ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - برسرنظام حقيقى فراخوانى چه آمده است؟
هيچ يك از كفّار و شيطانپرستان، در وقت گفتوگو از معبود خويش، او را به عنوان مظهر پليدى و رذالت و شيطنت نمىخوانند، به عكس، به جمله پيروان اعلام مىدارند كه به سوى نور، منبع نور و نعمت سير مىكنند.
بخش بزرگى از اعضاى مجامع مخفى، ايلوميناتى[١] هستند.
ايلوميناتى به معنى روشنضمير است.
اين گروه مخفى كه به ايلوميناتىهاى باواريا شهرت دارند، در زمره مجامع سرّى هستند و تاريخ تأسيس آن به سال ١٧٧٦ م. برمىگردد. از آنها با عناوينى، چون دولت سايه يا سازمانهاى توطئهگر نيز ياد مىشود. كنترل بسيارى از رخدادهاى جهان در اختيار اين گروه مخفى است. موضوع نظم نوين جهانى كه چيزى جز تأسيس جهان تك حكومتى اشرار يهود نيست، در زمره مهمترين و شناخته شدهترين دستور فعّاليت ايلوميناتى است.
اين سازمان را يكى از لژيونرها و سران فراماسون، بر اساس انديشههاى ضدّ دينى و سكولار تأسيس كرد تا بر پايه اعمالى جنايتكارانه و هولناك شيطانى، اهداف سران پيش برده شود.
آنچه كه شيطانپرستان ايلوميناتى از آن، به عنوان منبع نور و روشنايى ياد مىكنند، منبعى جز شيطان رجيم نيست و اعضاى ايلوميناتى بر مرام و مسلك شيطانپرستان مشى مىكنند.
حال مىتوان دريافت چرا جماعتى براى سست كردن پايههاى اعتقادى و عملى مؤمنان به اديان آسمانى، با رواج تساهل و تسامح، ارتباط معنوى و ايمانى را منحصر در باور و علاقه قلبى دانسته و براى مثال مىگويند: ايمان قلبى كافى است يا تبليغ مىكنند: آدمى دلش پاك باشد، كافى است.
اين بلا را اوّلين بار، پولس بر سر مسيحيّت و مسيحيان آورد. او يهودى متعصبّى بود كه در كسوت چوپانان و حواريون و رسولان، بزرگترين انحراف را در آيين مسيحيّت نوپا وارد ساخت.
پولس، ايمان قلبى را براى پيروان و مؤمنان به مسيح، كافى شناخت و در حذف شريعت اعلام كرد:
به خوبى مىدانيم كه انسان با اجراى احكام شريعت، هرگز در نظر خدا پاك و بىگناه به حساب نخواهد آمد؛ بلكه فقط با ايمان به عيسى مسيح، پاك و بىگناه محسوب خواهد شد.
او همچنين اعلام كرد:
شريعت لالاى[٢] ما شد تا [ما را] به مسيح برساند تا از [اهل] ايمان عادل شمرده شويم؛ ليكن چون ايمان آمد، ديگر زيردست لالا نيستيم.[٣]
بدين سان تكليف به شريعت از مسيحيان برداشته شد. او براى اثبات نظريّه نسخ شريعت، دكترين فديه را پايهگذارى كرد و اعلام كرد:
شنيدهام شياطينى آمدهاند و شما را وسوسه مىكنند. اگر خواستار نجات هستيد، پس طبق ايمان عمل كنيد و شريعت را به كنارى كشيد. شريعت مال دوران قهر است.
جمله مذاهب انحرافى و فرقههاى بر ساخته شده استعمارگران، همچون بهائيّت، با ترويج نگاهبخشى و گزينشى به دين، اخلاق و شريعت حقيقى اديان، تمامى كاركردها را از آن سلب كردند و همه مجال ارتباطگيرى حقيقى و مؤثّر را از پيروان سادهدل گرفتند.
در هم ريخته شدن نسبت ميان ساحتهاى فكرى، اخلاقى و عملى يك دين كامل، انفكاك و جدا افتادگى بخشى از بخش ديگر و برخورد گزينشى درباره اين منظومه به هم پيوسته، كهكشان يك دين كامل را بدل به ستارهاى، سيّارهاى يا شهابسنگى رها و معلّق در دل آسمانها مىسازد.
شايد از اين روست كه خداوند، آنانى را كه با اين شيوه به منظومه دين برخورد مىكنند، منافق مىخواند.
قرآن درباره مسلمانان اخلالگر و آنان كه مىخواهند بين مردم ايجاد فساد كنند، در سوره نساء مىفرمايد:
«وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا؛[٤]
ايشان مىگويند: ما به پارهاى از آنچه خداوند بر پيامبر (ص) نازل فرموده است، ايمان داريم و به قسمتهاى ديگر ايمان نداريم و به آنها كافريم. اين گروه مىخواهند براى خود راه مخصوص را باز كنند و آنچه از آيات قرآن و تعاليم الهى را كه مطابق خواستههاى آنهاست، بپذيرند و آنچه را كه ميل ندارند، رد كنند.»
كم نيستند انسانهايى كه به دليل آلودگى به گناه و بزه و نجاست،