سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢١١
آسمان برده شد، جبرئيل رسول خدا ٦ را به مكانى رسانيد و خود از آن حضرت جدا گرديد، پيامبر ٦ فرمود: اى جبرئيل، در چنين حالى مرا تنها مىگذارى؟! جبرئيل گفت: به راه خود ادامه ده، به خدا سوگند به جايى قدم نهادهاى كه بشرى به آنجا قدم ننهاده و پيش از تو هيچ بشرى سيرش به آنجا نرسيده است.
(١) ٤٩٤) سلمان فارسى رحمه اللَّه گويد: جبرئيل به پيامبر گفت: سوگند به خدايى كه تو را به نبوت مبعوث كرد، اين جا مقامى است كه هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربى به آن قدم ننهاده است.
(٢) ٤٩٥) رسول خدا ٦ فرمود: [در شب معراج] سوار «براق» شدم و رسيدم به آن حجابى كه بعد از آن خداى رحمان بود (بين من و خدا تنها يك حجاب فاصله بود[١]).
(٣) ٤٩٦) محمّد بن فضيل گويد: از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم: آيا هرگز رسول خدا ٦ پروردگارش را ديد؟ فرمود: آرى، با قلب خود پروردگارش را ديد؛ مگر سخن خداى متعال را نشنيدهاى كه مىفرمايد: «دل آنچه را ديده دروغ نگفته است»[٢]. او خدا را هرگز با ديدگان ظاهر نديد ولى با چشم دل ديد.
(٤) ٤٩٧) رسول خدا ٦ فرمود: [در معراج] پروردگارم را [به چشم دل] ديدم و ميان من و او فقط جلال وى حائل بود.
(٥) ٤٩٨) رسول خدا ٦ فرمود: مرا با خداوند وقتى هست كه هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بندهاى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده است قدرت تحمل آن حال را ندارد [چه رسد به ديگران].
(٦) ٤٩٩) رسول خدا ٦ در ضمن حديث معراج فرمود: چون به آسمان هفتم رسيدم و تمام فرشتگان آسمانها كه همراه من بودند و جبرئيل و فرشتگان مقرب از
[١] -بايد توجه داشت كه منظور، قرب معنوى است نه قرب مكانى.
[٢] -نجم/ ١١.