ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - فراخوانى ازنوع دوم
پيكو را مىتوان نخستين غيريهودى دانست كه به جمعآورى دستنويسهاى عبرى پرداخته است.[١]
پوشيده نيست كه انقلابيون تأثيرگذار انقلاب كبير «فرانسه»، فراماسون و وابسته به لژهاى ماسونى بودند.
لژهاى مخفى ماسونها، در ميان آيينهاى ويژه تشرّف و پذيرش اعضا، آيينهاى پاگانى را كه پيش از اين در سابقه و آيينهاى مصرى و يونانى مراعات مىشد، پاس داشتند و در خفا، با تأسّى به آيينهاى رازآلود، سعى در ارتباط با نيروهاى ماوراء الطّبيعه و جنود ابليسى مىكردند.
ناپلئون بناپارت، با جادو آشنا بود و به شيوه امپراتوران قديم روم، جادو را براى خود جايز و براى ديگران حرام مىدانست.[٢]
در تمام سالهاى قرن ١٩ م. جمعى از فيلسوفان، جامعهشناسان و حتّى سران كليساهاى اروپا، با مكاتب سرّى، سر و كار داشتند.
مفتوح شدن دست شياطين بر جوامع انسانى در عصر ما، حاصل گسترده شدن گناهان و جرائم آشكار در ميان مردم است.
رواج شرابخوارى، زنا، همجنسبازى، ربا و قمار كه جملگى از طريق بنىاسرائيل و شركاى غربىشان اتّفاق افتاده، تمامى ديوارههاى محافظ انسان را از بين برده است.
حاكمان يهودى، فراماسونرها و سران مجامع مخفى كه عموماً شيطانپرستند، با ترويج مفاسد و قبايح، از شيطان نيرو مىگيرند تا بر سلطه و سلطنت بىشرمانه خودشان بيافزايند.
راز قدرت سران مجامع مخفى همچون فراماسونرها و سيطره آنان بر شرق و غرب، به ارتباطات شيطانى آنان برمىگردد. در حال حاضر هيچ كشورى به اندازه «انگلستان» شيطانپرست و جادوگر ندارد.
در كشورهاى شرقى وحتّى مسلمان هم، برخى مردان صاحب قدرت و نفوذ، از توانايى ساحران و جادوگران و جنّگيران خبيث براى پيشبرد اهدافشان و تأثيرگذارى بر ذهن و روان مردم و تضعيف رقبا و سلطه بر آنها استفاده مىكنند.
قرآن كريم اشاره مىفرمايد:
«سَحَرُواأَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ؛[٣]
ديدگان مردم را افسون كردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در ميان آوردند.»
همچنين در «آيه ١٠٢ از سوره بقره»، با اشاره به داستان هاروت و ماروت مىفرمايد:
«فَيَتَعَلَّمُونَمِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ؛
از آن دو [هاروت و ماروت] چيزهايى مىآموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيافكنند.»
آيات قرآنى و حكايت رفته بر بشر، نشان مىدهد كه چگونه فرزندخواندگان ابليس از مسير عمل جاودانه در كار خلق روزگار گره انداخته و به اهداف شوم خودشان مىرسيدند.
در اين عمل، جادوگران و ساحران، با انواع عزائم و طلسمات، نوعى تصرّف ذهنى و روحى در اشخاص را سبب شده و رفتار آنان را تحت تأثير خود قرار مىدادند.
در عصر ما، به همان سان كه موتىها در «آفريقاى جنوبى» با توسّل به جادو در امور مردم و از جمله تجويز دارو و مووتى دخالت مىكنند، در اروپا و آمريكاى متمدّن نيز، مقامات عالى و سران مجامع مخفى، با اعمال شيوههاى يهوديانه جادو، سعى در تصرّف در امور رقيبان خود يا سلطهيابى بر مقدرّات ساير ملل و دول مىكنند.
در جنوب قارّه آفريقا، دكترهاى جادوگر را سن گوما مىنامند و داروى تهيه شدهشان را مووتى مىخوانند. جنايات اين جادوگران كه همه ساله موجب قتل عامّ بسيارى از دختران و زنان و كودكان مىشود، زبانزد و مشهور است.
سامرى معروف، پس از رحلت حضرت موسى (ع) در عهد سموئيل نبى، ديگر بار به ميان بنىاسرائيل بازگشت و از طريق ساحرى و تعليم سحر در كار نبىّ خدا و مؤمنان رخنه كرد. از آن پس، بنىاسرائيل ديگر بار آلوده به عمل جاودانه شدند و اين عمل در ميانشان نسل به نسل منتقل شده و تا به امروز نيز ادامه دارد؛ چنانكه ذكر شد، به استناد آيات «سوره بقره» شياطين ملك سليمان، به مردم سحر و جاود ياد دادند. خداوند نيز از روى لطف دو فرشته به نامهاى هاروت و ماروت را به ميان مردم گسيل داشت تا راههاى خنثىسازى سحر را به آنان بياموزند.
از آنجا كه سحر و جادو، مثل بمبى است كه خنثى كنندهاش ناگزير مىبايد بر مكانيسم عمل بمب آشنايى داشته باشد، بنىاسرائيل از آنچه آموختند، در مسير عكس و براى اهداف پليد خود بهره بردند.
در اسلام شريف، اين عمل كثيف و شيطانى حرام اعلام شده و قرآن