ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - راه هاى مقابله عملى با شيطان
چه قدر بخشش مىكنى؟ بگو آنقدر كه مىگيرم، از آنچه مىبخشم، زيادتر است. اگر گفت: چه قدر به تو ستم مىكنند؟ بگو: من بيشتر ستم كردهام. اگر گفت: چه قدر براى خدا كار مىكنى؟ بگو: چه بسيار معصيتها كردهام».[١]
٣. استعاذه: در برابر هجوم وسوسههاى شيطان، لازم است به پناهگاهى مطمئن پناه ببريد و آن توجّه به خدا و ياد او است. قرآن مجيد مىفرمايد: «اگر از شيطان وسوسهاى به تو رسد، به خدا پناه ببر كه او شنواى دانا است».[٢]
٤. مجهّز شدن به تجهيزات: در برابر تهاجم وسيع شيطان، بايد در ميدان كارزار، همواره مسلّح باشيم. برخى از تجهيزات در حديث پيامبر اكرم (ص) مطرح شده است. حضرت مىفرمايد:
«آيا شما را آگاه كنم بر كارى كه اگر انجام داديد، شيطان از شما فاصله مىگيرد، به اندازه فاصله مشرق تا مغرب؟» گفتند: آرى. فرمود: «روزه صورت شيطان را سياه مىكند و صدقه، كمرش را مىشكند. دوستى براى خدا و كمك براى عمل صالح، پشت او را قطع مىكند و استغفار، بند دلش را مىبرد.».[٣]
امام على (ع) مىفرمايد: «براى شيطان كمندى بزرگتر از خشم و زنان نيست». منظور از اين سخن، زير سؤال بردن شخصيّت زن نيست؛ بلكه منظور آن است كه از طريق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وى و جذّابيتى كه جنس مخالف دارد، شيطان مردم را مىفريبد؛ همان گونه كه از طريق مال و زينت دنيا كه ذاتاً بد نيستند، وارد مىشود.
٥. آشنايى با دامهاى شيطان: براى رهايى از وسوسههاى شيطانى بايد مواظب دامهاى او بود. يكى از دامهاى خطرناك شيطانى، محبّت به دنيا است.
امام على (ع) مىفرمايد:
«از دنيا حذر كن، زيرا دام شيطان و جايگاه فساد ايمان است.»[٤]
دام ديگر كه از مهمترين ابزار كار شيطان به شمار مىرود، هواپرستى است؛ زيرا تا پايگاهى درون انسان وجود نداشته باشد، شيطان قدرت بر وسوسهگرى ندارد. شيطان خواستههاى نفسانى انسان را تأييد مىكند. قرآن مجيد مىفرمايد:
«تو هرگز بر بندگان من تسلّط نخواهى يافت؛ مگر گمراهانى كه از تو پيروى مىكنند.»[٥]
٤) خوردنىهايى كه تأثير در دورى از شيطان دارد (انار، سفرجل) ٣
رسول اكرم (ص) فرمودند:
«نيست كسى كه انار بخورد؛ مگر اينكه چهل روز شيطان خود را مريض نموده است.»
«انار آقاى ميوههاست و كسى كه انار بخورد، شيطانش را چهل صبح خشمگين نموده است.»
امام رضا (ع) از پدران بزرگوارش، از اميرمؤمنان (ع) روايت فرمودند:
«روزى بر رسول خدا (ص) وارد شدم، در دست او گلابى بود، ايشان گلابى را خورد و به من خوراند و فرمود بخور يا على! گلابى هديه خداوند براى من و توست. من در آنT همه لذّت را يافتم.»