سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٤٦ - ملحقات
(١) ٣٦) امام عسكرى ٧ فرمود: به پدر بزرگوارم عرض كردم: هنگامى كه يهود و مشركان با رسول خدا ٦ عناد و لجاجت مىورزيدند، آيا آن حضرت با آنان مناظره و احتجاج مىكرد؟ فرمود: آرى، بارها و بارها اين اتفاق افتاد.
(٢) ٣٧) پيامبر اكرم ٦ فرمود: از نخستين چيزهايى كه خداوند مرا از آنها نهى كرد نزاع و كشمكش با مردم بود.
(٣) ٣٨) امير مؤمنان ٧ فرمود: وقتى از رسول خدا ٦ چيزى مىخواستند، اگر مىخواست آن را انجام دهد مىفرمود: آرى (به چشم)، و اگر نمىخواست انجام دهد سكوت مىكرد، و هرگز در باره چيزى «نه» نمىگفت.
(٤) ٣٩) انس گويد: هر گاه خدمت پيامبر ٦ مىرسيديم حلقهوار دور هم مىنشستيم.
(٥) ٤٠) جابر گويد: هر گاه رسول خدا ٦ بيرون مىشد يارانش پيشاپيش آن حضرت راه مىرفتند و پشت سر او را براى فرشتگان مىگذاشتند.
(٦) ٤١) جابر بن عبد اللَّه انصارى در حديثى كه برخى از آداب جنگ رسول خدا ٦ را بر شمرده گويد: آن حضرت در جنگها آخر همه مردم حركت مىكرد، و اگر شخص ناتوانى از رفتن باز مانده بود او را به نرمى و آرامى رديف خود سوار مىكرد؛ و براى شركتكنندگان دعا مىنمود.
(٧) ٤٢) روايت شده كه رسول خدا ٦ از كالاى دنيا به آنچه در نظر ديگران نيكو و فريبنده بود نگاه نمىكرد.
(٨) ٤٣) و نيز روايت شده كه رسول خدا ٦ چون از چيزى ناراحت و غمگين مىشد به نماز و عبادت خدا پناه مىبرد.
(٩) ٤٤) و نيز روايت شده كه رسول خدا ٦ با خوى خوش خود با مردم معاشرت مىكرد ولى دلش از آنان جدا بود؛ ظاهرش با خلق خدا و باطنش با حق تعالى بود.