سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ١٨٤ - ذكر آن حضرت در هر صبح و شام
غيبگويى را انتخاب كرده است[١].
(١)
ذكر آن حضرت در هر صبح و شام
(٢) ٤٠٣. روايت شده كه چون على بن الحسين عليهما السّلام را نزد يزيد بردند، يزيد تصميم گرفت گردن آن حضرت را بزند، از اين رو امام را در مقابل خود نگاه داشته، با او سخن مىگفت تا او را به حرف آورد و كلمهاى از آن حضرت بشنود كه بدان بهانه او را بكشد، اما زين العابدين ٧ به تمام سخنان يزيد پاسخ مىداد در حالى كه تسبيح كوچكى را كه در دست داشت با انگشتان مىگردانيد. يزيد گفت: من دارم با تو سخن مىگويم و تو در پاسخ من با بىاعتنايى تسبيح مىگردانى؟! اين چگونه رواست؟! حضرت فرمود: پدرم از جدّم نقل كرد كه چون از نماز صبح و تعقيبات آن فارغ مىشد، با كسى سخن نمىگفت تا اينكه تسبيح را در برابر خود مىگرفت و مىگفت:
اللّهمّ انّى اصبحت اسبّحك و امجّدك و احمّدك و اهلّلك بعدد ما ادير به سبحتى
«خدايا، صبح كردم در حالى كه به اندازه گردش دانههاى تسبيح خود تو را تسبيح و تمجيد مىكنم، و به گفتن حمد و ذكر توحيد تو مىپردازم». آنگاه دانههاى تسبيح را گردش مىداد و با مردم سخن مىگفت بدون آنكه ذكر گذشته را تكرار كند، و فرمود: با اين كار به شماره گردش دانههاى تسبيح برايش ذكر خدا حساب مىشود و آن سبب حفظ و حراست اوست تا وقتى كه به بستر خواب رود، و چون به بستر مىرفت در آن هنگام نيز تسبيح را مىگرفت و ذكر گذشته را تكرار مىكرد و تسبيح را زير سر خود مىنهاد و با اين كار تا صبح ذكر خدا در نامه اعمال او نوشته مىشد. من نيز تسبيح را مىگردانم تا اقتدا به عمل جدم كرده باشم. يزيد پس از شنيدن
[١] -مانند اين حديث از حضرت صادق ٧ نيز نقل شده، ليكن متن دعاها در آن نسبت به حديث گذشته بسيار تفاوت دارد. زمخشرى هم در كتاب« فائق» همان معنى را با حذف دعا روايت كرده است.( مؤلف)