حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٦٤ - كلمه ٥ - قال أمير المؤمنين
مؤمن مانند كوهى استوار است و هيچ باد فتنه و حوادث عالم او را از جاى حركت نتواند داد.
امّا شاخه درخت ايمان تقوى داشتن است از هرچه عمل زشت و كار نارواست بلكه مقام عالى آن تقوى از هرلذّت و خوشى جز لذّت لقاى خدا و شهود آن معشوق كلّ الحسن يكتاست.
امّا شكوفه آن درخت كه زينت و جمال اوست فرمود حياء از خود و خدا و خلق است كارى كه خود بالوجدان زشت مىداند نكند و از آنچه خدا نهى كرده شرم كند و كار حرام را بىحيائى و جسارت به خدا شمارد و بر خلق هم كار بد خود را مستور دارد و از تجاهر به عصيان شرم كند كه اگر فسق و گناه پنهان را آشكار كند موجب پردهدرى و خرابى جامعه و فساد و جرأت مردم به عصيان شود.
امّا ميوه درخت ايمان فرمود: سخاوت نفس است و سخاوت نه تنها احسان به فقيران و مستمندان است بلكه ملكه سخاوت به حقيقت قوهايست از آثار علوّ نفس و بلندى همّت كه لازمهاش آنست كه انسان از جان و مال به راه خدا و احسان به خلق خوددارى نكند و در آنچه خير و صلاح مقام انسانى است به امر حق و رأى عقل كامل مال و جان را به آسانى بذل تواند كرد بلكه از احسان هرگونه احسانى به خلق جهان لذّت برد و به ميل و شوق و رغبت قلبى به خلق احسان كند و عالىترين مرتبه سخاوت إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ[١] است كه ايثار باشد يعنى با وجود احتياج خود به چيزى آنرا براى خدا به خلق عطا كند وفقنا اللّه تعالى.
كلمه ٥- قال أمير المؤمنين ٧: أصل الإيمان (حسن) التّسليم لأمر اللّه
[٢].
[١] - هل أتى/ ١١
[٢] - غرر و درر آمدى، فهرست موضوعى آن، ص ٢٥، س ٥، شرح آقا جمال، ط ١، ج ٢، ص ٤١٦، ش ٣٠٨٧.
در روايت به اضافه كلمه« حسن» است كه« اصل الايمان حسن التّسليم ...» و در نقل جناب استاد الهى نيامده است، چنان كه در ترجمه نيز نياورده است.
قوله:« لذا حضرت در حديث كميل ...» اين حديث شريف در كشكول شيخ بهائى( ط ١، ج ٣، معروف به چاپ نجم الدّوله، ص ٢٤٦) و در بحار الانوار( ط كمپانى، ج ١٤، ص ٤١١) و در اواخر عين اليقين فيض( چاپ سنگى رحلى، ص ٣٨٢) روايت و بيان شده است. نكته ١٠٠١ كتاب ما هزار و يك نكنه چهل حديث در معرفت نفس است و اين حديث كميل، روايت نخستين آن است.
قوله:« چون و چرا را ...» دو بيت از قصيده مرتضويه ديوان استاد روحي فداه است( كليات ديوان حكيم الهى قمشهاى، ص ٣٧٢).