حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٠٠ - كلمه ٣ - قال أمير المؤمنين
ترجمه: حد حكمت و معنى حقيقى آن اعراض از سراى فانى و اشتياق به عالم بقاء است.
شرح: يعنى حكيم كسى است كه از همّت بلند و روح بزرگ دنيا و لذّات فانى آنرا ناچيز داند و تمام توجّهش به عالم بقا باشد و شوق به وطن اصلى و سراى ابدى دائم او را به ياد آن عالم و به كار مناسب آن سراى جاويد بدارد تا به علم و عمل صالح و احسان و خدمت به خلق پردازد چنانكه حكماء اغلب و خصوص حكيم قدّوسى محقق طوسى چنين بود و عمرى همه را به علم و عمل و خدمت به خلق صرف مىكرد و مىفرمود:
|
لذات دنيوى همه هيچ است نزد من |
در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست |
|
|
روز تنعّم و شب عيش و طرب مرا |
همچون شب مطالعه و روز درس نيست |
|
«رضوان اللّه عليه»
كلمه ٣- قال أمير المؤمنين ٧: خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدّنيا و أعانك على الطّاعة
[١].
ترجمه: بهترين كسى كه با او مصاحبت و رفاقت مىكنى آنكس است كه تو را مشتاق آخرت و متنفّر از دنيا گرداند.
شرح: يعنى رفيق حقيقى و هم صحبت گرامى آنست كه به روح انسان كه از عالم
[١] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٧٣، س ١١؛ و ط صيدا، ص ١٢٥، س ١٩؛ و شرح آقا جمال خوانسارى، ج ٣، ص ٤٣٦، ش ٥٠٣٠.
در همه مصادر ياد شده و نسخه خطّى غرر و درر كه در تصرّف راقم است صورت روايت بدين گونه است:
« خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدنيا و أعانك على طاعة المولى».
و به مفاد مصاحبت، عبارت بايد« خير من صاحبت» بوده باشد، چنان كه در كلمه ديگر فرمود:« خير من صاحبت ذو و العلم و الحلم» كه همه مصادر مذكور بدين صورتاند، و اين كلمه نيز در حرف خاء به لفظ« خير» از غرر و درر آمدى نقل شده است.
قوله:« حافظ فرمايد« دريغ و درد ...» معنى بيت اين نيست كه رفيق كيمياى سعادت است، بلكه معنى آن اين است كه كيمياى سعادت رفيق و همراه من بوده و تاكنون بدان آگاهى نداشتم، نظير اين بيت ديگرش:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|