حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٦٣ - كلمه ٤ - قال أمير المؤمنين
واسعه بىنهايت خدا غافل كند و به حال نااميدى و يأس از رحمت خدا كه بزرگترين گناهست در اندازد در صورتى كه اميد به رحمت الهى موجب شوق و رغبت به كار نيكو گردد و روح را منبسط و شاد خاطر نگاه دارد پس بايد اهل ايمان در خوف و رجا معتدل باشند.
در كلمه ديگر حضرت فرمود: خف ربّك و ارج رحمته يؤمنك ممّا تخاف و ينلك ما رجوت. از قهر خدا بترس و به رحمتش اميدوار باش تا خدا از هرمخوفى تو را ايمن سازد و به هرچه اميدوارى نائل گرداند و در اواخر عمر و سنين پيرى در اخبار است كه غلبه اميد بر خوف پسنديده است چون شهوت و غضب ضعيف شده و هنگام انتقال از اين عالم فرا رسيده است بهتر است كه بنده اميدش به رحمت نامنتهاى خدا بيشتر باشد تا با رضا و شوق به لقاى حق از جهان رود تا به باغ رضوان شتابد.
كلمه ٤- قال أمير المؤمنين ٧: الإيمان شجرة أصلها اليقين و فرعها التقى و نورها الحياء و ثمرها السّخاء
[١].
ترجمه: ايمان به خدا در مثل درختى است كه ساقه آن يقين است و شاخهاش تقوى و شكوفهاش حياء و ميوهاش سخاوت است.
شرح: حضرت، ايمان به خدا را به درختى مثل زده و اصل آن يعنى ساقه و ريشه و ذات آن درخت مقام يقين به مبدأ و معاد است كه بىهيچشك و ريب خدا و قيامت را معتقد باشد تا به هيچ تشكيك از اين عقيده بيرون نرود الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ[٢].
و تمثال ثبات در ايمان را فرمود: المؤمن كالجبل الرّاسخ لا تزعزعه القواصف.
[١] - غرر و درر آمدى، شرح آقا جمال خوانسارى، ط ١، ج ٢، ص ٤٧. و لكن در چاپ قبل به جاى« التقى»،« التقوى» بوده است.
قوله: و تمثال ثبات در ايمان را فرمود:« المؤمن ...» امام ٧ در خطبه ٣٧ نهج البلاغه، ط تبريز، ص ٣٥، چاپ سنگى رحلى، از خود خبر داده و فرموده است:« فطرت بعنانها و استبددت برهانها كالجبل لا تحرّكه القواصف و لا تزيله العواصف ...»
[٢] - فصّلت/ ٣١