حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٢٥ - كلمه ١٠ - قال أمير المؤمنين
ترجمه: عالم را بايد براى علمش اكرام كنند، و پيران تجربه آموخته را براى كثرت سنّ و «تجارب او» و نيكوكاران و خير خواهان بشر را براى خير و احسان، و سلاطين را براى سلطنت. يعنى هركس را بر آن جهت حسن و خوبى كه داراست بايد گرامى و محترم داشت علماء را براى علم و دانش كه علمشان چراغ هدايت خلق است، پيران را براى استفاده از تجارب به واسطه طول عمرشان، و خير خواهان و اهل احسان را براى احسانشان، سلاطين را براى سلطنت يعنى براى حسن انتظام و عدالت و رفع ظلم و آزار از مظلومان كه لازمه وجود سلطانست بايد محترم و بزرگ دانست. خلاصه يعنى در هركس جهت كمالى وجود دارد بايد بر آن جهت كمال او را گرامى داشت.
كلمه ٩- قال أمير المؤمنين ٧: لا يكون العالم عالما حتّى لا يحسد من فوقه و لا يحتقر من دونه و لا يأخذ عن علمه شيئا من حطام الدّنيا[١].
ترجمه: عالم را نبايد عالم حقيقى دانست الا آن كس كه بر مافوق خود در علم حسد نبرد، و به مادون خود از تكبّر و نخوت اهانت نكند، و از علم خود أخذ مال دنيا نكند و علم و دين را به حطام دنيا نفروشد «حطام يعنى متاع ناچيز بىقدر» به شرح محتاج نيست.
كلمه ١٠- قال أمير المؤمنين ٧: ينبغى للعاقل أن يحترس من سكر المال و سكر القدرة و سكر العلم و سكر المدح و سكر الشّباب
فإنّ لكلّ ذلك ريحا خبيثة تسلب العقل و تستخفّ الوقار[٢].
[١] - غرر و درر، ط نجف، ص ٣٥٤، س ١٨؛ و ط صيدا، ص ٢٦٤، س ٢؛ و شرح آقا جمال، ج ٦، ص ٤٣٧، ش ١٠٩٢١. و همه به لفظ« يحتقر» مىباشند، نه« يحقّر».
[٢] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٣٥٦، س ٣؛ و ط صيدا، ص ٢٦٥، س ١؛ و شرح آقا جمال، ج ٦، ص ٤٤٥، ش ١٠٩٤٨. در شرح آقا جمال آمده است« فان لكلّ ذلك رياحا خبيثة» و در ترجمه آن گفته است:« به درستى كه از براى همه اينها بادهاى پليد باشد كه زايل كنند عقل را، و سبك گردانند وقار را ...».
و در نسخه خطّى غرر و درر متعلّق به نگارنده بدين صورت است:« فان لكل من ذلك ريحا خبيثة ...» و كلمه« ريح» به صيغه مفرد مؤنث سماعى است، قوله سبحانه: كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ( آل عمران/ ١١٨)؛ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ( يونس/ ٢٣).