ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - داستان موعود
قدرت الله لطيفى لازم است. خداوند هماره زمين و اهل زمين را به واسطه اوليائش در امان داشته است.
علاوه بر بخشهاى سابق الذكر، ارتباطات ما با مخاطبان از طريق نشستها، همايشها و نمايشگاهها توسعه يافت. به اين صورت كه با حضور در دانشگاهها، مجامع علمى، هيئتها و مساجد هم نشستها و سخنرانىهايى داشتيم، هم نمايشگاههاى متنوّعى را برپا نموديم. با گذشت حدود چهارده سال، موعود برگزارى، حدود هزار نمايشگاه، سخنرانى، نشست و همايش را در كارنامه خود دارد. اين امر باعث شده كه امروز ادبيات و رويكرد موعود به خصوص در عرصه اجتماعى و فرهنگى در همه مجامع دانشگاهى جارى و سارى بشود و اين امكان را بيابد كه به طور مستمر بيش از ١٥٠ كانون فرهنگى مهدوى را در دانشگاهها تغذيه نمايد. ميانگين شركت ما در همايشها، نشستها، سخنرانىها و جلسات مشاورهاى و پژوهشى حدود ٢١٠ مورد در هر سال است.
در سال ١٣٨٧ بعد از چندتجربه، مقدمات ورود به عرصه توليد و عرضه آثار سمعى- بصرى و مولتى مديا و لوحهاى فشرده فراهم آمد. قبل از آن، اين عرصه را با تجربه لوحهاى فشرده و صوتى مذهبى مراثى و مداحى تجربه كرده بوديم كه شايد موعود يكى از اوّلين مؤسساتى بود كه به اين عرصه وارد شد. از سال گذشته به عرصه جديدى گام نهادهايم كه به حمدالله موفق شديم قريب به چهل لوح فشرده را با موضوعات و مضامين مختلف مهيّا كنيم كه اميد است به تدريج فرا روى مخاطبان موعود قرار گيرد.
٥. جدا از بيان رويكرد سياسى و اجتماعى به مهدويّت از طريق موعود و پس از بيان وجه استراتژيك مهدويّت، ما ردّ جرياناتى را مطالعه و شناسايى كرديم كه با رويكرد مهدوى يا آخرالزّمانى اغراضى ويژه را دنبال مىكردند. اين امر، ميدان را براى گفتوگو از جريان «مسيحيت صهيونيستى» به خصوص در دوره هشت ساله رياست جمهورى آقاى جورج دبليو بوش باز كرد. از طريق موعود و آثار موعود جامعه اسلامى و جوانان ما متوجّه جريان مسيحيان صهيونيست شدند و نقش آنها را در توليد محصولات سمعى و بصرى و سينمايى رديابى كردند. اين خود نقطه عطف مهمّى در عرصه مطالعات و پژوهش در اين زمينه بود.
٦. بعد از آن، وقتى موعود متوجّه شد كه جامعه جوان به جريانهاى فرقهاى مبتلا شده و غرب براى مقابله با تفكر و فرهنگ اسلامى و شيعى بساط فرقهسازى و فرقهبازى را گشوده، بلافاصله وارد ميدان شد و حسب احساس تكليف و براى زمينهسازى اذهان مسئولان، موضوع فرقهها را مورد مطالعه قرار داد، مجموعه نشستهايى را در اين باره برگزار كرد و در مقالات متعددى به اين موضوع پرداخت، به نحوى كه امروز يكى از مراكزى كه به صورت جدّى جريان فرقهسازى را دنبال، نقد و آسيبشناسى مىكند و حسب امكانات خودش، ضمن حركتهاى سلبى برنامههايى را پيشنهاد مىكند، «مؤسسه فرهنگى موعود» است.
در اينجا براى تنوّع و رفع خستگى به يكى دو نكته جالب اشاره مىكنم. وقتى با سر آمدن مدّت اجاره ساختمان عاريتى قبلى با مشكل جدّى محلّ استقرار مؤسسه مواجه شديم و با فشارهاى عجيب و غريب و متعددى كه صاحبخانه به ما وارد مىكرد، فضا را براى خود تنگ و تنگتر ديديم، ناگزير شديم تا براى حلّ مشكل چارهاى بينديشيم. امّا نبود امكانات مالى باعث مىشد كه با بن بست مواجه شويم. در همان ايّام امكان سفر حجّ عمره براى من پيش آمد در آنجا متوسّل به حضرت صاحب الزّمان (ع) شدم. فرداى روزى كه به تهران رسيدم، ساعت ده صبح، فردى تلفن زد و گفت: من متوجّه شدهام كه شما با مشكل مكان رو به رو هستيد. مىخواهم شما را ببينم تا ببينم چه خدمتى مىتوانم به شما ارائه كنم. من متعجّبانه با او قرار گذاشتم. آقاى «حاج على محمّدى» نامى بود كه به ديدن او رفتم. او خانهاى در خيابان پيروزى ايستگاه درختى داشت. صميمانه ابراز داشت كه من اين خانه را با شرايطى سهل در اختيار شما مىگذارم تا مشكل شما حل بشود؛ اگرچه در بدو امر آن ساختمان به نظر من نيامد و از او خواستم تا مجالى براى تأمّل به من بدهد، بعد از ظهر به من زنگ زد و گفت مگر آقا اجازه نمىدهند و نمىخواهند كه من به ايشان خدمتى بكنم؟ او خانهاش را با توقّع بسيار اندكى در اختيار ما گذاشت.