماه واپسين
٧ ص
(٩)
مرد مساوات و عمل
٨ ص
(١٠)
سبوى صبح
٨ ص
(١١)
تقديم به آستان پر مهر موعود مهربانى ها
٩ ص
(١٢)
دست هاى مهربان تو
٩ ص
(١٣)
از ميان خبرها
١٠ ص
(١٤)
باراك خاورميانه بايد عليه ايران متّحد شود
١٠ ص
(١٥)
اسلام ستيز معروف مسلمان شد
١١ ص
(١٦)
پروژه جديد ضدّ ايرانى هاليوود كليد خورد
١١ ص
(١٧)
افشاى طرح تجزيه عراق توسط يك نويسنده مصرى
١٢ ص
(١٨)
جايزه صلح نوبل براى مسلمان كش معروف
١٢ ص
(١٩)
آيا گليزرهاى يهودى، نام «اولدترافورد» را هم مى فروشند؟
١٣ ص
(٢٠)
آيا اولدترافورد هم معامله مى شود؟
١٣ ص
(٢١)
فراخوانى شياطين
١٤ ص
(٢٢)
معرفى ابليس به زبان خود
١٧ ص
(٢٣)
برصيصاى عابد
١٨ ص
(٢٤)
نويدى مانند نويد شيطان
١٨ ص
(٢٥)
شأن نزول آيه
١٨ ص
(٢٦)
نتيجه
١٩ ص
(٢٧)
مجادله با رسول الله
٢٠ ص
(٢٨)
فراخوانى و ارتباط گيرى؛ شرايط و ملزومات
٢١ ص
(٢٩)
انواع فراخوانى
٢٢ ص
(٣٠)
فراخوانى از نوع اوّل
٢٢ ص
(٣١)
درمبارزه با شيطان
٢٦ ص
(٣٢)
نقاط قوّت شيطان
٢٦ ص
(٣٣)
نقاط ضعف
٢٧ ص
(٣٤)
هدف شيطان چيست؟
٢٧ ص
(٣٥)
درطلب كيميا
٢٩ ص
(٣٦)
برسرنظام حقيقى فراخوانى چه آمده است؟
٣٠ ص
(٣٧)
آشنايى با شگرد هاى شيطان
٣٣ ص
(٣٨)
1 اضلال و اغواء
٣٣ ص
(٣٩)
2 افتنان (فتنه گرى)
٣٣ ص
(٤٠)
ذكر خدا حافظ انسان در برابر شيطان
٣٤ ص
(٤١)
دور ساختن شيطان به وسيله اذكار
٣٥ ص
(٤٢)
الف) ذكرهايى كه شيطان را دور مى كند
٣٥ ص
(٤٣)
ب) ذكر به اعتبار زمان حضور شيطان
٣٦ ص
(٤٤)
وضو با آب مضاف
٣٧ ص
(٤٥)
خدايى را كه نبينم نمى پرستم
٣٧ ص
(٤٦)
عوالم سه گانه
٣٨ ص
(٤٧)
اين گونه شيطان بيچاره مى شود
٤١ ص
(٤٨)
هيچ كس چون او نشناخت!
٤٢ ص
(٤٩)
عزم ابليس بر رهزنى است
٤٣ ص
(٥٠)
دروازه هاى ورود
٤٤ ص
(٥١)
دفترچه راهنماى سازنده
٤٥ ص
(٥٢)
راه هاى مقابله عملى با شيطان
٤٨ ص
(٥٣)
محل سكونت ابليس
٥١ ص
(٥٤)
ظلم و تكبّر
٥٢ ص
(٥٥)
دعوت به كفر
٥٣ ص
(٥٦)
برانگيختن حسد
٥٣ ص
(٥٧)
وعده فقر
٥٤ ص
(٥٨)
دامن زدن به دروغگويى
٥٤ ص
(٥٩)
مخلصين؛ نجات يافتگان
٥٥ ص
(٦٠)
عاقبت شيطان
٥٦ ص
(٦١)
سرانجام شيطان با مريدان خود
٥٨ ص
(٦٢)
حدّ قدرت شيطان در گمراه كردن
٥٨ ص
(٦٣)
زمين قم و ابليس
٥٩ ص
(٦٤)
فرانسه چگونه در حال مسلمان شدن است؟
٦٠ ص
(٦٥)
انواع فراخوانى
٦٢ ص
(٦٦)
توبه درآخرين لحظات
٦٣ ص
(٦٧)
دجّال آخرالزّمان
٦٤ ص
(٦٨)
آيا دجّال از علائم ظهور است؟
٦٤ ص
(٦٩)
خرماى آسمانى
٦٩ ص
(٧٠)
پرسش و پاسخ
٧٠ ص
(٧١)
فراخوانى ازنوع دوم
٧٨ ص
(٧٢)
در جنگل بوهم كاليفرنيا چه خبر است؟
٨٦ ص
(٧٣)
همايش هاى بيشه بوهم
٨٦ ص
(٧٤)
مهمانى صرف شام در بوهم
٨٦ ص
(٧٥)
باشگاه هاى مختلف كلوپ بوهميان
٨٧ ص
(٧٦)
اماكن ساخته شده در بوهم، نمادپردازى ها و تزئينات
٨٨ ص
(٧٧)
جغد، نماد بيشه بوهم
٨٨ ص
(٧٨)
بت مولوخ
٨٩ ص
(٧٩)
در بيشه بوهم چه اتّفاقاتى مى افتد؟
٨٩ ص
(٨٠)
افشاگرى هاى بعدى
٩١ ص
(٨١)
ابزار برگزيده
٩٢ ص
(٨٢)
تفاخر
٩٢ ص
(٨٣)
عنوان زدگى (حبّ جاه و برترى جويى نوين)
٩٢ ص
(٨٤)
تنوّع طلبى، مصرف زدگى و مُدگرايى
٩٢ ص
(٨٥)
حرص، زياده خواهى و تكاثر
٩٣ ص
(٨٦)
مدگرايى (جهالت مدرن) و تبليغات زدگى (تقليد نوين)
٩٣ ص
(٨٧)
غرب زدگى (تغيير قبله اعمال و آمال)
٩٤ ص
(٨٨)
خودخواهى، بى دردى، بى تعهّدى، سردى عواطف و تغافل
٩٤ ص
(٨٩)
خردگرايى جايگزين خداگرايى
٩٤ ص
(٩٠)
نوزايى معاصى در پرتو رسانه ها
٩٥ ص
(٩١)
تجمّل گرايى
٩٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - خرماى آسمانى

