ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - فراخوانى ازنوع دوم
درباره سرانجام كسانى كه مبادرت به ساحرى مىكنند، مىفرمايد:
«وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ؛[١]
و آنچه را كه شيطان [صفت] ها در سلطنت سليمان خوانده [و درس گرفته] بودند، پيروى كردند و سليمان كفر نورزيد؛ ليكن آن شيطان [صفت] ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مىآموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود، [پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را تعليم [سحر] نمىكردند؛ مگر آنكه [قبلًا به او] مىگفتند: ما [وسيله] آزمايشى [براى شما] هستيم، پس زنهار كافر نشوى و [لى] آنها از آن دو [فرشته] چيزهايى مىآموختند كه به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيافكنند، هر چند بدون فرمان خدا نمىتوانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مىآموختند كه برايشان زيان داشت و سودى بديشان نمىرسانيد و قطعاً [يهوديان] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد، در آخرت بهرهاى ندارد، وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدند، اگر مىدانستند.»
آلوده ساختن ساحت حيات اعتقادى و فرهنگى مستضعفان، تأثيرگذارى ظالمانه بر اذهان و نفوس مردم- بىآنكه درباره عمل ساحرانه كمترين آگاهى و دخالتى داشته باشند- و سوءاستفاده از نيروهاى ماورايى شيطانى منتشر در طبيعت، ظالمانهترين عملى است كه درباره انسان اعمال شده است.
از اين روست كه مرتكبان به اين اعمال، از رحمت الهى دور و ملعون ابدى خواهند بود.
اين افراد، دست شياطين را بر ساحتهاى مختلف حيات فردى و اجتماعى مردم گشاده مىگردانند؛ بلكه به دليل تعهّدى كه به شيطان مىسپارند، خود تبديل به دست و پا و گوش و چشم او شده و در هيئت «عمله ظلمه شيطان» به زيست خود ادامه مىدهند.
پيروان اديان مختلف، پس از شناسايى ساحران و جادوگران، كيفرهاى سخت و ويژهاى را درباره آنها معمول مىداشتند.[٢]
در اسلام، ساحرى و جادوگرى در زمره گناهان كبيره شناسايى مىشود. در منابع وحيانى و روايى اهل بيت (ع) متجاوز از چهل گناه با عنوان گناه كبيره ذكر شده است.
ساحرى و جادوگرى در كنار شرك به خدا، در زمره گناهانى است كه در اثر آن، روح انسان مسخ شده و به طور كلّى فطرت پاك خود را از دست مىدهد.
در اسلام، به دليل وجود نفرت عمل ساحرانه و مبغوض بودن آن پيش خداوند، چنانكه كسى پيش ساحران رود، نمازش مقبول نمىشود. پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«مَنْ أَتَى عَرَّافا فَسَأَلَهُ عَنْ شَىْء لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاة أَرْبَعِينَ لَيْلَة؛
كسى كه پيش منجّم و فالگير برود و درباره چيزى از او سؤال كند، تا چهل شبانه روز نمازش قبول نمىشود.»
«كسانى كه ساحران را تصديق مىكنند و به گفتار و كردار آنها ايمان دارند، به بهشت نمىروند.»[٣]
ابوموسى از پيامبر (ص) روايت نموده است:
«لا يدخلون الجنّة: مدمن الخمر و قاطع الرّحم و مصدّق بالسّحر؛[٤]
معتاد به شرابخوارى و تصديق كننده ساحر و قطع كننده رابطه خويشاوندى داخل بهشت نمىشود.»
ساحران و فراخوانان شيطان، به دليل آنكه روح خود را به شيطان واگذاردهاند، با لجاجت از عقايد شيطانى خود به قدر ذرّهاى عقبنشينى نمىكنند، بر استمداد و يارى جستن از شياطين براى پيشبرد اهداف خود يا ديگران اصرار مىورزند و بر قدرت شياطين و اعوان و انصار جنّى آنها اعتماد دارند، زمينههاى انتشار گناه و معصيت و مهمتر از همه ظلم و ستم را ميان بندگان خدا فراهم مىسازند. از اين رو، در زمره منفورترين مردم هر روزگار شناخته مىشوند.
در «سوره طه، آيه ٦٩» مىخوانيم:
«وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى؛ جادوگر و ساحر هر كجا كه برود، به فلاح و پيروزى نمىرسد.»
در آيين و مرام مسيحيّت و در قرون وسطا، ساحران و جادوگران را به جرم ساحرى، زنده زنده در آتش مىسوزاندند.
نفى عمل ساحرانه و طرد و مجازات ساحران از آن روست كه، ساحران براى رسيدن به مقاصد شيطانىاشان، با دست شستن از ايمان، اطاعت از اوامر شيطان، مبادرت ورزيدن به كفر و اسائه ادب به مقدّسات، كشتن حيوانات و ساير اعمالى كه در شرع حرام اعلام شده، سعى در گره انداختن در دلها و چشم مردم مىكنند.
در منابع اهل سنّت از قول رسول اكرم (ص) درباره آنكه سحر مىآموزد، آمده است:
«من تعليم شيئا من السحر قليلًا او كان آخر عهده من الله؛ كسى كه به مقدار كم يا زياد از سحر تعليم گرفت، پيمانى كه با خدا بسته است، به پايان رسيده است.»
در سالهاى اخير و با بسط اينترنت، ياران و اعوان شيطان، اقدام به انتشار انواع و اقسام كتب ساحران و جادوگران و انواع اوراد و عزائم و طلسمات كردند، اين واقعه موجب شد تا عدّهاى- به ويژه جوانان- از روى كنجكاوى و با بىخبرى، به سراغ اين منابع رفته و با بوالفضولى و دست كارى در اين اوراد و طلسمات براى خود و ديگران مشكلات عديدهاى به وجود آورند. مشكلاتى كه به هيچ روى از طريق معمولى برطرف نمىشوند.
شياطين، همه سعى خود را در همرديف قرار دادن سحر و جادو با معجزه الهى انبياء به كار گرفتند و با ابزار نوين مانند ساختن انواع و اقسام فيلمهاى سينمايى و كارتونى، ذهن و قلب كودكان، نوجوانان و عموم مردم را متوجّه ساحرى و جادوگرى و پذيرش اين عمل شيطانى به عنوان «امرى رحمانى» سازند. تا آنجا كه كودكان و نوجوانان، نادانسته، براى دستيابى به خواستهها و آرزوهايشان، در عالم خيال در پى چوب جادويى (يا همان هاليوود) و ارتباط با نيروهاى جادويى شيطانى مىگردند.
اين واقعه فراگير عصر مدرن ارتباطات، عالم اجنّه شيطانى را به عالم انسانى نزديك ساخته و ميدان عمل آنها را وسعت بخشيده است.