ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
يا با تلفن با دوستانش گپ مىزند و مادربزرگ يك مجله مىخواند يا در نهايت يك رمان. اگرچه اين تصوير، جهانى و مربوط به همه دنيا نيست، امّا تصوير نوع خانوادههاى متوسط مدرن است و البته اين امر حاصل از يك برنامهريزى و طرح است و نه يك اتفاق. به اين امر «تفكيك مخاطبان» گفته مىشود و از طريق بازاريابى صورت مىگيرد و به نوعى، هر كسى طعمه آن واقع مىشود.
بنابراين، پيش از آنكه به مسئله جداسازى بر مبناى جنسيت در ميان مسلمانان بپردازيم- كه به نظر مىرسد اين روزها تبديل به موجى در حلقههاى مسلمانان شده است- بايد به مسئلهاى اساسىتر بپردازيم و آن، موضوع بسيار پيچيده تقسيم افراد به گروههاى مختلف سنى و جنسى از سوى رسانههاى تفريحى و سرگرمى است. اگر كسى از ما خواهان سرگرمى و تفريح سالم است، در اين صورت، اوّل از همه بايد فكرى براى برطرف كردن اين شكستها و فاصلههاى ميان طبقات سنى كرد. راستى چطور است مردها با پسرها و دخترها با زنان كارها را انجام بدهند؟ پيرها و كودكان يك جا جمع شوند؟ براى همه اينگونه جمعها چه اتفاقى افتاده است؟ مسئله اصلى در مورد تفكيك مسلمانان- ميان زنان و مردان- نيست. مسئله اصلى در مورد توليد انبوه كالاهاى تفريحى و سرگرمكننده است كه قشر بسيار خاص و مشخص سنى را مورد هدف قرار مىدهد و واحدهاى اجتماعى و فرهنگى را احاطه مىكند. چگونه اين كالاهاى توليد انبوه شده، جايگزين اشكال رودررو و حضورى تعامل افراد شدهاند؟ پاسخ اين است كه تفريحاتى ايجاد كنيم كه دوباره انسانها را دور هم جمع كند، در غير اين صورت، ايده كلى خانواده يك سراب و فريب مىشود.
برخى فكر مىكنند كه اگر مسلمانان بيش از اين در جريان اصلى رسانهها فعاليت داشتند- مثلًا توليدكننده كمدى، درام، بازى، تبليغات و ... بودند- بيشتر در جامعه پذيرفته مىشدند و بيشتر مىتوانستند بر تفريحات خود كنترل داشته باشند. در حالى كه ايده «نمايش روزانه» و كمدىهاى موقعيت در ايالات متحده متولد شد. آنها كه مىخواهند بدانند، اين ايدهها در جاهاى ديگر چگونه اجرا مىشود، مىتوانند همه آنها را در رسانههاى عربى- تلويزيونهاى ماهوارهاى مثلLBC ،MBC و المستقبل- ببينند، امّا اينكه آيا اين امر افراد را قابل پذيرشتر مىكند، قابل بحث است. در برخى موارد، اين برنامهها مسخره كردن خود است و حتى گاهى كه چنين نيست، از سوى مخاطبان غربى چنين برداشتى از آنها مىشود. در بسيارى موارد، تفريحات مثلًا بومى و محلى، تقليدى ضعيف و بىكيفيت از توليدات پخش شده در جهان است كه بيشتر از ايالات متحده نشأت مىگيرد. هر مُد جديدى كه توسط آمريكا ايجاد مىشود، توسط اين مقلدان منطقهاى، «بومى» مىشود. به عنوان مثال مُد آمريكايى(reality TV) در برخى تلويزيونهاى عربى و ... در جهان اسلام ريشه دوانده است.
جداى از تلويزيون، تفريحات روزمره فراوانى وجود دارد (يا تا همين اواخر وجود داشت) كه مسلمانان مىتوانند (و در حقيقت اين كار را مىكردند) در آن مشاركت داشته باشند و اكنون بسيارى از ما، خصوصاً آنها كه عمدتاً مذهبى هم نيستند، نسبت به آن نگران هستند: مثل گوش كردن به موسيقى يا بازىهاى خيالى كامپيوترى. برخى در اين زمينه چنان پيش رفتهاند كه درخواست فتواهايى براى تحريم چنين تفريحات و سرگرمىهايى را نمودهاند، امّا پيش از آنكه فتوايى بتواند مؤثر واقع شود، بايد يك سلسله شرايط اجتماعى خاص تحصيل شود. كسى كه براى بررسى فتواها در اين زمينه وقت صرف كند، خواهد ديد كه فتواهاى مربوط به مبحث تفريحات، در رويكرد و پاسخ با هم متفاوتند و اكثراً بازتاب زمان و مكانى هستند كه آن فتوا در آن مطرح شده است. امروزه زمانه بر روى رسانهها مىچرخد، بنابراين اگر كسى از گوش دادن به موسيقى سؤال مىكند، منظور او گوش دادن به موسيقىاى است كه از طريق الكترونيكى و از نقطهاى دوردست تهيه و پخش مىشود. تلويزيون و بازىهاى كامپيوترى، مثالهاى ديگرى در زمينه تجارب رسانهاى دراينباره هستند. بنابراين، علاوه بر پرسيدن و خواستن فتواهايى له يا عليه اين جريانها، شايد بهتر است اين سؤال اساسى را از خودمان بپرسيم و در پى پاسخ به آن باشيم، چنانكه قبلًا مطرح شد: «هدف از تفريح چيست؟» و «انسانها پيش از عصر رسانهها، چگونه خود را سرگرم مىكردند؟»، اين سؤالها صرفاً براى مسلمانان مطرح نيست، بلكه به نوعى، اين بشريت است كه زير بار مصرف منفعلانه توليدات ديگران در زمينه تفريح و سرگرمى كمر خم كرده است. به دنبال فتوا براى اينكه چه برنامههايى از تلويزيون ببينيم (و يا اصلًا تلويزيون ببينيم يا خير)، خود نوعى به عنوان مصرفكننده عمل كردن است. بخشى از اين مشكل، به نظام نهادينه شده مدرسهرَوى باز مىگردد كه كودكان موضوع آن هستند. اين نوع از مدرسهرَوى كه آن را مؤدبانه «آموزش» مىنامند، اوّلين توليدش خلق مصرفكنندههايى است كه نمىتوانند براى خودشان فكرى بكنند و دائماً نيازمند ساختارهايى ثابت هستند كه از جايى ديگر- تلويزيون، مدرسه، روانشناس يا نصيحتكنندگان- به آنها بگويد كه چه كنند. بر سر تفكر و تحقيق شخصى چه آمده است؟ شايد ناآرامى و ناراحتى مدرنى كه مردم آن را احساس مىكنند؛ شايد آنچه رخ داده است، عميقتر از اين باشد؛ شايد انسانها سوگوار از دست رفتن يا پاره شدن بخش مهمى از انسانيت خود هستند.
اسلام به عنوان يك دين، داراى فعاليتهايى خاص است كه بيشتر موافق فعاليتهاى عملى و فعال، جمعى و متفكرانه است. تفريح مدرن- در وجود بسيارى- نه فعال و نه متفكرانه است. بنابراين در توليد انبوه شده امّا معضل اين است كه مسلمانان تشخيص دادهاند كه اكثر مردم در حال حاضر به عنوان مصرفكننده، گرفتار