سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٦٦ - ملحقات
ملحقات
(١٠٩) (اين شماره در متن از قلم افتاده).
(١) ١١٠) امام صادق ٧ به محمّد بن ابى الكرام فرمود: من دوست دارم كه روز پنجشنبه براى سفر بيرون شوى، زيرا رسول خدا ٦ هنگامى كه مىخواست به جنگ دشمن رود در اين روز بيرون مىشد.
(٢) ١١١) رسول خدا ٦ هنگامى كه مىخواست سفر كند ميان زنان خود قرعه مىكشيد [و به قيد قرعه يكى از آنان را با خود همراه مىبرد].
(٣) ١١٢) رسول خدا ٦ دوست نداشت كسى بدون همسفر مسافرت كند.
(٤) ١١٣) رسول خدا ٦ فرمود: از سنّت است كه چون گروهى به سفر روند زاد و توشه خويش را با خود بردارند، زيرا اين كار سبب دلخوشى و دلگرمى و خوش خلقى آنان خواهد بود.
٥) ١١٤) رسول خدا ٦ در مسافرتها چند چيز از او جدا نبود: شيشه روغن (كه سر و موى خود را روغن زند)، سرمهدان، قيچى، مسواك، شانه، نخ و سوزن خياطى، درفش كفاشى، بند چرمى كفش. و آن حضرت در سفر لباسش را مىدوخت و كفش خود را پينه مىزد.
(٦) ١١٥) انس بن مالك گويد: هيچ گاه رسول خدا ٦ قصد سفر نمىكرد جز آنكه هنگام برخاستن از جا مىگفت: «خدايا به يارى تو سفر مىكنم، و به سوى تو روى مىآورم، و به دامن رحمت تو چنگ مىزنم، تو پشتيبان و نقطه اميد منى.
خداوندا، مرا در آنچه برايم مهم است و آنچه مهم نمىشمارم و آنچه كه تو خود بهتر از من مىدانى كفايت كن. خدايا، تقوا را توشه من كن و گناهم را بيامرز، و به هر سو رو كنم مرا با خير مواجه ساز». اين دعا را مىخواند و براى سفر بيرون مىشد.