ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - زيارت عاشورا
نجفآبادى» بود.[١] البته رها كردن تحصيلات دبيرستان و ورود به حوزه علميه اصفهان براى فقيه بزرگوار ما به راحتى صورت نگرفت و به آسانى به كف نيامد.
او در راه رسيدن به آرمان آسمانى خود هزينهاى هنگفت را تنها به خاطر سربازى حضرت ولىعصر (ع) پرداخت كه داستان اين انتخاب سرنوشتساز را به جهت نكتههاى آموزنده آن در اينجا مىآوريم.
قبل از آوردن اصل داستان شايان يادآورى است كه مرحوم علّامه صافى، فردى فوقالعاده كتوم و رازنگهدار بود و از نقل قضايا و قصّههايى كه به نحوى براى او فضيلت يا كرامتى محسوب مىشد، به شدّت پرهيز مىكرد، امّا حكايت ذيل را به خاطر جنبههاى آموزندهاى كه بر آن مترتّب بود، براى فرزندان خود نقل كرده و قبل از گفتن داستان، هدفش را از نقل آن اينگونه بيان نموده است: «من اين قصّه را فقط به خاطر جنبههاى آموزندهاى كه دارد براى شما مىگويم:
- اوّل آنكه انسان بايد در راه صحيحى كه انتخاب كرده است، مقاوم و پايدار باشد؛
- دوم آنكه اگر در راه اطاعت پروردگار مشكلى براى انسان روى داد، بايد با دعا و توسّل به اهل بيت (ع) از آنان بخواهد كه او را كمك نمايند؛
- و ديگر آنكه مىخواهم اهميت و اثر فوقالعاده زيارت عاشورا را براى شما بگويم».
ورود در وادى نور
|
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد |
يا دل رسد به جانان، يا جان ز تن برآيد |