آنان، مؤمنانه از اين اقدام پرهيز مى‌كنند. از اين رو، به ندرت مى‌توان ارتباط انسان‌ها و جنّ را از نوع ارتباط مؤمنانه يافت؛ مگر در مواردى خاص، شرايطى خاص و نظامى خاص.

مؤمنان جنّى، در پى انجام اعمال مؤمنانه‌اند و گاه در اين مسير، گوى سبقت را از مؤمنان صالح انسانى مى‌ربايند و به مراتبى از كمالات دست مى‌يابند كه انسان‌ها از عهده ارتقاء بدان باز مى‌مانند.

نبايد از نظر دور داشت كه از نظر خلقت، انسان بر جنّ برترى داشته و اشرف مخلوقات است.

درباره مراتب و مراحل عمل شيطان معلون كه از طريق جنودش درباره انسان اعمال مى‌شود، در ميان آيات و روايات، اشارات زيادى آمده است.

شيطان گام به گام پيش مى‌آيد؛ امّا چنان‌كه عرض كردم با اوّلين فراخوان مسير هموار شده و توسعه پيدا مى‌كند.

گونه‌هاى مختلف عمل شيطان براى به ضلالت كشيدن انسان فراوانند و از جمله موارد زير قابل اشاره است:

١. دعوت؛

٢. ضريب؛

٣. گمراهى؛

٤. همراهى؛

٥. تزيين؛

٦. عداوت؛

٧. تسويف؛

٨. تخويف؛

٩. تفرقه و كينه؛

١٠. احاطه همه جانبه؛

١١. سرگرمى و فراموشى؛

١٢. زمينه‌سازى گناه.

