ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - زمين قم و ابليس
«إِلَّاأَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ»
من فقط بيان، قلم، ماهواره، فيلم و زبانى داشتم، فقط شما را به انواع گناهان دعوت كردم. شما دعوت مرا اجابت كرديد.
اين گفتوگوى ابن زياد روز قيامت با سىهزار نفر قاتل حضرت ابى عبدالله (ع) است. اين شيطان «كوفه» به اين سى هزار نفر مىگويد: من كه با اجبار شما را نبردم «كربلا»، سى هزار نفرتان گوش نمىداديد، من چه كار مىتوانستم بكنم.
حرف شيطان در قيامت نيز همين است. راست مىگويد، چون هيچ شيطانى به آدم سلطه ندارد. اين است كه در قيامت، مجرمان نمىتوانند به پروردگار بگويند: به جاى ما، گريبان شيطان را بگير؛ زيرا آنها اجابت دعوت شيطان كردهاند و خود مقصّرند.
پىنوشتها:
[١]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٤.
[٢]. سوره حجر (١٥)، آيه ٣٦.
[٣]. همان، آيات ٣٧ و ٣٨.
[٤]. الميزان، ترجمه، ج ١٢، رجوع شود به صفحات ٢٣٦- ٢٣٥- ٢٣٤، سيّد محمّدباقر موسوى همدانى.
[٥]. البرهان ج ٢، ذيل آيه مذكور، ج ٧؛ عياشى، ج ٢، ذيل آيه مذكور، ح ١٤.
[٦]. رخشاد، محمّدحسين، در محضر علّامه طباطبايى، ص ٥٧.
[٧]. بحارالانوار، ج ٥٣، صص ٣٩ و ١٤٥.
[٨]. الميزان، ترجمه، ج ١٢، ص ٢٥٨، سيّد محمّدباقر موسوى همدانى.
[٩]. طالبان رجوع كنند به ترجمه فتوحات مكيّه، شيخ اكبر محى الدّين ابن عربى، ص ٩٦، معارف، باب ١- ٤، ترجمه محمّد خواجوى.
[١٠]. مثنوى طلاقديس.
(١١). معجم الفاظ غرر الحكم و درر الكلم، ص ٥٧١.
زمين قم و ابليس
از رسول خدا (ص) روايت شده است:
«هنگامى كه به آسمان سير داده مىشدم، در زمين، بقعه سرخى را ديدم كه رنگش از زعفران بهتر و بويش از مشك خوشتر بود و در آن بقعه، پيرمردى نشسته بود كه بر سر او كلاه سرخى بود. گفتم: اى جبرئيل! اين چه بقعه است؟ گفت: اين بقعه تو و شيعيان وصىّ تو حضرت على (ع) است. پرسيدم كه اين پيرمرد كيست؟ گفت: ابليس است. گفتم: در اينجا چه مىكند و چه از شيعيان ما مىخواهد. گفت: مىخواهد ايشان را از ولايت حضرت على (ع) باز دارد و ايشان را به فسق و فجور بخواند.
گفتم: اى جبرئيل مرا در اين بقعه فرود آور. پس مرا فرود آورد، زودتر از برق. به ابليس گفتم: «قم» اى ملعون! بر خيز از اينجا، اى رانده شده درگاه احديّت! به درستى كه تو بر امّت من و شيعيان على تسلّط ندارى».
و بدين جهت آن سرزمين «قم» ناميده شد.