ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - دست هاى مهربان تو
تقديم به آستان پر مهر موعود مهربانىها
دستهاى مهربان تو
نمىشود تو رد شده باشى و
گلهاى وصله خورده خيابانى
سر بر نگردانده باشند
حتّى باور نمىكنم
اين روزهاى بىبركت
زير بال بابونههاى باران نخورده را
نگرفته باشى
هر چقدر اين روزها
چهل ستون آگهىهاى گمشده روزنامهها
به جاى آنكه دنبال تو بگردند،
به يك همكار
ترجيحاً خانم نيازمند باشند،
هر چقدر درختهاى اين حوالى
خشكيده قد كشيده باشند و
بيشتر از تمام عمرشان برگ بريزند
و سرفههاى سفورها را
به واژآرايىهاى شاعرانه ما اضافه كنند
حتّى ميز و نيمكتهاى بىخيال مدرسهها هم
به همين تصوّر آمدنت
به درختانگىشان برمىگردند
ريشه مىدوانند
و ساقه بر دست مىگيرند
حتّى همين حالا
كه پيرزنهاى كدام آبادىهاى دنيا
در سوگ جوانمرگهاى خود
دستهايشان را مىچرخانند و
رود رود گريه مىكنند
حتّى همين حالا
كه طبيعىترين آدمهاى دنيا
مصنوعى راه مىروند،
دختران همين كدام آبادىها
نذر آمدن توست
كه قالىهايشان را
به دار مىآويزند
حتّى همين حالا
كه يك عدّه تو را به خطّ نستعليق مىنويسند و
تجويد نامت را درست رعايت مىكنند
و آن سوى ماجرا
تمام همّتشان را
به مواظبت از ميزهاى موازى گره مىزنند
و آن سوتر ماجرا
به قيمت ترور درختها
ادامه حياط مىدهند،
منتظر بزرگترين سورپريز
كه بايد واژه فارسىاش را پيدا كنم،
ماندهايم،
تا مجبور نباشيم
در سلام اوّل سال
در باغ سفرههامان
سير و سركه بچينيم
ما به هيچ دستى ايمان نداريم
تنها دستهاى توست
كه بر دل هر روز سوخته ما
بخشپذيرند
سيّد محمّد امين جعفرى حسينى