آيات و روايات بسيارى در اين باره موجود است كه مطالعه در اين باره را توصيه مى‌كنيم.

پى‌نوشت‌ها:


[١]. سوره حج (٢٢)، آيه ٣.

[٢]. سوره انعام (٦)، آيه ٧١.

[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٧٥.

[٤]. سوره روم (٣٠)، آيه ٤١.

[٥]. سوره انعام (٦)، آيه ١٢٨.

خرماى آسمانى‌

وقتى در آن بيابان خشك و بى آب و علف، خار مغيلان به پاى سيّد خورد، در حالى كه رمق بدنش كشيده شده بود، لب‌هاى خشك و چروكيده‌اش را از هم باز كرد و آخ بلند و دنباله‌دارى گفت و خودش را روى زمين انداخت.

او در حالى كه داشت خونى را كه از بين چروك‌هاى لبش روى صورتش مى‌ريخت، با دستش پاك مى‌كرد، با خودش كلنجار مى‌رفت كه آخر آن امامى‌كه بعد از چهل شب آمدن به مسجد سهله، نتوانستم ملاقاتش كنم، حالا در راه كوفه، آن هم اين وقت شب به فريادم مى‌رسد؟

امّا در آن حال، يك دفعه سخن حضرت صاحب‌الزّمان (عج) كه فرموده بودند: «از اخبار و اوضاع شما كاملًا آگاهيم و چيزى از آن بر ما پوشيده نمى‌ماند» به ذهنش خطور كرد و صورت رنگ پريده‌اش را به سمت آسمان گرفت و در حالى كه از گوشه چشمش اشك مى‌ريخت، لبان خشكيده‌اش را از هم باز كرد و با صدايى لرزان اسم صاحبش را برد و گفت: يا حجّة بن الحسن ادركنى و بى حال روى زمين افتاد.

هنوز لحظه‌اى نگذشته بود كه مرد عربى بالاى سر سيّد ظاهر شد و با زبان مردم «نجف» رو به سيّد گفت: «از مسجد سهله آمده‌اى و مى‌خواهى به مسجد كوفه بروى؟»

سيّد با صدايى ضعيف جواب داد: بله‌

سيّد در دلش مى‌گفت: مى‌گويم تشنه‌ام، اين مرد به من خرما مى‌دهد.

مرد عرب كه انگار از دل او با خبر بود اين بار با اصرار بيشتر خرماها را سمت او گرفت و گفت: «بگير و بخور.»

سيّد خرماها را گرفت و اوّلى را در دهانش گذاشت، حسّ عجيبى به او دست داده بود، هر چه خرما را بيشتر مى‌جويد، دلش بيشتر خنك مى‌شد و تشنگى‌اش كمتر مى‌شد. او خرماى دوم را با ولع بيشتر در دهانش گذاشت، بى‌آنكه خرماى اوّل هسته‌اى داشته باشد. سومى را كه خورد، عطشش كامل رفع شده بود.

حالا حال سيّد خوب شده بود و همراه مرد سمت مسجد كوفه به راه افتاده بود، چند قدمى‌كه برداشتند، مرد عرب سمت مسجد اشاره كرد و گفت: «اين هم مسجد.»

سيّد از تعجّب چشمانش گرد شده بود، باورش نمى‌شد فقط چند قدم راه رفته بود و به مقصدش رسيده بود. سيّد مناره‌هاى مسجد را كه ديد، اشك امانش نداد. خواست از مرد تشكّر كند كه سرش را برگرداند و ديد مرد نيست.

حالا سال‌هاست كه از اين ماجرا مى‌گذرد و عطش حسّى است كه ديگر سيّد تجربه‌اش نكرده است؛ امّا هر وقت نگاهش به آب مى‌افتد، در دلش موجى از خوشحالى حس مى‌كند و ياد امام برايش زنده مى‌شود.

منبع: بركات حضرت ولى عصر (ع)، ترجمه كتاب «العبقرى الحسان»، نهاوندى، تدوين: سيّد جواد معلّم، ج ٢، ص ٢٠٠، س ٥