ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - پرسش و پاسخ
فروگذار نمىكنند.
و آنچه مسلّم است، شكست شيطان و شيطانپرستان است. در اين باره امام صادق (ع) مىفرمايد:
«در هنگامى كه حضرت مهدى (عج) به مسجد كوفه وارد مىشود، شيطان را نزد او مىآورند؛ در حالى كه دستانش بسته است و مىگويد: عجب روز سختى است و در اين هنگام حضرت سر از بدن او جدا مىنمايد.»
و اين پايان كار شيطان و شيطان پرستان است.
علل جذّابيت فرقههايى مثل شيطانپرستى چيست؟
انسانها خصوصاً جوانها لذّتجو هستند و عموماً خود را بر اساس لذّت پيش مىبرند. از خوردن و آشاميدن گرفته تا رفتارهاى فردى و اجتماعى و حتّى رفتار عبادى. شيطانپرستان نيز با توجّه به اين خصلت انسانها تمام دستورالعملهاى فرقههاى خود را بر اساس لذّتهاى فردى گذاشته و آزادى بىقيد و اباحىگرى را ترويج مىكنند.
مسلّماً كسانى كه براى دين و اعتقاد خود دليلى ندارند، جز محيط پيرامون خود يا تقليد بر اساس لذّت و ميل نفسانى، به اين فرقه گرايش پيدا مىكنند؛ زيرا همانطور كه بيان شد، اساس فرقه شيطانپرستى لذّتطلبى مىباشد. آنها حتّى وارد مقولات جديدتر هم شده و چهره ديگرى از لذّت را معرفى كردهاند و آن درد لذّتبخش است و بسيارى نيز براى تجربه هم شده به اين فرقه گرايش پيدا مىكنند.
جذّابيت فرقههايى همانند شيطانپرستى بيشتر به خاطر تنوّع لذّتهايى است كه در آن وجود دارد و اينكه در اين فرقه، هيچ چيز حرام و ممنوعى كه با اصل لذّت طلبى در تعارض باشد، وجود ندارد. ناگفته نماند كه عدم اطّلاع از زيبايىهاى اسلام و مذهب تشيّع خود مزيد بر علّت است.
شيطانپرستى يك دين است يا فرقه؟ آيا با اين الفاظ به آن هويّت نمىدهيم؟
شيطانپرستى يك فرقه انحرافى است كه منشأ ضدّ دينى دارد، بنابراين هرگز دين به حساب نمىآيد و اينكه از آن به عنوان شيطانپرستى با قيد «پرستى» ياد مىشود، به خاطر اين نيست كه دين است؛ بلكه به اين منظور است كه يك مكتب اعتقادى بوده و مستقيماً اعتقادات افراد را هدف قرار داده است و اصولًا شيطانپرستان، شيطان را به عنوان خدا و خالق نمىپرستند؛ بلكه او را تقديس كرده يا به عنوان سمبل و نماد مخالفت با دين و خدا معرفى مىكنند. پس پرستشى در كار نيست و آداب و رسوم ترسيم شده در شيطانپرستى جنبه نمادين و سمبليك دارد و چون در برابر دين قرار گرفته، از آداب به اصطلاح دينى در جهت اهداف خود سود مىبرد. بنابراين فقط مىتوان گفت كه شيطانپرستى صرفاً يك فرقه مىباشد كه طرفدارانى دارد.
امّا اينكه پرسيده شده آيا با اين الفاظ كه قيد پرستش در آن به كار رفته موجب هويّتبخشى به آن مىشويم، بايد اشاره كرد كه اين ما نيستيم كه به مفاهيم هويّت مىبخشيم؛ بلكه خود الفاظ يك بار معنايى داشته و قبلًا وضع شدهاند. شيطانپرستى همان عنوانى است كه مؤسّس آن بر آن نهاده و معرفى كرده است و ما نيز در جهت نقد آن ناچاريم از همان عنوانى استفاده كنيم كه معروف است، نه اينكه خود عنوانى جديد بر آن فرقه بگذاريم و بعد بخواهيم منظور خود را بفهمانيم و واضح است كه اگر عناوين متفاوت باشد، كسى متوجّه نخواهد شد ما درباره چه فرقه يا مكتبى سخن مىگوييم.
در مورد گروهEmo توضيح دهيد.
Emo
مخفّف كلمهEmotion به معناى هيجان عاطفى يا آشفتگى مىباشد و مؤسّس اين فرقه، يك نوجوان ١٧ ساله كانادايى به نام الكس اوانس مىباشد.
گروهEmo از گروههاى منحرف اجتماعى به حساب مىآيند كه عموماً از خانواده خود جدا زندگى مىكنند و همين مسئله هم ناشى از افسردگى شديد در بين آنان است. گرايش شديد به خودكشى، همجنس بازى، قانونگريزى، انزواطلبى، استفاده از موادّ مخدّر، خصوصاً موادّ روانگردان و صنعتى و فرار از واقعيّتهاى جامعه، از خصوصيّات بارز اخلاقى اعضاى اين گروه است و در بين پسران اين گروه علاقه زيادى به رفتارهاى دخترانه وجود دارد كه ريشه در حسّ همجنسگرايى آنان دارد.
اگر كسى خصوصيّت روانپريشى نداشته باشد، نمىتواند در ميان آنان حضور پيدا كند. اكثر آنها از القاب سرد و نااميد كننده براى خود، خصوصاً در محيط اينترنت استفاده مىكنند. القابى چون: تك پر، تنهاترين، قلب يخى، خسته، باران زده، پسر تنها و ...
به خاطر علاقه زياد به موسيقى راك نيز يك سبك موسيقى كه خشونت كمترى نسبت به سبكهاى متال و ... دارد، ابداع كردهاند. البتّه به ساير سبكهاى موسيقى راك هم علاقه زيادى دارند.
در مورد پوشش و مُد ظاهرى، افراد اين گروه، مىتوان به لباسهاى مارك دار، خالكوبى يا تتو، استفاده از رنگهاى سياه، سورمهاى، قرمز و بنفش، خصوصاً براى هايلات كردن مو و ... اشاره كرد.
در موردEmo ها بيشترين موردى كه به چشم مىخورد و به آن مشهور هستند، مدل مو و طرز لباس پوشيدن آنهاست كه آنان را از سايرين متمايز مىكند. موهاى پف كرده و عموماً صاف كه از اطراف سر مانند بيد مجنون آويزان است و همچنين استفاده از آرايش سرد و بىروحى كه بيشتر به چهره آنها جلوه افسردگى مىدهد، از خصوصيّات ديگر ظاهرى آنان است.
كفشهايى با پاشنههاى ضخيم يا همراه با دست نوشتههاى خود آنان از ديگر خصوصيّات ظاهرى برخى از آنان است.
چند نمونه از فيلمهاى شيطانپرستى را نام برده و دليل ارتباط آنها به شيطانپرستى را بگوييد.
فيلمهايى كه در جهت اهداف شيطانپرستى ساخته مىشوند، به سه دسته عمده تقسيم مىشوند.
دسته اوّل: فيلمهايى كه مستقيماً به موضوع اشاره مىكنند، در آنها شيطان يا شيطانپرستان پيروز نهايى فيلم هستند. فيلمهاى «طالع نحس»، «پرتقال كوكى» و ... از اين دست هستند.